اخبار فروردین ماه ۸۸ اردوی رامسر ۱۳۵۴(رودکی)
فروردین ۱۹

بنام خدا

نام و یاد هفتکل و طوفشیرین  همیشه بر لبانم جاریست

طوفشیرین محله ای است در هفتکل  که  به ظاهر هیچی ندارد  ولی در گذشته  آنقدر اجر و قرب داشت که قلم از بیان آن عاجز است

 

              

              طوفشیرین (موقعیت جغرافیائی،اجتماعی،و……..)

       یاد طوفشیرین  آمیخته  به صمیمیت و یکرنگی  خاطرات  گذشته  مردم آن است . برای رفتن به طوفشیرین  باید  از جاده ای که از  میان بنگله های قدیم می گذرد( بنگله ، خانه های ویلائی  روئسای  پیشین شرکت نفت  بوده است ) . گذر نموده وپس از طی  چهار بنگله  به یک دو راهی  می رسی  که مانند یک کمر بند از میان محله های طوفشیرین  می گذرد . البته  یک راه هم از مسیر  مهمان خانه قدیم شرکت نفت  به  محله گلابی ها  وصل می شود .

      طوفشیرین  دارای محله های مختلفی است  که زبان و گویش  های متفاوتی دارند . ساکنین   محله چهار لنگ ها  و مکوندی ها .. که اکثرا” بختیاری  بودند و گویش بختیاری داشتند. و محله های گلابی ها و چهارده چریک ها ، شش بلوکی ها ،  فارسیمدان ها و ایگدر ها  . اکثرا” ازطایفه بزرگ ایل قشقائی بودند و به زبان ترکی صحبت می کردند  . و محله لک ها که در شرق طوفشیرین بودند و محله قلیچی ها که در مرکز طوفشیرین  قرارداشتند . تعدادی هم  اصفهانی و….. که دراقلیت بودند ودرجوار محله چهارده چریک ها سکونت داشتند  . و محله های صوفی ها و دره نفتی ها  هم گویش بختیاری داشتندو تعداد  اندکی هم  غریبه بودند که به غربتی ها معروف بودند ودر محله چهارلنگ ها زندگی می کردند .

   محله ها با توجه به یکدست بودن آن ها  اتحاد  محکم تری داشتند. و آئین  ها و مراسم  خود را  پر بار تر  اجرا می نمودند .

  مثلا” برگذاری  عروسی های  محله چهارده چریک ها  از لحاظ تنوع رنگ و  لباس و   اجرای رقص های محلی  دسته جمعی  ایل قشقائی  شکوه و عظمت خاصی داشت  .و زمان عروسی  از ۳ الی ۵ روز  بطول می انجامید و دایره های رقص  آن ها گاهی دارای چندین حلقه می شد و مردم با شور و شوق  خاصی به رقص و پایکوبی می پرداختند. و این  مراسم  در سایر محله ها کمرنگتر بود . و  بعضی از  بختیاری ها  هم عروسی ها را  با اهمیت برگزار می کردند ولی به کیفیت  مراسم ترک ها نمی رسید .  

       . و لی مراسم عزا داری  در محله های بختیاری ها  نسبت به سایرین با غم واندوه فراوان همراه  بود و مدت آن هم طولانی تر بود .

   هر طایفه ای علایق و خوی وخصلت . خاص خود را داشت . برخی آرام بودند . مانند ترکهای محله گلابی ها…….. و برخی  مانند  بعضی از بختیاری ها  مقداری  خشونت  چاشنی رفتارشان بود .  ولی شوخ طبعی و یکرنگی  چهار لنگ ها  بیشتر از بقیه به چشم می خورد . هر چند که  خشونت  نهفته  آن ها  در گیری ها ی آن ها را گاهی اوقات ، افزایش می داد .

     ترکهای  چهارده  چریک و محله گلابی ها  اکثرا” در کنار مشاغل  خود  دامداری و کشاورزی (کشت دیم گندم و جو ) هم داشتند .و هر محله چوپان خاصی داشت که گله ها را برای چرا  به صحرا می برد . 

   در هر محله ای  افرادی  بزرگ و ریش سفید. (خان )  زندگی می کرد . و برخی  از  مشکلات مردم هم از همین طریق  رفع و رجوع می شد .

   در محله چهارده چریک ها  … مرحوم شکرعلی  چهارده چریک خان  ترکها  و مالک زمین های طوفشیرین هم  بود . در محله  چهار لنگ ها    ،   مرحوم میرزا رمضان و پسرش  ابراهیم ارشدی و غمگین و سرکوهکی ها   معروف تر بودند . در محله  گلابی ها ،  مرحوم  قربان علی عینی و شکر علی نادری . و  در جنب  دبستان امید  مرحوم محمد افشار  …و در محله  صوفی ها  مرحوم ماشاالله  اسکندری ودر محله  فارسیمدان ها.. مرحوم یوسف و معصوم علی فارسیمدان و رحیمی ها   ..ودر محله  حسن پور ها مرحوم   علی  حسنپورو  الماس خاندشتی و دلربا ها   معروف تر بودند   .

           جمعیت

     جمعیت  خانوار های طوفشیرین  به حدود     ۳۰۰      خانوار  و   تعداد حدود      ۲۰۰۰     نفر    می رسید .

            آب                                

                  وضعیت آب  به صورت لوله کشی عمومی بود . ودر هر محله ای با توجه به تعداد  جمعیت  چندین  لوله شیر آب عمومی بنام بمبو(…نام محل های آب گیری بود   ) داشت  .که شرکت نفت  کشیده بود . و مردم  با سطل  آب  را برای مصارف روزانه به خانه می بردند. و فقط کارکنان شرکت نفت ساکن طوفشیرین ، در خانه  آب لوله کشی داشتند.

برق

          برق در طوفشیرین  بوسیله فردی بنام علوی که کارخانه برق داشت  تامین می شد(و تعدادی هم سهامدار داشت ) و در سالهای  بعد، برق عمران بوسیله  سازمان آب و برق  جایگزین  برق علوی گردید. و هفتکل به شبکه برق سراسری پیوست .

 

   گاز

      وضعیت گاز هم در طوفشیرین مانند آب بود .و خانه های کارکنان شرکت نفت دارای گاز لوله کشی بودند .و مابقی  مردم در محله ها یا از بخارهای دسته جمعی (بخار کمپانی ……محل آش پزی عمومی   )  استفاده می کردند ویا از  کود دامی گوسفندی  به همراه نفت سیاه (نفت کوره ) در خانه برای اشتعال  اجاق و گرم کردن خانواده در زمستان و حمام اب گرم  استفاده می کردند . که دردسر زیادی داشت .  

 

  حمام

        طوفشیرین دارای  یک حمام عمومی  مشابه حمام های قدیم اصفهان و یزد و تهران ..در جنوب شرقی  طوفشیرین و حنب غسالخانه ای که بعد ها ساخته شد  قرارداشت این حمام در دهه۴۰ توسط  استاد اسدالله حمام پور  اداره می شد  بعد ها فرزندانش نام خانوادگی خود را به اولیائی  تغییر دادند  . در دهه ۵۰  اداره حمام  بصورت اجاره  به افراد دیگری داده شد یک زمان هم خانواده  نیک نژاد  ان را  اجاره کردند و پیرمردی  با نام مستعار چرچیل  در ان کار می کرد . در جوار ان نانوائی عباسقلی عباسی  و دکان خانمی بنام   مش عفت .(مشهدی عفت )..بود حمام  دارای  اب سرد و گرم بود و با گاز لوله کشی  اب ان گرم می شد . و دارای دو  حوض اب گرم با عمق حدود یکمتر  و اب سرد با عمق حدود ۶۰ سانی متر  جداگانه بود و به نوبت بصورت   زنانه و مردانه استفاده می شد . ودر سالهای  ۱۳۵۳ الی ۵۴  بصورت متروکه در امد و اکنون به ویرانه تبدیل شده است 

 

   نانوائی

           طوفشیرین یک نانوائی داشت  . وصاحب ان  مرحوم   عباسقلی  عباسی بود. که  در ان نان لواش  پخت می نمود و هنوز هم احتمالا” این نانوائی برقرار است .و  فعالیت می کند …… 

 

   مدرسه

          تا سال ۱۳۵۶  در طوفشیرین  فقط یک مدرسه ابتدائی  بنام دبستان امید بود  . که فارغ التحصیل های زیادی بیرون  داد. و ابتدا مدرک ششم ابتدائی ، وبعد ها پنجم  ابتدائی  را به پسرانی که دوره ابتدائی را می گذرانیدند . می داد . ودختران  تا سال چهارم بصورت مختلط با پسران درس می خواندند.  و برای سال پنجم وششم به  دبستان قدسی  در جنب دبیرستان  فرح  پهلوی  سابق  به  هفتکل می رفتند . بعد ها در سال ۵۶  در زمین ورزش فوتبال طوفشیرین یک  مدرسه راهنمائی هم برای دانش آموزان دختر و پسر  ساخته شد .

afshari.JPG

  زمین فوتبال

          محل بازی فوتبال  جوانان  در جنوب دبستان امید قرار داشت میدانی حدود ۷۵در ۳۵ متر  . بدون هیچگونه امکاناتی از قبیل  دروازه و غیره ……( در فصل برداشت  گندم  در اردیبهشت  ماه هم فردی بنام علی افشار  گندم هایش را در این میدان میریخت و با تراکتور خرد می کرد وسپس برمیداشت ..و بعدها مدرسه راهنمائی در آن ساخته شد )…… وکم کم در سایر محله ها هم میدان های دیگری  توسط جوانان درست شد  که مهمترین آنها میدانی است که در مسیر بین چهار بنگله و ابتدای خانه های طوفشیرین درست شد .که مسابقات  درآن برگزار می شد .  و کسانی که بازی انها بهتر بود .  جذب تیم های  شهرستانی هفتکل مانند  پاس ، تاج ، می شدند . ضمن اینکه طوفشیرین هم تیم فوتبال خود را همیشه داشت . .

