تیر ۲۵

رضا مرادی( گل سفیدی )

مكان ديدني برم سوز (بركه سبز)

در كمتر از ۵۰۰ متري محله طوفشيرين در دره اي نسبتاً عميق و درميان كوههاي بلند ، آبي وجود دارد كه اهالي از دير باز آن را بنام برم سوز (بركه سبز) مي شناختند . برم سوز با توجه به عمق و وسعتي خوبي كه دارد در فصول گرم سال جواناني از اهالي وسطح شهر كه اين فضا را مي شناسند براي شنا كردن به سمت خود مي كشاند .
آب چشمه ايي كه در بالا دست برم سوز قرار دارد ودر تمام فصول سال پر آب   مي باشد ودر هنگام رسيدن به اين مكان آبشار زيبا ودلنشين را ايجاد مي كند كه زيبايي دوچنداني به اين مكان مي دهد. ودر كنار برم سوز غار مسطحي قرار داردكه پس از يك روز كوه پيمايي در كوههاي اطراف ، مي توان در آنجا به استراحت كردن وبدور از هياهوي شهر به آرامش كامل رسيد .
وجود اين مكان ديدني وجاذبه هايي كه در پيرامون آن قرار دارد و نزديكي اين فضا به مركز شهر وپر آب بودن آن در تمام فصول سال با كمي توجه وهزينه     مي توان آن را به يكي از مراكز گردشگري وتفريحي براي همشهريان عزيز تبديل كرد وبا كمي تعغيرات وبا ايجاد يك درياچه طبيعي ، مي توانيم زمينه اي فراهم كنيم كه عموم همشهريان بتوانند از اين نعمت الهي بخوبي استفاده نمايند.
خالي از لطف نيست كه مسئولين محترم بخصوص شهردار شهرستان براي يك بار هم سري به اين مكان زده تا در صورت امكان بتوانند برنامه ريزي بهتر وبهره برداري بيشتري از اين فضا داشته باشيم.

تیر ۲۰

شهر من در بهار

 

شهاب داودي

 

هوا گرم شده … آسمان خاكستري و غروب زرد . روز به روز آفتاب زود تر از روز پيش بيدار مي شود و ديرتر هم به خواب مي رود … كولرهاي گازي و كولرهاي آبي ِ نمك زده صدايشان بلند شده و مگس ها و پشه كوره ها در هواي شب جولان مي دهند.

گل هاي پلاسيده هم مثل برخي از مردم شهر به حزب باد پيوسته و گندم زارها طعمه ي دندان هاي حريص كمباين هاي انباري شدند… بهار است و كم باراني اول آن نويد سالي خشك را مي داد اما بعد از سيزده ِنوروز، چند باري دل آسمان ابري شد و كمي هم گريان .

 

بهار در شهر من با خبر عدم اجراي همايش بزرگ شاهنامه خواني سي ميلي بدليل ندادن مجوز آغاز شد و از همان ابتدا تيك تاك ساعت تحويل سال ،نويد يك سال ضد فرهنگي را مي داد … اجراي همايش موسيقي قشقايي در دوم فروردين و پنجمين گردهمايي دوستداران هفتكل و دانش آموختگان رودكي در ششم اين ماه كمي از درد عدم اجراي شاهنامه خواني را تسكين داد اما ننگ آن همواره ي تاريخ بر پيشاني مسببانش نقش خواهد بست.

 

هوا گرم و گرم تر مي شود … ظهر ها به غير از كارگران بيكار فلكه نشين كسي را در شهر نمي بيني … كر كره ي مغازه ها عصر هر روز، دير تر از روز پيش بالا مي رود … بازار رونق چنداني ندارد … اتحاديه اصناف هفتكل تشكيل و داراي دفتر و دستكي شد… رضوي به عنوان مسئول اصناف انتخاب شد… حبيب اله ايگدر نايب قهرمان جودوي جهان شد… بنياد مسكن براي ساخت خانه در شهر وام بيست ميليوني مي دهد… سقف شيرواني بنگله هاي خيابان شهرداري رنگ شد… شهر بيست روز از صداي روضه ، عزاداري و رنگ مشكي ، كبود شد… پارك بادي در پارك شادي راه اندازي شد…استاندار كه اسفند ماه گفته بود مقبره ي شهداي گمنام تا يك ماه ديگر ساخته خواهد شد ، خبر ندارد كه بعد از دو ماه هفت شهيد گمنام هفتكل همچنان بامشان آسمان و فرششان خاك سرخ است… چشمه هاي جوشان ازشاه لوله ي انتقال آب در چند جاي شهر جاري شده اند… طرح استيضاح شهردار كه برخي از حضرات شهر پشت آن بودند شكست خورد … شهردار مي گويد حقوق پرسنلش را به موقع داده و مي دهد …صفي آبادي كارمند شهرداري كه تيرماه سال پيش بازنشست شده هنوز نتوانسته حق سنوات خود را بگيرد …شوراي شهر همچنان هر كدام راه خود را مي روند … فرماندار كه دوران خدمتش تمام شده بود هنوز بازنشست نشده …كار بازسازي مسجد اسلام آباد تمام شد … مسجد پالايشگاه خيلي كار دارد … مصلاي نماز جمعه به انبار گندم و حسينه ي مكوندي ها به مصلا تبديل شد… صداي اذان مسجد جامع همچنان در شهر نمي پيچد …

