من و زنبور عسل برخورد قشقایی ها ومکوندی ها
خرداد ۰۵

«بنام خالق هستي»

 

دهستان جارو«جاي رود»

بوي جوي موليان آيد همي ياد يار مهربان آيدهمي

 

ريگ آموي ودرشتي راه او زير پايم پرنيان آيد همي

 

راجع به وجه تسميه جارو يا جاي رودبايد گفته شودبه علت آنكه در دير زمانها رودي در كناره آن مي گذشت واكنون آثار آن بصورت رگه باريكي در همان مسير جاري است بدين نام ناميده شده است واز طرفي بدليل جنگل وسيعي كه از يك نوع درختچه يا به زبان محلي (پرچ)در غرب آن مي روييده و هم اكنون آثاري از آنها باقيست شايد بدين جهت جارو ناميده مي شده است كه روستاييان آنها را بريده و خشك مي كرده اند واز آنها انواع سبد وطناب ساخته كه در بسياري موارد كارريسمان وطناب امروزي را انجام مي داده است .

واما اين دهستان كه اكثر از دير زمان مركز كلانتر نشين مكوند بوده وهست از شمال محدود است به روستاي شاه نشين وگندلزار ،از جنوب به كوههاي بلندي كه مرز جارو وچمن لاله وبرم گاو ميشي است از شرق به روستاي سرتيوك علياءوازغرب به روستاي شور باريك وبن آسياب محدود است.

دهستان جارو دردشتي وسيع كه اطراف آن راتپه ها و كوهپايه هايي فرا گرفته قرار دارد كه با اولين بارندگي سيمايي بهشتي مي يابد و رويش انواع گلها تا ارديبهشت هر سال چهرهاي بس زيبا و دل انگيز به خود مي گيرد ودر قديم قريب۵هكتار طول باغهاي آن بوده كه شامل انواع ميوه هاي درختي مثل انجير وانار ،نارنج وپرتقال وليمو شيرين ،زرد آلو وانگور وخيلي ميوه هاي درختي ديگر مثل خرما،هلو سياه ،بادام ،توت قرمز وسياه داشته ولي متاسفانه به علت قطع آب شيرين ونفوذ آبهاي شور و بي توجهي مسئولين مربوطه تنها يادگار آن باغهاي پر درخت وميوه تنها نخلهاي سر به آسمان كشيده ويكي دو باغ مانده كه جلوه اي خاص به اين دهستان مي دهد . وجود آب شيرين كه از طريق بهداشتي و لوله كشي صرفا جهت شرب به خانه ها مي رسد وآب آن به حدي مطلوب وشيرين وگواراست كه كيفيتي بالاتر از آبهاي معدني دارد همچنين دهات اطراف وبيشتر مردم هفتكل از اين آب استفاده نموده وحتي براي خوشايند مهمان مي گويند چاي با آب جارو داريم وبراي شربتهاي نوشيدني نيز از آن استفاده نموده واز مهمان

پذيرايي مي كنند.

هيچ روستايي در مكوند كيفيت آب وهوايي وسرسبزي وطراوتي كه جارو دارد راندارد تابستانش بهار ،بهارش بهاران است كه هر گردشگري را به وجد مي آورد با يك بار ديدار از جارو بخصوص در بهار وحتي نيمه هاي پاييز آنرا از ياد نمي برد در اينجا بد نيست نظر آقاي دكتر غلامرضا مكوندي را مثال بياورم كه پس از يك ديد ار ماه آنهم در تابستان، از امريكا براي بنده چنين نوشت:برادر آقاي امير آقااميري سالها در امريكا بودم وبعداز بازنشستگي پنج قاره دنيا،و در حدود ۲۶كشور را سياحت نمودم ولي باور كنيد هنوز دلم در جارووصفاي آنست وهرگز آنرااز ياد نمي برم وجود هواي سالم ، آسمان پاك پرستاره داشتن آب شيريني كه با آب تهران برابري مي كند ورودي كه از كنار آن مي گذرد وسرسبزي باغهاي بجا مانده وتپه هاي ديدني كه اطراف ده رافراگرفته وامامزاده اي بنام شاهزاده محمود (شهسوار) كه از فرزندان امام موسي كاظم (ع) است وكنار ۵۰۰ساله اي كه كنار آنست وقبوربسياري از مردان نامي و جنگي سوار كه در كنار آن امامزاده خفته اند و همچنين قبور شهدا جلوه اي ديگر به اين دهستان داده است . كمتر خانه اي است كه در آن چند درخت نباشد، كمتر خانه اي است در آن آب شيرين لوله كشي ،برق وتلفن نباشد كه هر بيننده اي احساس ميكند نگيني دردل روستا ههاي اطراف است بهاران وقتي روي تپه هاي اطراف مي نشيني وبه اطراف مي نگري دهستان را در ميان دشتي از سبزه وگل مي بيني و بهشتي از داده هاي خداوندي را درآنجا به عينه مي بيني وهمين باعث مي شود هر كس يكبار از اين دهستان ديدار كند دل از آن نخواهد كند و اينجاست كه بياد شاه ساماني مي افتيم و اين بار دهستان جارو را بياد مي آوريم كه :