 

   خانه آصف (ساخت   فضلعلی افشاری)

        در شمال شرقی طوفشیرین  خانه ای در جوار محله صوفی ها  روی بلندی قرار داشت . که بنظر می رسید  که سنگ بنای طوفشیرین باشد . خانه طوری بنا شده بود . که مشرف به  مهمانسرای شرکت نفت و هفتکل باشد . و بعداز مدتی خالی از سکنه گردید  بعد از غیرمسکونی شدن ، تا مدت ها آثار ان مانند، اثار باستانی خود نمائی می کرد و  بتدریج…….. سنگ های  ان  به تاراج رفت  و….. در دهه ۵۰ با خاک یکسان شد. 

 

     کوه ها و دره ها  

      یکی از جاهای گردشگری مردم کوه و تپه های جنوب طوفشیرین بود . بخصوص کوه های اطراف دره طوفشیرین  که دارای چشمه  آب شیرین هم بود . و کوهای اطراف هفت تا کل  که در امتداد رشته کو های زاگرس است و  مربوط به  دورانهای قدیم زمین شناسی می باشد . و دارای فسیل های فراوان است. فسیل هائی از ماهی ها و سایر   جانداران دریائی،…….که نشان از این دارد که در قدیم این منطقه  زیر آب بوده است .

 در جهت عمود براین رشته کوه های  زاگرس  شکاف و دره هائی وجود داشت ، که شکار چیان و مردم  برای  کوه پیمائی و گردش  بیشتر در آن مسیر ها حرکت می کردند . و تعداد این دره ها به  ۵ الی ۶  مورد می رسید . و به ترتیب از طرف  غرب به شرق به شرح زیر می باشد . 

۱-      چهار مشعله

   این دره که در غرب طوفشیرین واز روستای هوره  شروع می شد ،ودر مسیرخود ،  دارای  دو دره  فرعی  دره کوچک و بزرگ بود، که به  چهار مشعله کوچک و چهار مشعله بزرگ  نامیده  می شد .و انتهای آن  به دشت رامهرمز و روستای شیفه  می رسید . 

     ۲-دره تاریک

          این دره هم به موازات  دره چهار مشعله  از غرب طوفشیرین   تا دشت رامهرمز ادامه داشت  و به روستای  احمدی   می رسید .

۳-دره طوفشیرین

این دره  از چشمه شیرین  در۷ کیلومتری جنوب طوفشیرین  تا  دشت هفتکل می رسید و تنها چشمه  اب شیرین هفتکل در این دره قرار داشت . که برای شرب هم استفاده می شد .

 

 ۴- دره پهن    به موازات سایر دره ها تا دشت رامهرمز  ادامه داشت.

 

۵- اینچه دره   ” “  “  “  “  “  “  “  “  ”  ”  “  “     “  “  “  “  “”.

 

 

 

    چشمه ها

 

      ۱-  چشمه شیرین

    یکی از چشمه های بسیار مفید ،   چشمه شیرین  است که در حدود  ۷الی۸  کیلومتری  جنوب  طوفشیرین قرار دارد  و از چشمه هائی است که اب  خوش طعم و شیرینی دارد. و کسانی که بصورت عشایری  در این مکان توقف می کنند،  از ان برای  استفاده خود و احشام  بهره برداری می نمایند .وحیات خیلی از حیوانات و پرندگان منطقه بستگی به اب ان دارد .و به علت اینکه این چشمه در شکاف ودره بزرگی بنام دره طوفشیرین  قراردارد استفاده کشاورزی از ان مشکل است و( نیاز به کارهای مهندسی دارد و به صورت ابیاری تحت فشار می توان از ان برای کشت گونه های باغی منطقه  استفاده نمود .) با توجه به اینکه مقدار اب ان محدود است  گیاهان  مختلفی در حاشیه  نهر جاری که تا  دامنه جنوبی  رشته   کوه زاگرس و ابتدای   دشت رامهرمز  جریان دارد روئیده میشود و یکی از ان ها  گیاه داروئی پونه است . که از برگ خرد وکوبیده ان در ماست و دوغ  بصورت مخلوط  مصرف می گردد .  

 در ده ۱۳۴۰ ، چند ین مرتبه که  اب لوله های  طوفشیرین  به علت وجود املاح فراوان  قابل شرب نبود  . مردم این فاصله راتا چشمه ،  با  پای  پیاده طی می کردند وبا سطل های  ۵الی ۱۰ لیتری   اب را به طوفشیرین می بردند و برای اشامیدن و چای درست کردن از ان استفاده می کردند . مسیر حرکت و این فاصله  با توجه به وجود صخره های فراوان و سراشیبی ها  وسر بالائی ها ی ان  بسیار دشوار بود و وجود  صخره های بزرگ  و راه های  تنگ و باریک آن   مشابه  صحنه های کوهستانی و بیابان های  فیلم های وسترن امریکائی می باشد . که در سالهای حضور پر رنگ شرکت نفت در  سینماهای کارگری و کارمندی هفتکل  به نمایش در می امد .

۲-       اب تلخاب غرب و استخر طبیعی برم سبز

یکی دیگر از چشمه های   طوفشیرین  که دارای اب  با رگه هائی تلخ می باشد . آبی است که از طرف غرب طوفشیرین  به سمت جنوب جریان دارد . و این آب هم در میان دره های حاصل از شکاف ادامه ئ  رشته کوه زاگرس جریان ، و تا دشت رامهرمز  گاهی ادامه می یابد  . این آب در مسیر حرکت خود در حوضچه  طبیعی  مستطیلی شکلی،  به طول و عرض۶و۴ متر و  به عمق  ۴ الی ۵متر در میان کوه ودر جنوب غرب طوفشیرین ود ر انتهای محله چهارده چریک ها قراردارد و حدود  ۶۰ الی ۸۰ متر مکعب اب در ان جای میگیرد . و محل مناسبی برای شنا و استحمام می باشد .ودر ضلع غربی ان هم یک  کت (غار سنگی کوچک ) یا محل مناسبی برای استراحت وجود دارد .   این اب بیشتر حیات وحوش و جانوران  طبیعی  را تامین می نماید .در قدیم که هنوز در طوفشیرین غسالخانه ساخته نشده بود ، مردم طوفشیرین  برای غسل  میت از ابتدای جریان  این اب که پاک بود  استفاده می نمودند . و البته بعد ها هم برخی اوقات که غسالخانه  آب کافی نداشت  ، بازاز این آب استفاده می شد .  از انجا  که مسیر این اب دارای حوضچه های کوچک متعددی بود  در سال ۵۶  دو تا از بچه های خردسال طوفشیرین  بنام های  گنجوی و صفائی دور از چشم خانواده ،  در یکی از همین حوضچه ها غرق شدند .