در فصل بهار بلوارهاي شهر خالي از گل هستند… مُوردهاي آمريكايي دور تا دور شهر قد كشيدند … خيابان هاي تازه آسفالت شده چروك شده و تيرچراغ برق هاي كنار آنها ديگر حتي قدرت جذب پشه كوره ها را هم ندارند … زمين مسكن مهر كه بيش از يك ميليارد تومان براي تسطيع آن بلعيده شد براي كشت خشخاش مناسب تر است تا ساخت خانه …خيابان هاي مهرآباد قير پاشي شد اما از آسفالت خبري نيست… هزينه ي تزريق آمپول در درمانگاه از مجاني به هزار تومان رسيد… از افتتاح درمانگاه بيمار بستر خبري نيست… سالن سرپوشيده ي الغدير كه بهمن هشتاد و پنج افتتاح شد همچنان لانه ي كبوتران و گنجشكان است …مجتمع دامپروري در حال ساخت است… مجتمع گلخانه اي سرتيوك كه در سه نوبت و به وسيله سه وزير و معاون افتتاح شد هنوز مورد بهربرداري قرار نگرفته … جاده ي ورودي شهر بزودي افتتاح مي شود… اعتياد در شهر ريشه زده … قليان هاي سطح پارك شادي توسط نيروي انتظامي جمع آوري و ضبط شد… ماشين هاي پلاك قرمز همچنان هر روز ساعت هشت به بعد از اهواز و شهرهاي مجاور مسئولين را به هفتكل مي آورند و ساعت يك هم مي برند… تعداد كارگرهاي سايه ي صبح نشين فلكه مركزي هر روز بيشتر مي شود…بيش از سيصد ميليون تومان پول بيت المال بعنوان شاباش به كساني كه به رئيس جمهور نامه نوشتند داده شد…در مراسم روز معلم همه صحبت كردند جز معلم ها…

 زلزله هفدهم ارديبهشت هفتكل را لرزاند… سي ام ارديبشهت تصادف مرگبار در تقاطع مرگ آفرين نفت سفيد با سه كشته و نه زخمي مردم را لرزاند اما مسئولان را نه … سارقان به شش خانه دست برد زدند … چند دزد دستگير شد…سبزي فروشان با موتور از رامهرمز سبزي مي آورند…تيم ابوذر در مسابقات فوتسال استان خوب ظاهر شد… خيابان اسلام آباد قرار است تعريض شود … رئيس آموزش وپرورش كه از چهار سال پيش پايش روي پوست خربزه بود هنوز پايش روي پوست اين ميوه ي تابستانه است… بيش از نود درصد ادارات شهر مديران باغملكي دارند… حفيظ اله ممبيني كه از اسفند گذشته با حكم مدير كل قرار بود رئيس بهزيستي شود بدليل كارشكني افرادي خاص نيامده حكمش لغو شد…رئيس شركت گاز هم از باغملك آمد…چه بهار گرمي … هر چند روز يكبار از عتبات عاليات و صحراي مقدس حجاز خاك طهارت بخش به سر و روي مردم مي ريزد…سال هشتاد و هشت ،‌هشتاد و هشت نفر در هفتكل فوت كردند…مسئولين مي گويند نيروهاي بومي در اولويت استخدام قرار دارند… خيلي از جوانان هفتكل در عسلويه و ماهشهر كار مي كنند… سبزي فروشي بابايي تعطيل شده … مرد ييلاقي در بازار يونجه مي فروشد …

