ایستگاه شاه پلیشک )طنز نامه هفتکل ( گذری بر زندگی شاپور چهارده چریک مترجم زبان آلمانی
آذر ۰۷
  • به قلم : سلیمان اسمی

  • ((ازتُل عاشقي تا  كِلوزیوم  رُم))

  • گفتگویی ساده وبی پرده بااولین هفتکلی که افتخار حضور درالمپیک را بدست آورد :

  • آقاي مانگشتي ا ميري از جمله بزرگان عرصه ورزش  است که درسایه تلاش وسختکوشی فعل خواستن ،توانستن است را بی آنکه بتواند بنویسد، خواند وصرف نمود .با ایشان در مورد چگونگی رو آوردنشان به ورزش  در حا ليكه كتاب تاريخ ورزش مسجد سليمان رادردست دارد كه درآنجا از ايشان يادشده  وتصوير بلند كردن وزنه شان را نشان مي دهد ،به سادگی به گفتگو نشستیم وایشان اينگونه برايمان تعريف مي كند :

  • زادگا هم طوفشیرین :

  • سال ۱۳۱۸درطوفشرين (هفتكل)متولد شدم .ده سا له بودم كه ازنعمت داشتن پدر محروم گشته و  بعد ازفوت پدر عهده دار مسئوليت خانواده خود ، برادروخانواده دايي ام شدم از آنجايي كه علاقه زيادي به ورزش داشتم به عنوان توپ جمع كن در با شگاه خيام (تاج)با حقوق روزي يك قران مشغول شدم ودر كنار اين كار به كارهاي ديگري از قبيل خريد براي بازيكنان مي پرداختم تا مخارج خانواده را تامين نمايم.

  •  نقل مکان از طوفشیرین به جارو کارها(اسلام آباد):

  • كم كم از طوفشرين به محله جارو كارها (اسلام آباد)نقل مكان كرديم و هرروز سررا هم در باشگاه نيرو آقايان ناصر چهار لنگ ونيكرو  وبگلري و غلامعباس انصاري وجمشيد اعتمادي را مي ديدم كه وزنه بردار ي مي كردندومن آرزو داشتم كه مرا هم به داخل راه دهند اما هر وقت كه مي رفتم آقاي حسين كاووسي مسئول سا لن بيرونم مي كرد .

حدود۱۵سا له بودم كه به عنوان نگهبان چا ههاي شركت نفت، بعد از نمره ۴مشغول كار شدم . سر كار كه بودم بيكار نمي نشستم ،لوله ها را جابه جا مي کردم ويا بالاي سرم مي بردم واشتياقم به وزنه برداري مرا وادار به اين كار ميكرد. بعد از نمره ۴، نگهبان بنگله هاي پايين طوفشرين شدم .شبي از شبها عده اي مي خواستند به آنجا دستبرد بزنند ومن مانع شدم وآنها از ترس فرار كردند روز بعد آقاي(( عطار زاده مسئول امور اداري وكارگزيني شركت نفت)) كه كار مرا پسنديده بود مرا خواست وگفت :پسر دوست داري من براي تو چه كاري انجام دهم ؟ من كه سخت مشتاق چنين روزي بودم گفتم خواهش ميكنم بخواهيد كه مرا به با شگاه نيرو راه بدهند .مسئول باشگاه كارمند ها وكارگرها(( اسفنديار خان اصلاني)) از خوانين چهارلنگ بود وهيئت مديره  هر ماه درمورد ورود  نيرو و جذب افرادجديد جلسه داشتند .

  • شروع رسمی وزنه برداری:

  •  اين بار با قاطعيت به سمت با شگاه نيرو رفتم ا ما باز هم مرا با هل بيرون كردند.با ناراحتي گفتم :آقاي كاووسي من بالاخره وارد با شگاه مي شوم .همين خواهشهاي من وراه ندادنهاي آنها مانندشعله اي دروجودم زبانه مي كشيدواشتياقم راصدچندان مي کرد.دريكي ا ز همين روزهايي كه به با شگاه رفته بودم آقاي اصلاني مراديد وگفت:(( توتقاضاي عضويت كرده بودي ؟)) با خوشحا لي گفتم: بله . كاووسي را صدا كرد وگفت :اين آقا از ا مروز مي تواند از باشگاه استفاده كند .