 

        ۳- اب تلخاب غرب و آب سده

              چند تا  دیگر از چشمه های اب تلخ  که در غرب طوفشیرین واز جنوب  محله گلابی ها و چند محل دیگر  سرچشمه میگرفتند و به سمت جنوب در حرکت  بود ند ودر مسیر به هم متصل می شدند اب تلخاب بود ( به زبان محلی می گفتند  او تحلو  یعنی اب تلخه ..  ) . این اب ها در مسیر حرکت خود  دره های عمیقی را بوجود اورده و سپس در طی مسیر خود به باغ  ابوالحسن عسگری می رسید.این باغ حدود ۲ هکتار  مساحت داشت ودارای  درختان  کنار کهنسال و انار و سیب و بادام و……. بود وهر سال  محصول کنار  خوبی را تولید می کرد . . ولی به مرور زمان  به علت ازار و اذیت بچه ها برای چیدن کنار، توسط پسرش  ملک عسگری مرتب بریده می شدندو مدتی است  کشت سبزی در ان رواج پیدا کرده است . مرحوم ابوالحسن برای کنترل و ابیاری باغ  در مسیر جریان اب یک بند یا سد ، ایجاد کرده و هنگام  ابیاری دریچه عبور اب را باز می کرد  تا اب به طرف  باغ برود .(سیستم نیمه مهندسی خاصی بکار برده بود .   ) البته کیفیت اب مناسب نبود (اب تلخ وکمی شور بود ) و گرنه در باغ میتوانست تنوع درختی خوبی ایجاد کند .  محلی که اب جمع می شد . بعلت تجع اب ، حوضچه ای بوجود امد که به ان سده می گفتند . و مناسب شنا بود . سطح حوضچه  بیضی شکل وحدود  طول وعرض ان ۶در ۴ بود. و۱ الی ۵/۲متر عمق داشت. و بیشتر تابستان  بچه های طوفشیرین از ان  بعنوان  استخر شنا استفاده می کردند .

  

۳-      اب تلخاب غرب

       چندین چشمه کوچک  دیگر  در  دره   های میان  محله گلابی ها و کوهای هفتکل(هفت ستون سنگی )  وجود داشت . که تا دشت هفتکل (جنوب هفت ستون )   و در میان دره ها جریان داشت ، و انتهای آن به دره ا ی بنام  دره پهن نیز می رسید . و چون اب این چشمه در دل زمین فرو می رفت و سپس بیرون می آمد به   این آب به زبان ترکی ”  باتار چخر “ هم می گفتند ، (  یعنی آبی، که  در زمین فرو   میرود و سپس در می آید. ) این آب  بیشتر مورد استفاده  پرندگان و حیواناتی مانند  موش و مار و روباه و شغال و گرگ و.غیره …..قرار می گرفت .            

      

 

          

        مسجد

 

           طوفشیرین ابتدا  مسجدی نداشت و مراسم  ماه محرم  هم هر سال در خانه  یک الی دو نفر برگزار  می شد . که در دو محله مختلف  بود . یکی در محله  حسن پور  و دیگری  در محله لرکی و صوفی ها (مرحوم ملامحمد اسماعیلی ) بود . ودر سال حدود ۵۱ یا ۵۲  زمینی از طرف مرحوم شکر علی چهارده  چریک (مالک اراضی طوفشیرین ) برای ساخت مسجد هدیه  نمود . که با تلاش مردم محل وبخصوص مرحوم یوسف فارسی مدان ، در طی ۵الی ۶ سال   ساخته شد . وبنام مسجد امام رضا  (ع) نامگذاری گردید .

 

        قبرستان ها

      دور تا دور  طوفشیرین  با توجه بافت محله ها و طایفه ها  قبرستان های  متعددی  وجود دارد  که  شامل : قبرستان   لرکی ها( درشمال طوفشیرین …… که سپس به  جنوب  انتقال یافت ) ، گلابی ها (در شرق )، چهار لنگ ها (بین دبستان امید و محله گلابی ها   در وسط طوفشیرین )، چهارده چریک ها (جنوب ) ،و قبرستان دوم لرکی ها  در جنوب طوفشیرین وبعد از قبرستان ترک ها بودو یک قبرستان هم  در غرب   ، برای ساکنین  محله های   غرب طوفشیرین ( لک ها و اصفهانی ها و…….)  بود .

 

   غسا لخانه

      یک غسالخانه  در غرب طوفشیرین و در قسمت  شرق  حمام طوفشیرین  قرارداشت . که  توسط خانعلی شمشیری  برای استفاده عموم  ساخته شد . و هنوز هم موجود است . (شمشیری فردی بود که در سال ۵۱ غلام  یزدانی را به قتل رساند )

 

 زیارت گاه ها

 

  ۱-  امیرالمومنین

       زیارتگاهی در شمال غربی طوفشیرین بود .که مردم برای زیارت به انجا می رفتند .

 

 ۲- پیر محمد ریشی (محمد شیخی )

  در محل  این زیارتگاه  هم   یک قبر  بزرگ درست شده بود .که محمد شیخی شبی خوابی می بیند و دچار تحول  می گردد . و فردای انروز در ان محل مورد نظر که در غرب طوفشیرین بود …….اقدام به بنای  این پیر یا زیارتگاه ، مینماید .  

          

    دکان ها

               در طوفشیرین  با توجه  به  وجود محله های  متعدد ، چند دکان دار بود که بطور مدام  به شغل مغازه داری مشغول بودند و چندین نفر هم در زمان های مختلف به این  شغل  روی آوردند  ولی بعد ها شکست خوردند .و  نتوانستند ادامه بدهند و تغییر شغل دادند و به حرفه های دیگری  روی اوردند .دکاندارهای ثابت  مرحوم احمد افشار، علی رحیم ایگدر . خانم  مشهدی  عفت  بودند و سایر  ین شامل  :عباس مکوندی ، خرم  لرکی ، یوسف برومند ، احمدعلی سرکوهکی ، و تعدادی دیگر ….. که  بصورت  موقت  چند سالی  به این کار اشتغال داشتند  و سپس تغییر  شغل دادند .

 

اصطبل  ( طویله )

       در شرق طوفشیرین ساختمان اصطبل  بزرگی بود ، که در زمان شرکت نفت  ان را برای نگهداری اسب های  روئسای  شرکت نفت   ساخته بودند . و به ان طویله  می گفتند . در قدیم  چندین اسب در این محل نگهداری می شد .و اسب سواری ظاهرا برنامه منظمی نداشت  زیرا میدان اسب سواری خاصی  برای این ورزش درست نشد و اسب سوار ها  در اطراف  منطقه  مهمانسرا  به  تاخت و تاز می پرداختند . ….بعد ها….    ساختمان  این  طویله  در  دهه ۵۰  بتدریج با خاک یکسان شد .

 

 

            تاکسی ( سواری هاو وسایل نقلیه بین شهری )

               در قدیم چندین سواری وجود داشت که اکثرا” از شورلت های  قدیمی بودند . ودر مسیر طوفشیرین  مردم را جا بجا می کردند . و کرایه انها  اول ۵ ريال و بعد ها ۱۰ريال شد . و معروف ترین انها مرحوم علی خان محمدی بود . و دیگر اقای یگانه و درویش……..و ضربعلی سرکوهکی …و بعد ها دردهه ۵۰  وانت های تویوتا  جایگزین  سواری ها شدند. و روز به روز تعداد انها زیاد تر شد .

   

  مراسم ها

 ۱-عید نوروز

                مراسم عید نوروز  جشن باستانی ایرانیان در محله طوفشیرین و هفتکل  بسیار ساده  برگزار می شد . و مردم به خانه همدیگر می رفتند و ناراحتی ها و کینه ها را  سعی می کردند ، کنار بگذارند . جوان ها بیشتر به بازی  فوتبال و قمار بازی  (سه قاپ)و ورق بازی و گلوله بازی (تیله بازی ) می پرداختند . و دیگر تفریح مردم  ، بخصوص جوان ها  پیاده روی  تا باغ  ابوالحسن بود  که  با توجه   به آب و هوای  بهاری لذت بخش می نمود و ودر این مسیر مرتب  مردم در حال تردد بودند .

 

    ۲-  سیزده بدر

           روز طبیعت  یا   روزسیزده  را مردم  بعلت  نداشتن ماشین و وسایل نقلیه که بسیار کم بود.  با سپری کردن در کوه و تپه های اطراف طوفشیرین  می گذراندند   و باغ ابوالحسن  از محل هائی  بود  که  در روز سیزده بدر  به علت ازدحام جمعیت  بسیار شلوغ می شد . و روی تمام تپه ها و جاهای با صفا  را مردم  برای بدر کردن سیزده ، با فرش کردن قالی و گلیم، و نشتن و غذاو آجیل خوردن ، و بازی کردن بچه ها  سپری می کردند . و محل هائی که شرایط مساعد تری  برای نشتن ،  داشتند از صبح زود  معمولا” بوسیله جوانها  که جنب و جوش بیشتری داشتند رزرو  می شد .و مردم بعد از خوردن ناهار  با راهپیمائی  در کوه و دشت ها  تا عصر  می گشتند و بعد به خانه می آمدند . و انهائی هم که وسیله ای داشتند به مکان های دیگری  از هفتکل می رفتند .و تا عصر  از آب و هوای  طبیعت منطقه  استفاده می کردند  

 

 

     ۳-  محرم

              مراسم دهه اول ماه محرم تا روز عاشورا  را مردم شب ها ،  با برپا کردن مراسم  نوحه خوانی  وعظ و سخنرانی و سینه زنی و زنجیر زنی میگذراندند . این مراسم در سالهای دهه ۴۰  توسط  ملا محمد اسماعیلی  در محله صوفی هاو بعد  در دو محل برگزار می شد . یکی در محله های غرب ودیگری در شرق  طوفشیرین بود و ومراسم منطقه غرب بوسیله  علی  حسن پور (علی فرزند  زاهد ) و مردم ان محله و در منطقه شرق هم  ملا محمد  اسماعیلی  و سپس توسط فرزندش اقای اسماعیلی  ناظم  دبستان امید و سایر هم محله ای ها برگزار می شد .  ودر روز عاشورا عزا داران  هر دو محله  یکی می شدند و با نوحه خوانی و سینه زنی و زنجیر زنی  به طرف قبرستان عمومی شهر هفتکل (مسیر جاده نفت سفید و نزدیک محله برم گاو میشی (۲) ) که محل تجمع  عزا داران حسینی بود براه می افتادند . ودر انجا  با برپائی مراسم سخنرانی و روضه و وعظ  مراسم پایان می یافت . (که هنوز هم  میعادگاه  عزاداران حسینی در روز عاشورا ، قبرستان عمومی شهر  می باشد .)

