فروردین ۱۹

بنام خدا

نام و یاد هفتکل و طوفشیرین  همیشه بر لبانم جاریست

طوفشیرین محله ای است در هفتکل  که  به ظاهر هیچی ندارد  ولی در گذشته  آنقدر اجر و قرب داشت که قلم از بیان آن عاجز است

 

              

              طوفشیرین (موقعیت جغرافیائی،اجتماعی،و……..)

       یاد طوفشیرین  آمیخته  به صمیمیت و یکرنگی  خاطرات  گذشته  مردم آن است . برای رفتن به طوفشیرین  باید  از جاده ای که از  میان بنگله های قدیم می گذرد( بنگله ، خانه های ویلائی  روئسای  پیشین شرکت نفت  بوده است ) . گذر نموده وپس از طی  چهار بنگله  به یک دو راهی  می رسی  که مانند یک کمر بند از میان محله های طوفشیرین  می گذرد . البته  یک راه هم از مسیر  مهمان خانه قدیم شرکت نفت  به  محله گلابی ها  وصل می شود .

      طوفشیرین  دارای محله های مختلفی است  که زبان و گویش  های متفاوتی دارند . ساکنین   محله چهار لنگ ها  و مکوندی ها .. که اکثرا” بختیاری  بودند و گویش بختیاری داشتند. و محله های گلابی ها و چهارده چریک ها ، شش بلوکی ها ،  فارسیمدان ها و ایگدر ها  . اکثرا” ازطایفه بزرگ ایل قشقائی بودند و به زبان ترکی صحبت می کردند  . و محله لک ها که در شرق طوفشیرین بودند و محله قلیچی ها که در مرکز طوفشیرین  قرارداشتند . تعدادی هم  اصفهانی و….. که دراقلیت بودند ودرجوار محله چهارده چریک ها سکونت داشتند  . و محله های صوفی ها و دره نفتی ها  هم گویش بختیاری داشتندو تعداد  اندکی هم  غریبه بودند که به غربتی ها معروف بودند ودر محله چهارلنگ ها زندگی می کردند .

   محله ها با توجه به یکدست بودن آن ها  اتحاد  محکم تری داشتند. و آئین  ها و مراسم  خود را  پر بار تر  اجرا می نمودند .

  مثلا” برگذاری  عروسی های  محله چهارده چریک ها  از لحاظ تنوع رنگ و  لباس و   اجرای رقص های محلی  دسته جمعی  ایل قشقائی  شکوه و عظمت خاصی داشت  .و زمان عروسی  از ۳ الی ۵ روز  بطول می انجامید و دایره های رقص  آن ها گاهی دارای چندین حلقه می شد و مردم با شور و شوق  خاصی به رقص و پایکوبی می پرداختند. و این  مراسم  در سایر محله ها کمرنگتر بود . و  بعضی از  بختیاری ها  هم عروسی ها را  با اهمیت برگزار می کردند ولی به کیفیت  مراسم ترک ها نمی رسید .  

       . و لی مراسم عزا داری  در محله های بختیاری ها  نسبت به سایرین با غم واندوه فراوان همراه  بود و مدت آن هم طولانی تر بود .

   هر طایفه ای علایق و خوی وخصلت . خاص خود را داشت . برخی آرام بودند . مانند ترکهای محله گلابی ها…….. و برخی  مانند  بعضی از بختیاری ها  مقداری  خشونت  چاشنی رفتارشان بود .  ولی شوخ طبعی و یکرنگی  چهار لنگ ها  بیشتر از بقیه به چشم می خورد . هر چند که  خشونت  نهفته  آن ها  در گیری ها ی آن ها را گاهی اوقات ، افزایش می داد .

     ترکهای  چهارده  چریک و محله گلابی ها  اکثرا” در کنار مشاغل  خود  دامداری و کشاورزی (کشت دیم گندم و جو ) هم داشتند .و هر محله چوپان خاصی داشت که گله ها را برای چرا  به صحرا می برد . 

   در هر محله ای  افرادی  بزرگ و ریش سفید. (خان )  زندگی می کرد . و برخی  از  مشکلات مردم هم از همین طریق  رفع و رجوع می شد .