انگار همه دنيا را به من داده بودند وارد با شگاه شده ومستقيم به سمت آقاي حيدري مربي وزنه برد ا ري رفته وعرض ادب کردم(ازقبل به من گفته بودند اگر مي خوا هي در وزنه برداري پيشرفت كني بايد  در خدمت آقاي نادر حيدري باشي)مشغول نظارت بر كار وزنه بردارها بود.گفتم :من عضو جديدم و مي خواهم  وزنه بزنم . بعداز كسب اجازه به سمت وزنه حدود۷۰ كيلويي رفتم  وچند بار بالا آوردم واز آن روز به بعد مانندكسي كه  گمشده اش را يافته بود باجديت تمرين کردم . هر روز بعداز تمرين،همراه آقای نادرحیدری قدم زنان از باشگاه نیرو به سمت بازار سبزي  و تُل عاشقي مي رفتيم .تا ازآنجا نظاره شهر درآرامش باشیم .

  • اولین حضور درمسابقات استانی:

  • در سال۱۳۳۴در مسابقه استاني كه در ا هواز  برگزار شده بود به عنوان نماينده هفتكل ،مسجد سليمان ولالي ،شركت کرده ومقام دوم را كسب نمودم و عوض زاريان اول شد. بعد ازمراجعت به هفتكل از باغ ملي به دروازه نمره ۱۵ منتقل شدم .هر روز صبح فاصله دروازه تا پل را كه حدود ۳ كيلو متر بود مي دويدم  وبعد تمرينات شنا وپرس را انجام مي دادم روزي۱۰۰۰شنا مي رفتم وآن قدر تمرين ميكردم كه به اوج آمادگي برسم تمام هدفم اين بود كه در سال آينده قهرمان استان شوم

در مسابقات داخلي بين شهر هاي همجوار مشكلي نداشتم در سال ۱۳۳۵ با بدن ورزيده تر وانگيزه بيشتر قدم به مسابقات نهادم واين بار با ركورد ۲۹۵ كيلو براي سه حركت يك ضرب دو ضرب وپرس از بين نه حركت انجام شده به مقام اولي  استان خوزستان رسيدم به همراه تيم استان در مسابقات كشوري كه در اصفهان برگزار گرديد شركت نموده و در آن مسابقات نيز توانستم با ركورد ۳۱۵ كيلو براي سه حركت ياد شده، اول شده وقهرمان ايران گردم.

  • انتقال کار از هفتکل به مسجد سلیمان :

  • روزي عده اي از بزرگان شركت نفت آقايان خسروي ،كسروي ورفيعي به سراغم آمدند واز خواستند به مسجد سليمان بروم. ومن هم كه منتظر فرصتي بودم كه كاري در خور شان واندازه ام پيدا كنم قبول كردم. به باشگاه نفتون رفته ودر آنجا نيز نفر اول مناطق نفت خيز شدم.  به هفتكل برگشتم وباز قهرمان اول استان شدم وبه همراه تيم استان در مسابقات كشوري مشهد، باغلبه بر وزنه ۳۳۰ كيلو در سه حركت، نفر اول شدم. پس ازآن، از هفتكل به مسجد سليمان منتقل وبه عنوان مسئول امور ورزش مشغول كار شدم بي آنكه سوادي داشته با شم(( هرگز فراموش نمي كنم كه سهم من از دبيرستان رودكي هفتكل فقط چیدن انجيرهای رسیده  جلوي درآن بود )).

  • راه یابی به تیم ملی :

  • درسالهاي۳۷ درتبريز ، ۳۸در گرگان قهرمان اول ايران در وزن خود شدم وبالاخره در سال ۳۹ توانستم با كسب ركورد ۴۱۵ كيلو قهرمان دوم جهان يعني((جلال منصوري)) را پشت سر بگذارم ،هم به مقام نخست كشور رسيده وهم به اردوي تيم ملي راه پيدا كرده وافتخار پوشيدن لباس تيم ملي را بدست آورم. درهمان سال زير نظر مربيان تيم ملي آقايان جعفر سلماسي وداود نصيري(استاد نصيري) دراردوي  تيم ملي كه دردانشكده افسري كوي دانشگاه جهت شركت در مسابقات جهاني لهستان تشكيل شده بود شركت كردم .