   دو مراسم روضه خوانی طوفشیرین  با شور و حرارت خاصی برگزار می شد و ضمن ایراد سخنرانی  بوسیله  دو روحانی  بنام های  حاج اقا ال علی (بیشتر در س اخلاق و مسائل اجتماعی را طرح می کرد .) و آخوند نصرالله ( بیشتر به روضه خوانی و واقعه  کربلا و مصائب امام حسین و یارانش  می پرداخت  ) مابقی زمان را جوانها و نوجوانان با سینه زنی ونوحه خوانی و امثالهم  میگذراندند .  ودر دهه ۵۰ دیگر  مراسم در طوفشیرین در یک محل برگزار می شد و هر کس نذر داشت . در خانه اش  دهه ماه محرم  را به عزا داری می پرداخت . و یک دو سال هم مراسم شب ها در دبستان امید  توسط بهرام صفی خانی برگزار می شد و هر کس هم نذری داشت می اورد و به صاحب مراسم می داد . و چندین سال بدین صورت گذشت تا اینکه   دیوار های سالن  مسجد بالا رفت  و سقف ان زده شد و از ان به بعد ضمن پیگیری  ادامه ساخت مسجد توسط مردم  که خیلی ها  ( از جمله   مرحوم یوسف فارسیمدان ) در آن نقش داشتند  ، مراسم در  همینجا برگزا ر می شد و مردم  برای ادای فریضه نماز هم به انجا  می رفتند . ومتولی ان هم مرحوم  سرخی نژاد که قبلا” مستخدم دبستان  امید بود شد . و تا زنده بود. امورات مسجد  را خود  بعهده داشت .

 

۴-مراسم  طلب باران (هارونک )    

 این مراسم که به “  هارونک  ” معروف است ، در مواردی که به علت  نیامدن باران  و احتمال خطر خشکسالی  وجود داشت .  بر پا می شد  .   (بیشتر در محله  چهارده چریک  ها  که کشاورزی و دامپروری بیشتری  نسبت  به  سایر  محله  ها دارند  انجام  می شد  .)  در این مراسم  مردم  دریکی از  شب ها  به تن  یک  نفر  لباس   غیر  معمولی  می پوشاندند .  واو (که  به   ”کوسه  ” نامیده  می شد .)  شب  به  در خانه  ها می رفت  .و شروع  به   درب زدن  می کرد و مردم  هم  به  دنبال  او  راه  می افتادند   و صاحب  خانه  هم   درب  را باز می کرد و به  روی  او  آب  می پاشید . و مرتب ضمن راه  رفتن  می گفت  ” هار هار  هارونک   “و  مردم  هم  می گفتن  “  خدا  بزن  بارونک  “و..ادامه  مراسم ….(این آیین  در بیشتر  شهر های   خوزستان  برگزار می شد . از جمله  شوشتر ، دزفول ، رامهرمز و…………)

                 

 

          کشاورزی و    گونه های گیاهی

               به علت ارتفاع دشت هفتکل از سطح دریا ، امکان دسترسی  به رودخانه های طبیعی  میسر نبود و شرایط مهیای کشت دیم بود و بیشتر  مردم به کشت گندم و جو دیم ، و به صورت سنتی می پرداختند  و   ابتدا با حیوانات   زمین را شخم می زدند . وبعد ها با تراکتور  ان هم با حد اقل کا رمکانیزه کار کشت را انجام می دادند  و برداشت هم بیشتر اوقات  با داس و بصورت دستی بود و بعدها  در دهه اواخر ۵۰  ، برخی از کشاورزان  از  دروگر ها  استفاده می کردند. و گیاهان  زیادی که مخصوص منطقه های نیمه گرمسیری بودند در هفتکل رشد می کردند. که هنوز هم دیده می شوند  و اکنون  بیشتر انها استفاده داروئی دارند ولی در هفتکل  خیلی کم از انها استفاده می شود .و این می تواند زمینه شغلی خوبی در اینده باشد .مانند : گل بابونه ، گل شقایق ، لاله ، پونه ، گل جعفری ،همیشه بهار ، گونه های گوشتی بنام صبر زرد( و نام علمی آلوئه ورا که در تهیه  دارو و لوازم ارایشی  مورد استفاده دارد و نام صبر زرد  را به علت اینکه  به بازماندگان  متوفی صبر می دهد  می نامند .  که روی قبرستان ها می کارند )، اسفند  ،کنار ریملک . درخت سدر ، سقز  نی (لوئی ) و تعداد بیشمار دیگر ………    البته منطقه در صورت تامین  اب برای کشت گیاهانی مانند : زیتون،  نخل خرما ، اکالیپتوس (کشت برای زراعت چوب )، انواع مرکبات ( پرتقال،  نارنج ، لیمو ، لمون ، لیموشیرین و ترش ، گریپ فروت ،  نارنگی و ) ، بادام ، انواع سیزی و صیفی جات ،وسایر گیاهان  گرمسیری و  نیمه گرمسیری   …. شرایط مساعدی دارد ..   

 

 

           

                                                                       ادامه دارد ……..منتظر نقطه نظرات  شما عزیزان هستم .

  با تشکر از آقای منوچهر افشاری که این مطالب زیبا را در اختیار ما گذاشتند شما می توانید برای دیدن باقی مطالب به وبلاگ خود ایشان به نام  http://toufshrin.blogfa.com/ مراجعه بفرمایید

 