   در محله چهارده چریک ها  … مرحوم شکرعلی  چهارده چریک خان  ترکها  و مالک زمین های طوفشیرین هم  بود . در محله  چهار لنگ ها    ،   مرحوم میرزا رمضان و پسرش  ابراهیم ارشدی و غمگین و سرکوهکی ها   معروف تر بودند . در محله  گلابی ها ،  مرحوم  قربان علی عینی و شکر علی نادری . و  در جنب  دبستان امید  مرحوم محمد افشار  …و در محله  صوفی ها  مرحوم ماشاالله  اسکندری ودر محله  فارسیمدان ها.. مرحوم یوسف و معصوم علی فارسیمدان و رحیمی ها   ..ودر محله  حسن پور ها مرحوم   علی  حسنپورو  الماس خاندشتی و دلربا ها   معروف تر بودند   .

           جمعیت

     جمعیت  خانوار های طوفشیرین  به حدود     ۳۰۰      خانوار  و   تعداد حدود      ۲۰۰۰     نفر    می رسید .

            آب                                

                  وضعیت آب  به صورت لوله کشی عمومی بود . ودر هر محله ای با توجه به تعداد  جمعیت  چندین  لوله شیر آب عمومی بنام بمبو(…نام محل های آب گیری بود   ) داشت  .که شرکت نفت  کشیده بود . و مردم  با سطل  آب  را برای مصارف روزانه به خانه می بردند. و فقط کارکنان شرکت نفت ساکن طوفشیرین ، در خانه  آب لوله کشی داشتند.

برق

          برق در طوفشیرین  بوسیله فردی بنام علوی که کارخانه برق داشت  تامین می شد(و تعدادی هم سهامدار داشت ) و در سالهای  بعد، برق عمران بوسیله  سازمان آب و برق  جایگزین  برق علوی گردید. و هفتکل به شبکه برق سراسری پیوست .

 

   گاز

      وضعیت گاز هم در طوفشیرین مانند آب بود .و خانه های کارکنان شرکت نفت دارای گاز لوله کشی بودند .و مابقی  مردم در محله ها یا از بخارهای دسته جمعی (بخار کمپانی ……محل آش پزی عمومی   )  استفاده می کردند ویا از  کود دامی گوسفندی  به همراه نفت سیاه (نفت کوره ) در خانه برای اشتعال  اجاق و گرم کردن خانواده در زمستان و حمام اب گرم  استفاده می کردند . که دردسر زیادی داشت .  

 

  حمام

        طوفشیرین دارای  یک حمام عمومی  مشابه حمام های قدیم اصفهان و یزد و تهران ..در جنوب شرقی  طوفشیرین و حنب غسالخانه ای که بعد ها ساخته شد  قرارداشت این حمام در دهه۴۰ توسط  استاد اسدالله حمام پور  اداره می شد  بعد ها فرزندانش نام خانوادگی خود را به اولیائی  تغییر دادند  . در دهه ۵۰  اداره حمام  بصورت اجاره  به افراد دیگری داده شد یک زمان هم خانواده  نیک نژاد  ان را  اجاره کردند و پیرمردی  با نام مستعار چرچیل  در ان کار می کرد . در جوار ان نانوائی عباسقلی عباسی  و دکان خانمی بنام   مش عفت .(مشهدی عفت )..بود حمام  دارای  اب سرد و گرم بود و با گاز لوله کشی  اب ان گرم می شد . و دارای دو  حوض اب گرم با عمق حدود یکمتر  و اب سرد با عمق حدود ۶۰ سانی متر  جداگانه بود و به نوبت بصورت   زنانه و مردانه استفاده می شد . ودر سالهای  ۱۳۵۳ الی ۵۴  بصورت متروکه در امد و اکنون به ویرانه تبدیل شده است 

 

   نانوائی

           طوفشیرین یک نانوائی داشت  . وصاحب ان  مرحوم   عباسقلی  عباسی بود. که  در ان نان لواش  پخت می نمود و هنوز هم احتمالا” این نانوائی برقرار است .و  فعالیت می کند …… 

 