درسال ۱۹۵۹درمسابقات جهاني ورشو لهستان به همراه تيم ملي شركت كردم وتوانستم باكسب مقام پنجمي جهان جواز شركت در مسابقات ا لمپيك ۱۹۶۰رم رابدست آورم .

  • حضور درمسابقات جهانی والمپیک رُم  :

  • بعد ازمسابقات لهستان شش ماه دراردوي تيم ملي در تجريش زير نظر مربي انگليسي  ((جان وي ير )) و حسن فردوس ومحمود نامجو به همراه نادر حيدري حضور داشتم

درسال ۱۹۶۰ به اتفاق ۲۴ورزشكار ديگر در رشته هاي مختلف به همراه نادر حيدري به مسابقات المپيك رُم اعزام شديم در آن سال نتيجه كاروان اعزامي به ا لمپيك كسب سه مدال در كشتي ويك مدال در وزنه برداري بود كه غلامرضا تختي وابراهيم سيف پورمدال نقره  ومحمد پذيرايي در كشتي واسماعيل علم خواه در وزنه برداري برنز كسب نمودند. من نيز به مقام هفتمي  المپيك رسيدم  وايران ازلحاظ تيمي بيست و ششم شد.

  • افتخاراتی دیگر:

  •  درسالهاي ۱۳۴۱ در رضاييه ،۴۲ درخرم آباد،۴۳درتهران به مقام اول رسيدم ودر مسابقات جهاني كه در سال ۴۴ تهران برگزار شده بود باركورد۴۴۰كيلوبراي سه حركت پرس ،يك ضرب ودو ضرب به مقام پنجمي جهان و اولي آسيا رسيدم و به عنوان فني ترين وزنه بردار با ۹چراغ سفيد براي ۹حركت انتخاب شدم .

  • خداحافظی از وزنه:

  • پس ازآن مسابقات براي بازكردن موقعيت براي جوانترها، ميادين مسابقه راكنارگذ ا شته ،پرچم و وزنه را بوسيدم وبادنيايي ازخاطرات كنار نهادم.درطي اين دوران موفق به كسب ۱۰ مدال طلاي ايران ،طلاي آسيايي،دو مقام پنجمي جهان،هفتم ا لمپيك،و۳مدال طلا ودونقره در تورنمنت هاي كشورهاي همجوار از قبيل ارمنستان ،تفليس ،باكوومسكوشدم . كه در كسب همه اين مدالها نادر حيدري و بسياري ديگر راكه برايم زحمت كشيدند ،سهيم ميدانم

  • تحول دروزنه برداری استان :

  • درسال ۱۳۵۳ به اهواز منتقل وكارم را درآنجا به عنوان مسئول هيئت وزنه برداري استان خوزستان دنبال نمودم وهمچنين با باشگاههاي مختلف درمسجد سليمان وا هوا ز همكاري مي کردم.بعد از انقلاب از سال۵۹ تا۶۵عهده دار هيئت وزنه برداري استان بوده  وبراي اولين بار درايران در سال۶۳با همكاري منوچهربرومند رئيس فدراسيون وزنه برداري، تيم وزنه برداري نفت جنوب را به مسابقات با شگا ههاي آ سيا كه در كره برگزار شده بود اعزام کرده ومقام اول را بدست  آورديم. جا دارديادي ازديگر قهرمان وزنه برداري هفتكل آقاي اكبرجلالي نمايم كه ايشان نيز زحمت بسيار كشيده ودر سطح كشور داراي مقام هاي متعددي بودند .

دراين نوشته از بسيا ري ازعزيزان  نام برده ویاد شد كه اگر در قيد حيات هستند براي آنها آرزوي زندگي پربارداشته واگر به ديدار حق لبيك گفته اند از ایزد بی مانند برايشان طلب بخشش مي کنیم.براي آقاي ما نگشتي اميري  نيز آرزوي موفقيت وسربلندي نموده همچنا نكه ايشان مايه فخر مردم هفتكل، مسجد سلیمان ومناطق نفت خیز بوده وهستند.    Souliman_esmi۲۰۰۲@yahoo.com                                                                             

نظر دهید