——————————————————————————-

  1. بنام خدا
  2. نمایش فیلم و سینمااولین لحظه هائی که چشمهای من به روی پرده نقره ای سینما گشوده شد. به سالهای حدود ۴۲ الی ۴۳ می رسد .واز همان زمان بود که متوجه شدم که انچه را که در محور زمان ومکان دیدنی نیست در سینما می توان دید . جائی که واقعیت و خیال دست در دست هم داده تا نهفته های ذهن بشری را بکاود. و عالمی در حد شعور و تخیل بشر را به صحنه نمایش بگذارد . اولین صحنه هائی که از دیدگان من عبور می کرد خبر از اینده ای می داد که عمری مرا با خود به ورطه واقعیت های پیرامون هفتمین هنر ذوق بشر خواهد کشاند . فیلم به نمایش در امده از ژانر وسترن سینمای امریکا بود به نام حرفه ای ها ساخته ریچارد بروکس و با بازی لی ماروین، برت لانکستر،جک پالانس ، رابرت رایان، وودی استراگ و کلودیا کاردیناله بود ( و پوستر ایرانی انرا که دارای طرحی ضربدری از دوردیف خشاب فشنگ بود که عکس جهار هنرپیشه فیلم یعنی لی ماروین و برت لانکستر و وودی استراگ و کلودیا کاردیناله در چهار جهت اصلی شمال و جنوب و شرق و غرب ان قرار داشت و اسامی ان ها در زیر ان نوشته شده بود که انرا برادرم آورد و در داخل دکان ما که در ان وقت مستاجر دکان مرحوم مشهدی فرامرز مرادی بودیم . به دیوار چسباندیم و تا سال ها خود نمائی می کرد .و بعد ها هم یک پوستر از فیلم ایرانی علی بابا و چهل دزد بغداد به ان اضافه شد .ضمن اینکه هنوز از فیلم ایرانی شناختی نداشتم )….فیلم در سینمای کارمندی به نمایش در امده بود و من به همراه برادربزرگترم حسن با دوچرخه ای که داشت خود را به بیرون سالن تابستانی سینما ی کارمندی شرکت نفت رساندیم و ایستاده فیلم را تماشا می کردیم . و چند روز بعد هم باز دو باره فیلم را درسینمای کارگری شرکت نفت هفتکل که برای عموم ازاد بود در شرایط بهتر دیدیم . بعد از دیدن فیلم بود که احساس کردم انچه که روی پرده سینما دیده ام به راحتی در عالم واقع دست نیافتنی است و من هر روز محو تماشای پوستر فیلم حرفهای ها بودم و مشتریان مغازه را با عکس ان ها مقایسه می کردم که ببینم چه کسانی به این چهار هنرپیشه شبیه هستند و هر کس کوچکترین شباهتی به اینها داشت از او خوشم می امد و دیگر دیدن فیلم برای من فقط به همان لحظه نمایش تمام نمی شد بلکه بعد از ان بود ،که دست از سر من برنمی دارد . و مرا به عالم رویا و خیال سیر می دهد . ومنی که در طوفشیرین و هفتکل زندگی می کردم انهم در ان سن وسال دنیای بسیار کوچکی داشتم و محدوده سفر من هم در تابستان یا به اهواز یا به امیدیه بود پس این صحنه و نمایش دستاورد کوچکی برایم نبود ودیگر مشغله ذهنی من شده بود فیلم وسینما ،و بعداز فیلم حرفه ای ها یکی دو تا دیگر فیلم به همراه برادرم در سینمای کارگری دیدم فیلم هائی از گلن فورد و الویس پریسلی و …….تا مدتی دیگر شرایط سینما رفتن برای من به همراه برادرم میسر نشد ضمن اینکه برای سینما رفتن می بایست مسیر طوفشیرین تا هفتکل را با پای پیاده می رفتیم و برمی گشتیم . و سینما هم در سمت شرق بازار هفتکل بود . و بلیط ان هم سه و شش ریالی بود (که بچه ها از بلیط سه ریالی استفاده می کردند . و بزرگتر ها بلیط شش ریالی ) و قبل از نمایش فیلم هم جلوی درب سینما غوغائی بود و شور و هیجان خاصی داشت .
    . سینما دوسانس نمایش داشت و سانس دوم بیشتر خانوادگی بود .
    تا قبل از تعطیلی سینمای کارگری شرکت نفت با گریه و زاری به همراه برخی از اهالی طوفشیرین به سینما می رفتم. و فیلم هائی مانند : کلبه عموتم ، کت بالو ، دوازده مرد خبیث و تعدادی دیگر را دیدم .

    بعد ها هم ، دیگر سینما با خروج شرکت نفت تعطیل شد و حسرت فیلم و نمایش ، در دل من و سایر همشهریان تا مدت ها ادامه داشت .
    پرده نقره ای سینما تمام فکرو ذکر مرا بخود گرفته بود ولی افسوس که دیگر دست نیافتنی شده بود . یک الی دو مرتبه از طرف بهداشت یک سینمای سیار به محله طوفشیرین امد و فیلم هائی مستند در رابطه با آفات و بیماریها (پشه مالاریا )و رعایت نکات بهداشتی را به مردم اموزش می داد . که این هم یاد و خاطره سینما را دوباره برایم زنده می کرد .
    بعد ها پای رادیو کم کم به خانه ها کشیده شد و ما هم باخرید یک رادیو ترانزیستوری دل مشغول رادیو شدیم ومن مرتب به دوستان می گفتم که داستان های رادیو هم مانند سینما است ولی با این تفاوت که فقط صدای ان را پخش می کند . و برنامه داستان های شب همه کسانی را که رادیو داشتند بخود مشغول می کرد . داستان های جانی دالر و داستان پریزاد و …… از دیگر داستان ها بیشتر مرا جذب می کرد در هر صورت رادیو در دست خانواده می چرخید از مرحوم پدرم که در قید رادیو بی بی سی و اخبار سراسری بود و من و خواهر بزرگم که دلبند داستان شب بودیم . و روز ها هم با صدای خواننده ها ی ان دوران که بیشتر سوسن و آغاسی بودند ، سر گرم می شدیم .
    ارتش و سینما
    سال ۱۳۴۸ با ورود ارتش به هفتکل کم کم سینمای شهر (کارگری سابق ) راه افتاد و پرسنل ارتشی پیگیر آوردن فیلم از سینما های اهواز شدند و با فیلم بن حور که بطور رایگان به نمایش درامد سینما افتتاح شد و بعد از ان بود که فیلم های ایرانی هم روی پرده امد
    و بلیط سینما ۱۰ و ۱۵ و ۲۰ ريالی بود و با دیدن پرده نمایش فیلم ایرانی چرخ وفلک با عکس ها و بازی فردین و بیک ایمانوردی و فروزان و شهلا ریاحی و………… دریچه تازه ای برویم گشوده شد. و با دیدن این فیلم متوجه شدم که غیر از فیلم های خارجی که با فرهنگ ما فاصله دارد ، فیلم هائی هم ساخته می شود که صحبت ها و رقص و اواز و لباس پوشیدن ان ها به خودمان خیلی نزدیک است و بیشتر به دل می نشیند . وفیلم ابتدا بچگی های فردین را با بازی مجید فرید فر و کودکی فروزان را لیلا فروهر ، نشان می داد و بعد که بزرگ می شد ند. فیلم فردین را با رفیق خلاف کارش بیک ایمانوردی و با دختر مورد علاقه اش یعنی فروزان به نمایش می گذاشت و اخر فیلم هم ، همه چیز به خوبی و خوشی تمام می شد . سینما توسط پرسنل با ذوق ارتش اداره می شد .آنها مترصد اوردن فیلم بودند و همه نوع فیلمی را به نمایش می گذاشت و به مرور غیر از فردین سایر هنرپیشه ها را شناختم . بهروز وثوقی را با فیلم دنیای ابی شناختم و ناصر ملک مطیعی را با فیلم عسل تلخ و بعد ایرج قادری را با جدائی و منوچهر وثوق و ایرج رستمی و عادل روحی و منوچهر صادقپور و …………….. بقیه هنرپیشه ها ی درجه دو و سه و نقش های منفی را سعی می کردم بشناسم واز نقش منفی ها از بازی یدی و فیروز خوشم می امدو از کمدین ها فیلم سه تا بزن بهادر با بازی سپهرنیا و گرشا و متوسلانی را اولین بار دیدم و بعد ها فیلم لج و لجبازی وحدت و ارحام صدر رادیدم .و بعد ها با فیلم های قیصر کیمیائی و گاو مهرجوئی که منشائ تحول و موج نوی سینمای ایران شدند دید ما هم در رابطه با تماشای فیلم تغییر کرد .
    و فیلم های دنباله رو ان ها تنگنا ، رضاموتوری ، رگبار ، خاک و تنگسیر ، گوزن ها و ………………………..ارزش های سینمای کشور شدند
    دکان ، کانون سینمائی
    دکان ما با توجه به علاقه من به سینما ،کانونی شده بود برای اطلاع رسانی مربوط به اکران فیلم ها ،و فیلم های دیده شده توسط بچه ها برای ان هائی که نمی توانستند به سینما بروند . تعریف می شد .

    جمعه ها و دو فیلمه
    سینما روز های جمعه برنامه دو فیلمه داشت و با یک بلیط دو فیلم را می توانستی ببینی . و من بخاطر اینکه در هفته حداقل دو فیلم ببینم جمعه ها را انتخاب می کردم . و بقیه بچه های محل را هم با خود به سینما می کشاندم .و چون در ایام تحصیل و مدرسه بودیم من هم دوست داشتم که خواهر و برادر کوچکترم را به سینما ببرم زیرا از بس از سینما و هنرپیشه ها و زیرو بم فیلم ها حرف می زدم تقریبا” تمام دوستان دور و بریما هم خود به خود علاهمند شده بودند که به سینما بیایند و اکثرا” پایشان حداقل چند مرتبه به سینما کشیده شد ولی علاقمندان همیشگی چندین نفربودیم چیزی بین ۵الی ۷ نفر که مرتب اکران فیلم های روی پرده خبرداشتیم و حتی میدانستیم که انونس فیلم های اینده چه هستند . و حتی پیگیری می کردیم از دوستانی که به اهواز می رفتند … که ببینیم ، فیلم های روی پرده.. سینماهای اهواز که در اینده به هفتکل می امدند چه هستند .