   مدرسه

          تا سال ۱۳۵۶  در طوفشیرین  فقط یک مدرسه ابتدائی  بنام دبستان امید بود  . که فارغ التحصیل های زیادی بیرون  داد. و ابتدا مدرک ششم ابتدائی ، وبعد ها پنجم  ابتدائی  را به پسرانی که دوره ابتدائی را می گذرانیدند . می داد . ودختران  تا سال چهارم بصورت مختلط با پسران درس می خواندند.  و برای سال پنجم وششم به  دبستان قدسی  در جنب دبیرستان  فرح  پهلوی  سابق  به  هفتکل می رفتند . بعد ها در سال ۵۶  در زمین ورزش فوتبال طوفشیرین یک  مدرسه راهنمائی هم برای دانش آموزان دختر و پسر  ساخته شد .

afshari.JPG

  زمین فوتبال

          محل بازی فوتبال  جوانان  در جنوب دبستان امید قرار داشت میدانی حدود ۷۵در ۳۵ متر  . بدون هیچگونه امکاناتی از قبیل  دروازه و غیره ……( در فصل برداشت  گندم  در اردیبهشت  ماه هم فردی بنام علی افشار  گندم هایش را در این میدان میریخت و با تراکتور خرد می کرد وسپس برمیداشت ..و بعدها مدرسه راهنمائی در آن ساخته شد )…… وکم کم در سایر محله ها هم میدان های دیگری  توسط جوانان درست شد  که مهمترین آنها میدانی است که در مسیر بین چهار بنگله و ابتدای خانه های طوفشیرین درست شد .که مسابقات  درآن برگزار می شد .  و کسانی که بازی انها بهتر بود .  جذب تیم های  شهرستانی هفتکل مانند  پاس ، تاج ، می شدند . ضمن اینکه طوفشیرین هم تیم فوتبال خود را همیشه داشت . .

 

   خانه آصف (ساخت   فضلعلی افشاری)

        در شمال شرقی طوفشیرین  خانه ای در جوار محله صوفی ها  روی بلندی قرار داشت . که بنظر می رسید  که سنگ بنای طوفشیرین باشد . خانه طوری بنا شده بود . که مشرف به  مهمانسرای شرکت نفت و هفتکل باشد . و بعداز مدتی خالی از سکنه گردید  بعد از غیرمسکونی شدن ، تا مدت ها آثار ان مانند، اثار باستانی خود نمائی می کرد و  بتدریج…….. سنگ های  ان  به تاراج رفت  و….. در دهه ۵۰ با خاک یکسان شد. 

 

     کوه ها و دره ها  

      یکی از جاهای گردشگری مردم کوه و تپه های جنوب طوفشیرین بود . بخصوص کوه های اطراف دره طوفشیرین  که دارای چشمه  آب شیرین هم بود . و کوهای اطراف هفت تا کل  که در امتداد رشته کو های زاگرس است و  مربوط به  دورانهای قدیم زمین شناسی می باشد . و دارای فسیل های فراوان است. فسیل هائی از ماهی ها و سایر   جانداران دریائی،…….که نشان از این دارد که در قدیم این منطقه  زیر آب بوده است .

 در جهت عمود براین رشته کوه های  زاگرس  شکاف و دره هائی وجود داشت ، که شکار چیان و مردم  برای  کوه پیمائی و گردش  بیشتر در آن مسیر ها حرکت می کردند . و تعداد این دره ها به  ۵ الی ۶  مورد می رسید . و به ترتیب از طرف  غرب به شرق به شرح زیر می باشد . 

۱-      چهار مشعله

   این دره که در غرب طوفشیرین واز روستای هوره  شروع می شد ،ودر مسیرخود ،  دارای  دو دره  فرعی  دره کوچک و بزرگ بود، که به  چهار مشعله کوچک و چهار مشعله بزرگ  نامیده  می شد .و انتهای آن  به دشت رامهرمز و روستای شیفه  می رسید . 

     ۲-دره تاریک

          این دره هم به موازات  دره چهار مشعله  از غرب طوفشیرین   تا دشت رامهرمز ادامه داشت  و به روستای  احمدی   می رسید .