بوي جوي موليان آيد همي ياد يار مهربان آيد همي

ريگ آموي ودرشتي راه او پيش پايم پرنيان آيد همي

 

وريگهاي دهستان جارو هم برراي ما همچون پرنيان نرم ولطيف است وهر كجاي دنيا باشيم دل و جانمان بياد جاروي هميشه جاويد است .

 

نويسنده :امير آقااميري

 

 

۵ پاسخ به “دهستان ، جارو جای رود”

  1. حامد گفت:

    متن شما سرشار از ایرادات دستوری زبان پارسی در نگارش جملات بود.کلانتر نشیننی به منظور تعریف از ساکنین بیان شده که شایسته است توسط غیر از اهالی محترم جارو بیان شود تا حمل بر خود ستایی نباشد.
    در ضمن آقای دکتر غلامرضا مکوندی ساکن روستای مه سنبلی ار توابع هفتکل هستند.ا

  2. رضا گفت:

    با احترام برای آقا حامد :
    از دیر باز دو روستای رودزرد کاید رفیع و جارو مرکز واصطلاحاکلانتر نشین روستاهای اطراف بودند وهر یک ، امورات روستاهای همجوار خود را انجام میدادند .حال این حرف را چه اهالی جارو و چه غیر اهالی بزنند فرقی نمی کند .مثل این است که شما بگویید تهرانی ها نباید بگویند تهران پایتخت ایران است چون خودشان تهرانی هستند !!! درخصوص آقای غلامرضا مکوندی هم نویسنده نگفتند که اهل جاروست بلکه گفته ایشان درباره آب وهوای جارو وصفای آن را آورده اند .

  3. محمد گفت:

    با تشكر از اقاي حامد ورضاي عزيز بايد درجواب حامد گفت اگركتاب فارسي راهم كه به صورت دقيق مرور كني انجا هم متوجه خواهي شد كه خالي از اشتباهات دستوري نمي باشداين يك دو تا زماني كه خود انسان به ان باورنرسد كه چه هست هيچ نميشود وبه فراموشي سپرده ميشود فردوسي اگر شاهنامه را نميسرود شايد كسي در اين زمان اورا هم نميشناخت بگذريم داشتن جزبه مديريت هر چيزي يا هر جايي كه در زمان قديم ان را بانام كلانتري ميشناختند كار كمي نبود و لايق هركسي نبود و نيست تفاوت ها را ببين در زمان گذشته حال وروزگار جارو چه بود وحالا با خالي ماندن جاي همان كلانترانه نامدار ونام اور جارو تبديل شده جولانگاهي براي عده اي انسان هاي چشم تنگ و سود جو تبديل شده در اين زمان بايد به ان توجه كرد كه گذشته ها كمرنگ ميشوند ولي هيچ زمان محو نميشوندواين راهم بدان كه همه ميگويند جارو نه…. در ضمن تمام خاك وروستا هاي مكوند به هم نياز دارند چون يكي بدون ديگري هيچ جاي در قلب مردمان مكوند ندارد وحال كه ما اينچنين به هم وابسته هستيم بايد باعث افتخار ما مردمان جارو باشد كه كساني از روستاهاي هم جوار از روستاي ما تعريف مي كنند نه اينك بگويمان شخص چون در روستاي جارو زندگي نمي كند پس حق نظر دهي ندارد ونبايد درمورد زيبايي هاوخاطرات گزشته خود چيزي بگويد. در ضمن من تشكر ميكنم از اقاي امير اقا اميري ودوست گراميشان بخاطر مطلب ونوشته جالبشان.واميدوار هستم كه به اين كار همچنان ادامه بدهند . با تشكر.

  4. خسرو گفت:

    درود
    درست نیست که بین مکوندی ها جدایی بیفتد. مکوندی باعث افتخاربختیارست. بیایید دست در دست هم سرزمینمان آباد کنیم.
    زنده بادایران زنده باد آریایی زنده باد مکوندی

  5. خسرو گفت:

    زنده باد بختیاری

نظر دهید