    تلویزیون

    اواخر دهه ۴۰ پای تلویزیون هم به میان مردم کشیده شده بودو چند نفر در طوفشیرین بعنوان اولین افراد تلویزیون خریدند . مرحوم شکر علی چهارده چریک، علی خان درخشان ، ضرب علی سرکهکی و ..محمد رحیمی..و چند نفر دیگر ……………..سپس تعدادی دیگر کم کم تلویزیون خریدند . و داشتن تلویزیون هم خود ارزوئی بود که برای همه میسر نبود . و منزل علی خان درخشان به خاطر انعطاف خاصی که افراد خانواده اش داشتند شده بود محل تماشا ونمایش تلویزیون مردم محله ما و چهار لنگ ها ،…… و رفت و امد مردم انقدر زیاد شده بود که ارامش و اسایشی برای اهل خانه در کار نبود و درب خانه به روی همه باز بودو روز های دوشنبه شب پاتوق اهالی محل بود و نمایش سریال خانه بدوش (مراد برقی) با بازی و کارگردانی پرویز کاردان و نگار و..مراد برقی با……………….ماشین قراضه اش بنام یاقوت که در اول فیلم (تیتراژ) بوسیله الاغی کشیده می شد . این سریال داستان عشق مراد به محبوبه بود که تا دو الی سه سال طول کشید و برخی مردم ساده دل طوفشیرین برای عشق این دو دعا ، ویا نذر ادا می کردند .
    در همان زمان سریال های صمد و سرکار استوار هم طرفداران زیادی داشت و خانه قمر خانوم و اختاپوس و واریته های مختلفی که پخش می شد .
    در همین زمان سریال های امریکائی هم بتدریج برتعدادشان افزوده شد ضمن اینکه مردم واز جمله ما هم تلویزیون خریدیم با قیمت ۴۰۰۰تومان و بصورت تمام قسط با ماهی صد تومان .البته تلویزیون های ان موقع از نوع لامپی و مدل های شاوب لورنس ، بلر ، هیتاچی و ناسیونال و……………بود .
    سریال ها ابتدا شامل روز های زندگی (خانوادگی )، جیسون کینک (پلیسی )، و بعد ها سریال های وسترن ، چاپارل ، مردی از شایلو ، ویرجینیائی ، لانسر و ………….از پلیسی ها : بارتا ، راک فورد ، فراری ، مرد شش میلیون دلاری، زن اتمی ، و سرزمین عجایب (ادم کوچلو ها ) و تارزان (مرد جنگل )و………….. نمایش های تاتر و فیلم های سینمائی و شو های تلویزیونی فرخزاد و قریب افشار و بعدها خواننده های بندری بندر عباس و خوزستانی هم به تلویزیون کشیده شد .
    با یاد آنروز ها ( متن کامل این خاطره در وبلاگ شخصی (منوچهر افشاری) خاطرات هفتکل و طوفشیرین .http://toufshrin .blogfa.comموجود است .)

۷ پاسخ به “با آقای منوچهر افشاری و طوفشیرین”

  1. هدایت اشتری لرکی گفت:

    با تشکر فراوان از این دوست محقق که میشود گفت جان کلام را ادا فرمود. منهم بچه آغاجاری هستم همین مراسم هارونک را انجام میدادیم با این تفاوت که کوسه میگفت هار هار هارونکی
    مردم میگفتند خدا بزن بارونکی. همان آشپزخانه های عمومی هم بود که مردم میگفتند بخار و به شیر آب عمومی که همه استفاده میکردند میگفتند بمبو ومسئول شیفت آنرا بمبوچی میگفتند.

  2. ابراهیم صفایی گفت:

    با تشکرازمطالب خوب وخاطره انگیز شما درمورد طوفشیرین.من فکر می کنم چند مورد دیگررابایدبه آن اضافه کنیم.۱- درمورد خدارحم چهارلنگ: ۲-تانکی طوفشیرین: ۳-چال گرازی: ۴-کاکتوسهای جلوی نانوایی:۵-کاروانسرا

  3. منوچهر افشاری گفت:

    شکار و شکارچیان طوفشیرین
    به قلم : منوچهر افشاری
    مردم عام گویند که شکار عاقبت ندارد . و کسی که با بی رحمی حیوانات را شکار نماید خود نیز به روز همین صید ها گرفتار خواهد شد .
    یکی از تفریح های مردم هفتکل علاقه به صید حیوانات و پرندگان می باشد . که این کار ریشه تاریخی در حیات بشری دارد
    روزگاری انسان های اولیه با شکار حیوانات به زندگی خود ادامه حیات می دادند . و هم اکنون هم صید وصیادی در استفاده از منابع خدادادی در آب ها (ماهی ها و سایر آبزیان ) ودر خشکی باصید پرندگان و حیوانات شکاری ادامه دارد . ولی اکنون شکار پرنده و حیوانات بیشتر جنبه تفریحی بخود گرفته است . و صید ماهی و میگو و …..در ردیف شغل های مردم حاشیه دریاها و اقیانوس ها و رود خانه ها (آب ها )قرار دارد .
    در ابتدای تشکیل شهرستان هفتکل به علت عدم اکتشاف نفت و گسترش شهر نشینی در منطقه . حیوانات زیادی در این حوالی زندگی میکردند که اکنون دیگر به حداقل رسیده اند مانند آهو . قوچ . میش . بز کوهی . گرگ . کفتار . روباه . شغال و حیواناتی هم در این منطقه زندگی می کرده اند که حال دیگر اصلا” یافت نمی شوند . مانند یوز پلنگ و پلنگ .
    در زمان های قدیم ( تا حدود ۱۰۰ سال قبل ) به علت شغل دامداری و ییلاق و قشلاق و فراوانی حیوانات شکاری از جمله قوچ و میش و بز کوهی و آهو و و پرنده ها و غیره…… شکار حیوانات در حد نیاز صید می گردید و .. بیشترین پروتئین مورد نیاز مردم از این راه تهیه می شد و به علت کم بود جمعیت و بالا بودن حس دوستی و همسایه گری. . هر وقت کسی شکاری صید می نمو د حق و سهم اطرافیان محفوظ بود . و چون شکار شغل ابا و اجدادی خیلی از مردم هفتکل بود . برخی از فرزندان نیز عشق وعلاقه وافری به صید وصیادی از خود بروز می دادند . بطوریکه یاد و خاطره تفنگ پدر و پدر بزرگ ها شور و شوق خاصی را در دل پسران بوجودمی اورد . به مرور زمان با توسعه صنعت نفت در هفتکل و ایجاد شغل.و افزایش جمعیت در منطقه .از فراوانی حیوانات شکاری کاسته . و وابستگی مردم به تامین پروتئین از راه شکار محدود شد (جند نفری از شکار چیان قدیمی هنوز به اینکار اهتمام می ورزیدند ) ضمن اینکه با بوجود آمدن اداره محیط زیست و حفاظت از حیوانات شکاری صید وصیادی محدود گردید . ولی آنهائی که جوانی خود را با سپری کردن با شکارچیان قدیم گذرانده بودند .تفنگ و شکار را بعنوان وسیله تفریح مورد استفاده قرار میدادند .و ضمن اینکه به مرور زمان به علت صید گسترده و بدون محدودیت آمار حیوانات نیز کم می شد و احتمال انقراض آنها نیز وجود داشت . ولی با تمام این حرف ها شکار در حالت تفریحی ادامه داشت . هم اکنون هم هستند شکار چیانی که اگر احتمال وجود یا خبر پیدا شدن شکار را در منطقه بشنوند دور از چشم اداره محیط زیست و شکار بانی . به شدت پیگیر صید ان خواهند شد . هر چند که توان و رمق سابق را ندارند ولی جان سختی حادی را که در حال صید و شکار حیوانات از خود بروز می دهند بسیار ستودنی است .
    حال باز به طوفشیرین برمی گردیم و مسئله شکار را در شعاع دید خود مورد بررسی قرار میدهم . از آنجا که تهیه تفنگ از قدیم الایام برای شکا رچیان هزینه بر بوده است کپی برداری از تفنگ نیز با توجه به عشق و علاقه برای دوستداران آسان می نمود و ساخت تفنگ سر پر ویا به اصطلاح محلی پوز پر یکی از کوتاه ترین راه های رسیدن به هدف بود . و در این میان بودند افرادی که به ساخت تفنگ پوز پر مبادرت می ورزیدند و چنان مهارت یافته بودند . بطوریکه شناخت تخصصی مجربی را در رابطه با لوازم مورد نیاز برای ساخت قنداق و لوله تفنگ بدست آورده بودند و تفنگ های از درجه یک تا دو الی سه را هم دسته بندی کرده و با توجه به سفارش متقاضی تفنگ می ساختند . ضمن اینکه عایدی آنها از ساخت تفنگ بسیار اندک و جزئی بود و بیشتر ین عشق و جذبه و لذت آنها در ادامه کارشان بود . مثلا” می گفتند لوله فرمان فولوکس واگن (خودروی قدیمی ) گزینه خوبی برای تفنگ پوز پر است. ولی به علت کم بودن لوله فرمان اسقاطی ماشینهای قدیمی . از لوله ها ی بدون درز گاز شهری شرکت نفتی که از انگلیس می آوردند .وبه لوله های هایل پریشر (پر فشار ) که به زبان محلی به آنها های پریشن می گفتند استفاده می شد. خصوصیت این لوله ها در این بود که خاصیت ارتجاعی داشتند و در اثر انفجار لوله کمی ورم می کرد و سپس به حالت اولیه برمی گشت و اکنون مشابه آن در ایران ساخته می شود . که برای گاز شهری خانگی استفاده می شود . یکی از مشکلاتی که این تفنگ های پوز پر داشتند . خطر ناشی از انفجار ته لوله بود که محل جوش خوردن چاشنی انفجارتفنگ بود که گاهی اوقات برخی افراد ناشی اقدام به ساخت و جوشکاری غلط می کردند و در هنگام شکار در ته لوله انفجار صورت می گرفت و شکار چی از بین می رفت و یک بار فردی بنام علی براتی در اثرهمین نوع انفجار دستش اسیب فراوان دید . و او را برای معالجه به اهواز فرستادند .تا از خطر بیشتر جلوگیری شد . ……. و یا چوب درخت گردوو بلوط برای قنداق گزینه خوبی است . ولی بعلت عدم وجود این درختان در هفتکل . از چوب درخت کنا ر( سدر ) که به وفور در خوزستان پیدا می شود استفاده می شد .ولی در هر صورت این افراد لوازم کار خود را خوب می شناختند . ویکی از همین افراد مرحوم ملک حسین عسگری از طایفه چهارده چریک می باشد که تفنگ های بسیاری را برای مردم ساخته بود وبعد از وفات وی روی سنگ قبرش نقش تفنگ و سر شکار و ……. را سفارش دادند که هم اکنون این طراحی ها در محل قبرستان طایفه چهارده چریک ها روی قبر نامبرده خود نمائی می کند .
    شکار چی ها
    شکار چیان زیادی در طوفشیرین بودند . که اکنون اکثرا”در قید حیات نیستند و مهمترین آنها شامل : محمد افشار . ملک حسین عسکری . غلام حسین یزدانی . آ جعفر کیانی بهرام صفی خانی . فتح ا….. قراچه .(معروف به فتح ا.. شکاری که از این راه امرار معاش می کرد . ) ملک شمشیری . خان علی شمشیری(دارای تفنگ ساچمه زنی دولول بلژیکی بود ) . مشهدی منصور تفاوتی که در محل فلوتنگ زندگی می کرد .و افرادی مانند : ح - افشاری (دارای تفنگ ساچمه زنی ). شکر علی چهارده چریک (دارای تفنگ دو لول امریکائی بود ) . آقارضا حیدری . اردشیر عبداللهی و برادران . و مظفر کیانی(تفنگ پوز پر داشتند ) و ……………………. که در مرحله بعدی قرار دارند .
    تفنگ های شکار شامل :
    ۱- تفنگ های ساچمه زنی ( ساخت کارخانجات خارجی اروپائی و امریکائی.: شامل آلمانی بلژیکی . فرانسوی ……. ) ۲- تفنگ های سر پر (دهن پر یا پوز پر…….تولید محلی )
    انواع صیدو صیادی شامل : ۱– شکار پرنده ۲- حیوانات شکاری