محسن رضايي سه سال پيش گفت مسئله فرودگاه و لين هاي شركتي را در بازگشت به تهران حل خواهم كرد….سيم هاي خاردار دور فرودگاه و سينما زنگ زدند… موتور سوارها شب ها با چراغ خاموش در شهر تك چرخ مي زنند… مدير مدرسه اي معلم ها را مجبور مي كند تا به دانش آموزان نمره قبولي بدهند… دانش آموزان روز قبل از امتحان دنبال نمونه سوال سال پيش مي گردند… رئيس آموزش و پرورش مي گويد آمار قبولي امسال بالاتر از پارسال است… مرد بازاري هنگام ظهر تك عابران پياده را با چشم بدرقه مي كند… ماهي فروشي ماهي مانده مي فروشد …تصيفه خانه ي مدرن آب در رودزرد كايد رفيع كه به گفته ي مسئولان در تمام دنيا تك مي باشدو قرار بود در هفته ي دولت هشتاد و هشت افتتاح شود يك سال ديگر هم تمام نمي شود مگر رئيس جمهور وزير نيرو را از توي لوله رد كند… هندوانه ي سرتيوك و جارو در بازار خوب فروش مي رود… رئيس اداره ي آب هفتكل هنوز در سال اصلاح الگوي مصرف است و سال همت مضاعف را جدي نگرفته …از گوجه ي شاه نشين خبري نيست … شايد دانشگاه آزاد راه اندازي شود… دفتر دكتر رضايي بعد از هفده سال در هفتكل راه اندازي شد… مسئولان خيلي تعصب شهر را دارند… كارخانه سيمان همچنان در تملك همسايه ي جنوبي است…


تیر ۲۰

خداحافظ ننه !             شهاب داودي

((پيرترين قابله ي ايران  در سن صد و ده سالگي در هفتكل بدرود حيات گفت))
ماه سلطان  محمودي كه  در سال هزار و دويست و هفتاد و نه در روستاي شاه نشين از توابع هفتكل بدنيا آمده بود ، از اوايل سن جواني بعنوان قابله (ماما) در اين روستا به مدد مادران باردار آمده و نوزدان شاه نشيني را با دستان ظريفش به دنيا مي آورد .
ماه سلطان محمودي كه اهالي وي را به نام ((دي غلامر ضا)) مي شناختند هيچگاه براي كمك به مادران از كسي اجرت نگرفت و هيچ  نوزادي هم  با وجود كمبود امكانات زير دستان توانمند او از بين نرفت.بيش از هشتاد  درصد متولدين  بين سالهاي هزار و سيصد تا هزار و سيصد هفتاد شاه نشين با واسطه ي اين قابله ي توانمند و ريز جثه بدنيا آمده و به همين دليل همه ي اهالي وي را ننه صدا مي زدند. دي غلامرضا براي آخرين بار در سال هشتاد و چهار هم دست به كار شد و در اين روستا  چشمان كوچكترين نوه اش را به روي دنيا باز نمود.
ماه سلطان محمودي سرانجام در واپسين ساعت روز شنبه پنجم تيرماه سالجاري  در حاليكه هيچگاه بيمار نشده و روي تخت هيچ بيمارستاني نخوابيده بود  بر اثر  كهولت سن و ايست قلبي در درمانگاه هفتكل  بدرود حيات گفت و روي دوش نسل هاي مختلف روستاي شاه نشين كه خود واسط بدنيا آمدنشان بود از اين دنيا رفت و در بهشت آباد هفتكل آرميد.

تیر ۱۳

 

 

 ((دستهایی که می بخشند مقدس تر  از لبهاییست که دعا می کنند))

با پرداخت ماهیانه ده هزار تومان  سرپرستی یک کودک یتیم هفتکلی را بعهده بگیرید .

حساب قرض الحسنه ۱۰۶۵۹۴۳۰    نزد    بانک سپه هفتـکل بنام حاج علی محمد نیازی  آماده ی دریافت هدایای نقدی شما به ایتام است.

جهت ثبت نام در طرح اکرام ایتام¬ هفتکل به عکاسی فتو شهاب واقع در میدان مرکزی شهر مراجعه نموده و  یا  با شماره تلفن های زیر تماس حاصل فرمایید.

۰۶۹۲۳۲۲۴۳۴۴و۰۹۱۶۶۹۲۳۰۸۱ شهاب داودی

تیر ۱۱

خانه ای در آتش
نگاهی به فراز و فرود نفت سفید در آیینه ی تاریخ
محمد شاهرخ نسب