دی ۱۸

شهرستان  شدن هفتکل  و چند چرا؟اگر هفتکل شهرستان  شده پس: چرا  برخی از ادارات هنوز مستقر نشدند؟چرا ثبت و احوال هفته ای دور روز  به هفتکل می آید؟چرا برای گرفتن کارت ملی باید به رامهرمز برویم ؟چرا دفترچه های درمان روستایی در هفتکل تمدید نمی شود؟چرا اعتبارات شهر افزایش نیافته  است؟چرا برخی از ادارات هنوز به رامهرمز وابسته اند؟چرا مسئولین در هفتکل سکونت نمی کنند؟ چرا کارخانه سیمان همچنان تحت نفوذ سیستم اداری رامهرمز اداره می شود؟چرا بیمه تامین اجتماعی کارکنان سیمان خوزستان بصورت غیر قانونی در رامهرمز واریز می شود؟چرا حسابهای بانکی سیمان خوزستان در بانکهای رامهرمز است؟چرا میهمان سرای سیمان خوزستان در رامهرمز است؟چرا اداره کار در هفتکل مستقر نمی شود؟چرا ادارات هفتکل کارگران ساده و بی تخصص خود را هم از شهرهای مجاور می آورند؟چرا درصد بیکاری هفتکل بالا است؟چرا ناحیه صنعتی بعد از بیست سال هنوز راه اندازی نشده ؟چرا عابر بانکها هر روز خراب هستند؟چرا بانک تجارت که ساختمان آن یک سال آماده بهره برداری است راه اندازی نمی شود؟چرا وقتی شرکت نفت می گوید یکصد و پنجاه میلیون تومان هزینه پارک نفت کرده کسی پی گیر این هزینه زیاد برای فضای کم پارک نیست؟چرا وقتی شرکت نفت دهها پروژه را بی منت برای شهرهای کم نفت اطراف ما انجام می دهد ما سرمایه گذاری اندک نفت در هفتکل پُرنفت را بزرگ نمایی می کنیم؟    

دی ۱۸

((دستهایی که می بخشند مقدس تر از لبهاییست که دعا می کنند))
با پرداخت ماهیانه ده هزار تومان سرپرستی یک کودک یتیم هفتکلی را بعهده بگیرید .
حساب قرض الحسنه ۱۰۶۵۹۴۳۰ نزد بانک سپه هفتـکل بنام حاج علی محمد نیازی آماده ی دریافت هدایای نقدی شما به ایتام است.
جهت ثبت نام در طرح اکرام ایتام¬ هفتکل به عکاسی فتو شهاب واقع در میدان مرکزی شهر مراجعه نموده و یا با شماره تلفن های زیر تماس حاصل فرمایید.
۰۶۹۲۳۲۲۴۳۴۴و۰۹۱۶۶۹۲۳۰۸۱ شهاب داودی
انجمن خیریه دوستداران هفتکل

دی ۱۳

اسماعیل مکوندی (دیماه هشتاد و هفت)
به آنکه شال عشق بر گردن نهاد
حفیظ رود و سینه و گریه
یعنی آبگینه ی خودم:
/ سنـدان /
هر پنجشنبه شب
که می نشیند آذرخش ِ سَر بر گردن
برق سکه ها در همیان ِ هراس
زاج ِ سپید و کُندُر کوههایت
آه منگشت ِ مرظوب و قلعه ها
با زخمهایت چه میکنی ؟
هر پسین که گات گریوت
سینه می کشاند به رود ِ زرد
با ماغ ِ خسته ی ورزوها و کیمیای گِمَک
آه میدواود گوگردها و زمزمه
با دستهایت چه میکنی ؟
هر دَم که بر خِرسک ِ کوتاه ِ ایل
رسول ِ بی نگین و انگشتر
مؤاخذه میکند جهان
ما کودکان ِ سنبله
برخاطره ی پاتختی ِ زین ِ شکسته
مشروط می شویم
آه شاه نشین ِ تلخ و سیاره
با شاعرانت چه میکنی ؟
دندان ِنیمه در لگام
پاکوبد بر آخور
با قرینه ی حس و شعور
چه می خواهد اسب ِ کاسی
آه جاروی شوخین و شمشادها
چه میکنی با کایدانت؟
… فدریکو ، فدریکو
بدو ، بدو
صدایی مکرر شد و زمین در توالی جسارت
پوزه بر رود ِ رگها نهاد
آه ای جهان
با پیامبرانت چه میکنی ؟.

/هراس / محسن کریمی
جیغ بنفش باد در اسکلت شاخه ها
خانه های هم مرکز عنکبوت در هم می پیچید
و مترسک تکان می خورد از صدای شکستن
و زخم آهنگ بومی که بی هدف سرش می چرخید
و روحی خاکستری که داسی بلند داشت
و هجوم مه که هراسی دیگر آورد
و صدایی که از پشت آن مرا می نامید .
قایقی در آب تکان می خورد .
و صدای اصرار تبر که از دورها می آمد….
/نقابی به من بده/ زینب ممبینی
لبریزم از سکوت، شرابی به من بده
ازبغض پر شدم تب وتابی به من بده
کس یاد من نداد به لبخند خو کنم
هق هق برای گریه ی نابی به من بده
آب از سرم گذشته وجب ها ، ولی هنوز
باید که بگذرم زخود آبی به من بده
هی زورکی بخند وبخندانم ، این نشد
نقشی درست وناب وحسابی به من بده
حس من است این که به دیوار می کشند
تصویر سهم من شده ،قابی به من بده
با لهجه ی خودم به خودم پشت کرده ام
تا کی چنین قبیح ، نقابی به من بده
این روزها برای نمردن بهانه نیست
من می شوم بهانه ،طنابی به من بده

سیروس راد منش
سیاه درخنده ات
گُل سرخ !
که می پراکنی اسپند
بر کناره های راه !
به رفته های نامبارکِ من می مانی
وقتی سقوط
از دلِ سُرخاب می آمد
به پرچم تسلیم
پیروز !

/جنوبی/ غلامعباس عسکر پور
فرود اشک سیاوش
برآب
که بشکند
در بی تاب ترین عبور
جهان می چرخد
چون گردی نا گیر
بر فراز حبابی
از نور

/پاییز/ مجید حسینی نژاد
ریه های زمین
از شعر پر شده است
که پاییز
اینهمه ترانه ی لگدمال را
خشک، می ریزد
زیر پای عابران

/سکوت/ مجید حسینی نژاد
حرفها را قاب بگیرید
حالا که ستاره های دور دست
وآسمان بی ترانه به جایی دور
ورای ادراک مرداب ونیلوفر انگشت می کشند
بی آنکه حرفی از شب وتردید
درضیافت شعر وشمع
راه را بر عبور گریه ببندد
بگذار آتشکده ی دلت از نگفتن شعله ور باشد
باران که بند بیاید
چمدان عهدنامه های کهن را
با ذره بین خورشید
می سوزانیم
نگاه کن
اسب سوشیانت
بی تاب
شیهه می کشد …