    البته در رابطه با نحوه شکار و صید هرکدام ذوق و سلیقه خاصی را داشتند و برخی بیشتر پرنده زن بودند و به شکار کبک و تیهو ( توهی ) بلدر چین . و کغاء و دراج علاقه داشتند و بر خی به شکار میش و قو چ و بز کوهی و آهو می پرداختند البته شکار حیوانات تفنگ و تجهیزات مطمئن تری را می طلبید . وفقط در قدیم که شکار فراوان بود امکان صید با تفنگ پوز پر شدنی بودو در شرایط فعلی کاری بس دشوار می باشد زیرا شکار همینکه بوی انسان را متوجه بشود پا به فرار می گذارد و برای شکار با تفنگ پوز پر باید بسیار به شکار نزدیک شد تا شکار در تیر رس قرار بگیرد . و گرنه امکان تیر اندازی میسر نمی باشد و بدی این نوع تفنگ ها این است که برای مسلح کردن تفنگ باید زمان کافی داشته باشی تا به اندازه یک گلوله ساچمه در تفنگ بریزی و سپس با سمبه (میله باریک و بلند ) آنرا بکوبی تا در لوله تفنگ جای بگیرد و یه مقدار تیکه پارچه هم روی آن بگذاری و بکوبی و سپس چاشنی در انتهای منفذ لوله بگذاری تا در اثر انفجار چاشنی ساچمه ها به طرف محل نشانه روی پرتاب شوند . و در موقع شکار اگر تیر به هدف نخورد دیگر شکار از محل می گریزد زیرا فرصت کافی برای فرار دارد . و ناراحتی شکار چی هم بسیار است . چون هم تیر به هدف نخورده وهم باید بنشیند و زمانی را سپری کند تا تفنگ را پر کند .
    روش صید و شکا ر
    ۱- شکار پرنده
    الف : در حال پروازو نشسته
    در رابطه با روش صید و شکار افراد مختلف . نکات خاصی مورد توجه می باشد . بعضی که پرنده زن هستند در اثر تجربه می دانند که چطورو به چه طریق چه پرنده ای را شکار کنند . مثلا” شکار دراج که پرنده ای بسیار حمایت شده است و شکار آن هم ممنوع است بیشتر در حال حرکت و پریدن شکار می شود . و زود در اثر کوچکترین صدائی می پرد و به علت وزن سنگین خود نمی تواند در اسمان اوج بگیرد و مقدار کمی می پرد و قابل تعقیب است . البته هم اکنون بیشترین صید پرنده دراج در خوزستان بوسیله کشاورزان می باشد زیرا در مقابل حرکت تراکتور و نور چراغ ان در شب بی حرکت می شوند و گاهی چشم خود را می بندند . و کشاورزان می روند و انها را با دست می گیرند . ولی در کل . دراج بیشتر در حین پریدن با تفنگ پرنده زنی معمولا شکار می شود . و کبک و تیهو هم در حالت نشسته وهم پرواز صید می گردد ولی بیشتر در حال استراحت و ایستاده شکار می شود .
    ب : گستردن دام و تله و کمین پرنده
    و یکی از روش های صید پرندگان گستردن دام برای آنها می باشد که در دام و تله گیر می افتند .و روش دیگر کمین کردن برای آنها در کنا ر برکه و چشمه های آب است بخصوص در حاشیه های چشمه شیرین در منطقه دره طوفشیرین . و روش کار این نوع صیادان بدین گونه می باشد که از قبل در کنار چشمه های آب یک کمینگاه یا به زبان محلی کومه ( کوله یا کله ) درست می کنند و ان را با پوشش منطقه که بیشتر چوب و درختچه های کوچک است می پو شانند و حتی در کف ان برای امنیت از خطر حشرات مو ذی سموم افات کشاورزی هم می ریزند . بطوریکه مورچه هم در انجا کمتر مزاحم باشد و سپس در موقع ظهر تابستان که هوا بسیار گرم است می روند ودر آن کمین می کنندو پرندگان وقتی برای خوردن آب می آیند آنها را شکار می کنند .و حتما” باید قبل از نوشیدن آب شکار شوند چون به محض آب خوردن سریع پرواز می کنند . واین روش بسیار بی رحمانه است که پرنده زبان بسته را در حین تشنگی با گلوله سرب آتشین شکار بکنی . البته شکار آنهاهم به همین راحتی نیست و به راحتی صید نمی شوند و پرندگان بصورت گله گله و چند تائی برای نوشیدن آب به نزدیکی های چشمه می آیند و اگر کسی در کمین گاه باشد ظاهرا” متوجه می شوند و گاهی ساعت ها می ایستند واز دور و روی بلندی ها به چشمه نگاه می کنند و به چشمه نزدیک نمی شوند و صیاد هم باید کوچکترین جنبشی نداشته باشد و مانند یک ادم خشک شده چندین ساعت بنشیند تا پر نده احساس کند کسی در محل چشمه موجود نمی باشد . و کوچکترین حرکات را زیر نظر می گیرند و کنترل و پاک کردن محل چشمه هم در دسته پرندگان با پرنده بزرگتر می باشد که به او کل یا بزرگ می گویند . و تا او اعلان امنیت نکند هیچ پرنده ای به چشمه نزدیک نمی شود . و اول خودش می آید در بلندی می ایستد و محل را وارسی می کند وسپس اشاره می کند که پرندگان بیایند و خودش هم بعد از اینکه همه آبّ خوردند و رفتند آبّ می خورد و میرود و صیادهم باید آنقدر صبر داشته باشد تا چندین پرنده کنار چشمه بنشیند و برای یک پرنده تیرش را نزند وچون بعد از ردن تیر دیگر ماندنش در آنجا بی فایده است چون دیگر تا ساعت ها یا ان روز پرنده انجا نمی آید . وتحمل این سختی برای شکار فقط از صیاد برمی اید که عشق و علاقه به شکار دارد . و افراد متفرقه حال و حوصله اینکار ها را ندارند . و برخی دیگر از پرنده زن ها در کوه و دره ها می گردند و هر جا پرنده ای دیدند او را تعقیب می کنند تا و او را شکار کنند و برخی هم (مانند : اردشیر عبدالهی ) با دانستن صدای پرندگان در گوشه ای می نشینند و صدای پرنده جنس مخالف را سر می دهند و آن پرنده هم با خیال اینکه صدا صدای پرنده هم نوع وجنس مخالف است به سرعت یه محل میآید و سپس همینکه به نزدیکی حتی چند متری صیاد رسید صید می گردد .
    ۲- شکار حیوانات
    شکار چیا ن حیوانات هم که اغلب دارای تفنگ ساچمه زنی . با ساچمه های مختلف از پرنده زنی تا چهار پاره که برای صید های سنگین وزن می باشد می باشند (چارپاره چندین گلوله درشت است که در یک فشنگ قراردارد ) و هر کدام از این گلوله ها برای صید یک حیوان به اندازه گوسفند و بزرگتر کافیست . حال روش صید صیادان شکار قوچ ومیش هم در افراد مختلف فرق دارد .