۳-دره طوفشیرین

این دره  از چشمه شیرین  در۷ کیلومتری جنوب طوفشیرین  تا  دشت هفتکل می رسید و تنها چشمه  اب شیرین هفتکل در این دره قرار داشت . که برای شرب هم استفاده می شد .

 

 ۴- دره پهن    به موازات سایر دره ها تا دشت رامهرمز  ادامه داشت.

 

۵- اینچه دره   ” “  “  “  “  “  “  “  “  ”  ”  “  “     “  “  “  “  “”.

 

 

 

    چشمه ها

 

      ۱-  چشمه شیرین

    یکی از چشمه های بسیار مفید ،   چشمه شیرین  است که در حدود  ۷الی۸  کیلومتری  جنوب  طوفشیرین قرار دارد  و از چشمه هائی است که اب  خوش طعم و شیرینی دارد. و کسانی که بصورت عشایری  در این مکان توقف می کنند،  از ان برای  استفاده خود و احشام  بهره برداری می نمایند .وحیات خیلی از حیوانات و پرندگان منطقه بستگی به اب ان دارد .و به علت اینکه این چشمه در شکاف ودره بزرگی بنام دره طوفشیرین  قراردارد استفاده کشاورزی از ان مشکل است و( نیاز به کارهای مهندسی دارد و به صورت ابیاری تحت فشار می توان از ان برای کشت گونه های باغی منطقه  استفاده نمود .) با توجه به اینکه مقدار اب ان محدود است  گیاهان  مختلفی در حاشیه  نهر جاری که تا  دامنه جنوبی  رشته   کوه زاگرس و ابتدای   دشت رامهرمز  جریان دارد روئیده میشود و یکی از ان ها  گیاه داروئی پونه است . که از برگ خرد وکوبیده ان در ماست و دوغ  بصورت مخلوط  مصرف می گردد .  

 در ده ۱۳۴۰ ، چند ین مرتبه که  اب لوله های  طوفشیرین  به علت وجود املاح فراوان  قابل شرب نبود  . مردم این فاصله راتا چشمه ،  با  پای  پیاده طی می کردند وبا سطل های  ۵الی ۱۰ لیتری   اب را به طوفشیرین می بردند و برای اشامیدن و چای درست کردن از ان استفاده می کردند . مسیر حرکت و این فاصله  با توجه به وجود صخره های فراوان و سراشیبی ها  وسر بالائی ها ی ان  بسیار دشوار بود و وجود  صخره های بزرگ  و راه های  تنگ و باریک آن   مشابه  صحنه های کوهستانی و بیابان های  فیلم های وسترن امریکائی می باشد . که در سالهای حضور پر رنگ شرکت نفت در  سینماهای کارگری و کارمندی هفتکل  به نمایش در می امد .

۲-       اب تلخاب غرب و استخر طبیعی برم سبز

یکی دیگر از چشمه های   طوفشیرین  که دارای اب  با رگه هائی تلخ می باشد . آبی است که از طرف غرب طوفشیرین  به سمت جنوب جریان دارد . و این آب هم در میان دره های حاصل از شکاف ادامه ئ  رشته کوه زاگرس جریان ، و تا دشت رامهرمز  گاهی ادامه می یابد  . این آب در مسیر حرکت خود در حوضچه  طبیعی  مستطیلی شکلی،  به طول و عرض۶و۴ متر و  به عمق  ۴ الی ۵متر در میان کوه ودر جنوب غرب طوفشیرین ود ر انتهای محله چهارده چریک ها قراردارد و حدود  ۶۰ الی ۸۰ متر مکعب اب در ان جای میگیرد . و محل مناسبی برای شنا و استحمام می باشد .ودر ضلع غربی ان هم یک  کت (غار سنگی کوچک ) یا محل مناسبی برای استراحت وجود دارد .   این اب بیشتر حیات وحوش و جانوران  طبیعی  را تامین می نماید .در قدیم که هنوز در طوفشیرین غسالخانه ساخته نشده بود ، مردم طوفشیرین  برای غسل  میت از ابتدای جریان  این اب که پاک بود  استفاده می نمودند . و البته بعد ها هم برخی اوقات که غسالخانه  آب کافی نداشت  ، بازاز این آب استفاده می شد .  از انجا  که مسیر این اب دارای حوضچه های کوچک متعددی بود  در سال ۵۶  دو تا از بچه های خردسال طوفشیرین  بنام های  گنجوی و صفائی دور از چشم خانواده ،  در یکی از همین حوضچه ها غرق شدند .