    معرفی چند شکار چی :

    فتح ال…. قراچه…….. شکارچی سنتی با تفنگ پوز پر
    در قدیم الایام که شکار بسیار فراوان بود برای شکار با تفنگ پوز پر شکار چیان خیلی به شکار نزدیک میشدندو اغلب دره هامملو از شکار فراوان بود و شکار هم به علت عدم ترس از حیوانات گوشتخوار که به ندرت یافت میشد . در منطقه کمتر متواری می شد . و یکی از کسانی که بیشترین فعالیتش برای امرار معاش صید شکار و فروش گوشت آن بود آقای فتح ال…. قراچه بود که حتی برخی اوقات با پای برهنه شکار را تعقیب می کرد و آنقدر جان سخت بود که شکار را خسته می کرد تا او را شکار کند .و شکار صید شده را روی دوش می گرفت و از مسافت های دور با لب تشنه به خانه می آورد . و به همین خاطر به فتح ال.. شکاری معروف بود . وی مردی با قد متوسط و موهای قرمز و صورتی استخوانی و زمخت با هیکلی تنومند . واز طایفه قراچه ودر محله فارسیمدان زندگی می کرد و در سال ۱۳۵۱ از هفتکل به امیدیه رفت و در آنجا ساکن شد .و سپس فوت نمود .

    ملک حسین عسگری ….شکار چی سنتی با تفنگ پوز پر
    همانطور که قبلا” گفتیم هم به ساخت تفنگ پوز پر مشغول بود وهم به شکار و کشاورزی می پرداخت . وی نیز صید خود را با تفنگ پوز پر انجام می داد ودر قدیم که حیوانات فراوان بودند بیشتر به شکار میش و قوچ می پرداخت وسپس با کم شدن آنها به صید پرندگان بعنوان تفریح خود را سر گرم می کرد . و ی نیز سرسختی خاصی در صید و صیادی از خود بروز می داد .

    محمد افشاری نسب (محمد افشار )
    محمد افشار از کسانی بود که دارای تفنگ شکاری ساچمه زنی پنج تیر پران بلژیکی بود و همانطور که قبلا” ذکر گردید با این نوع تفنگ ها همه طور صیدی را می شد انجام داد از پرنده تا حیوانات سنگین وزن . و ساچمه های فشنگ ها دارای تنوع از ریز تا درشت بودند که مخصوص صید های مختلف بود . این شخص شکار را بعنوان تفریح و سرگرمی انجام می داد و بیشتر به صید اهو در دشت هفتکل تا شوشتر و رامهرمز می پرداخت و روش شکار او بیشتر به حالت سواره با خود روی جیپ بود و در شب ها به دنبال شکار ها با جیپ می افتاد و وقتی شکار در تیر رس قرار می گرفت به آنها شلیک می کرد و با تفنگ مخصوصش تیر های فراوانی را به طرف شکار ها می انداخت . و انقدر در کارش مهارت داشت که گاهی چندین شکار را با هم صید می نمود . و از انجا که در حراست شرکت نفت شاغل بود . بیشتر کسانی که به شکار علاقه داشتند با وی رفیق بودند . وروئسای شرکت نفت از خوزستان تا تهران هر کس که به شکار علاقه داشت به منطقه می امد و با وی به شکار می رفت و نامبرده هر وقت مهمان داشت در هنگام شکار بیشتر رانندگی می کرد و خود را به شکار ها می رساند تا شکار چی مهمان به طرف انها تیر اندازی کند .وی در طول عمر شکار خود . همه نوع شکار ی را انجام داده بود . از انواع پرنده تا قوچ و میش و گراز و گرگ وکفتار و غیره ……. وی در سال۱۳۴۵ از هفتکل به گچساران و سپس به میدان جعفر آغاجاری (شرکت گاز ) منتقل شد . و بعد از باز نشستگی به شیراز رفت ودر سال ۱۳۶۵ فوت نمود .

    غلامحسین یزدانی
    وی به غلام یزدانی معروف بود. که دارای تفنگ شکاری پنج تیر پران بلزیکی بود . وبیشتر به شکار قوچ و میش و بز کوهی می پرداخت. و شکار های صید شده را روی دوش تا خانه می آورد . وی مجهز به وسایل شکار از جمله دوربین و لوازم مخصوص بود و شگرد کار وی این بود که فبل از طلوع افتاب می رفت و روی بلندی ها می نشست و دوربین می انداخت تا شکار خود را بیابد و سپس ان را دنبال کند وصید نماید . و برخی اوقات نیز با دوستان خود به شکار می رفت و در مناطق مورد نظر به دنبال شکار می گشتند تا صید خود را بیابند . وی نیز به علت مهارت در شکار دوستان فراوانی داشت از جمله آقا رضا حیدری که همیشه ور دست وی بود و لوازم شکار و اسباب کار ( آذوقه و آب و ……) را فراهم می کرد . وایندو وابستگی خاصی به همدیگر پیدا کرده بودند . و بدون یکدیگر به شکار نمی رفتند . وی در سال ۱۳۵۱ توسط یکی از دوستانش در هنگام شکار به قتل رسید .
    این چهار نفر از کسانی بودند که در این حرفه . از بقیه معروف تر بودند . و بعنوان نمونه از آنها یاد شده است و اکنون در سرای باقی قرار دارند . ولی یاد انها با شکار هم آجین شده است .

    والسلام . تیرماه ۸۸ .اهواز
    ————————————————————————————-

  4. منوچهر افشاری گفت:

    با سلام
    دوست عزیز اقای موسوی
    مطلب شکار را در قسمت طوفشیرین قرار دهید . افشاری

  5. ابراهیم صفایی گفت:

    بادرودوسپاس فراوان ازآقای منوچهرافشاری. من فکرمی کنم اگردرمورداخلاق ورفتارمردم با یکدیگروروابط همسایه ها با هم درگذشته قدری مطلب بیان شود،خالی از لطف نباشد.چون بیان اینگونه مسائل باعث آشنا یی جوانان با اخلاق نیک می شودویاد می گیرند که چگونه رفتاری با پدرومادرخودداشته باشندو چگونه به بزرگترها احترام بگذارند.واین شعاررا همیشه در ذهن خودداشته باشیم. { گفتارنیک ،کردارنیک وپندارنیک } به امیدموفقیت روزافزون شما وسربلندی مردم خونگرم و صمیمی هفتکل…

  6. ابراهیم صفایی گفت:

    یاد وخاطره دوستان دوره ابتدایی بخیر. افشین کریمی،رضا معصوم پوری، عبدالله صیدی،محمدغلامی،ناصرعباسی،زنده یادان: ابراهیم نادریان، کریم موسوی و،حجت الله صحراگرد.
    مجید محمدی،محسن لرکی، مسعود حقیقی،منصورکلاه کج،ودیگرعزیزان که متاسفانه نام آنها را فراموش کرده ام.انشاءالله هرجا هستند سالم وسرافرازباشند.همچنین همکلاسیهای دوران دبیرستان: ابراهیم سلکی،نورالله حبیب زاده،خسروبرون،ایرج رشیدیان، اسماعیل رییسی، یعقوب توته،رحمان صفی خانی،بیژن نری موسا ،فرخ صباحی،……….

  7. مظفر نوروزی لرکی گفت:

    سلام
    یاد دوران تحصیلی نمره هفده پشت توه ها بخیر ، دست نویسندگان درد نکنه امشب به یا خاطرات هفتکل و نمره هفده آغاجاری افتادم

نظر دهید