 

        ۳- اب تلخاب غرب و آب سده

              چند تا  دیگر از چشمه های اب تلخ  که در غرب طوفشیرین واز جنوب  محله گلابی ها و چند محل دیگر  سرچشمه میگرفتند و به سمت جنوب در حرکت  بود ند ودر مسیر به هم متصل می شدند اب تلخاب بود ( به زبان محلی می گفتند  او تحلو  یعنی اب تلخه ..  ) . این اب ها در مسیر حرکت خود  دره های عمیقی را بوجود اورده و سپس در طی مسیر خود به باغ  ابوالحسن عسگری می رسید.این باغ حدود ۲ هکتار  مساحت داشت ودارای  درختان  کنار کهنسال و انار و سیب و بادام و……. بود وهر سال  محصول کنار  خوبی را تولید می کرد . . ولی به مرور زمان  به علت ازار و اذیت بچه ها برای چیدن کنار، توسط پسرش  ملک عسگری مرتب بریده می شدندو مدتی است  کشت سبزی در ان رواج پیدا کرده است . مرحوم ابوالحسن برای کنترل و ابیاری باغ  در مسیر جریان اب یک بند یا سد ، ایجاد کرده و هنگام  ابیاری دریچه عبور اب را باز می کرد  تا اب به طرف  باغ برود .(سیستم نیمه مهندسی خاصی بکار برده بود .   ) البته کیفیت اب مناسب نبود (اب تلخ وکمی شور بود ) و گرنه در باغ میتوانست تنوع درختی خوبی ایجاد کند .  محلی که اب جمع می شد . بعلت تجع اب ، حوضچه ای بوجود امد که به ان سده می گفتند . و مناسب شنا بود . سطح حوضچه  بیضی شکل وحدود  طول وعرض ان ۶در ۴ بود. و۱ الی ۵/۲متر عمق داشت. و بیشتر تابستان  بچه های طوفشیرین از ان  بعنوان  استخر شنا استفاده می کردند .

  

۳-      اب تلخاب غرب

       چندین چشمه کوچک  دیگر  در  دره   های میان  محله گلابی ها و کوهای هفتکل(هفت ستون سنگی )  وجود داشت . که تا دشت هفتکل (جنوب هفت ستون )   و در میان دره ها جریان داشت ، و انتهای آن به دره ا ی بنام  دره پهن نیز می رسید . و چون اب این چشمه در دل زمین فرو می رفت و سپس بیرون می آمد به   این آب به زبان ترکی ”  باتار چخر “ هم می گفتند ، (  یعنی آبی، که  در زمین فرو   میرود و سپس در می آید. ) این آب  بیشتر مورد استفاده  پرندگان و حیواناتی مانند  موش و مار و روباه و شغال و گرگ و.غیره …..قرار می گرفت .            

      

 

          

        مسجد

 

           طوفشیرین ابتدا  مسجدی نداشت و مراسم  ماه محرم  هم هر سال در خانه  یک الی دو نفر برگزار  می شد . که در دو محله مختلف  بود . یکی در محله  حسن پور  و دیگری  در محله لرکی و صوفی ها (مرحوم ملامحمد اسماعیلی ) بود . ودر سال حدود ۵۱ یا ۵۲  زمینی از طرف مرحوم شکر علی چهارده  چریک (مالک اراضی طوفشیرین ) برای ساخت مسجد هدیه  نمود . که با تلاش مردم محل وبخصوص مرحوم یوسف فارسی مدان ، در طی ۵الی ۶ سال   ساخته شد . وبنام مسجد امام رضا  (ع) نامگذاری گردید .

 

        قبرستان ها

      دور تا دور  طوفشیرین  با توجه بافت محله ها و طایفه ها  قبرستان های  متعددی  وجود دارد  که  شامل : قبرستان   لرکی ها( درشمال طوفشیرین …… که سپس به  جنوب  انتقال یافت ) ، گلابی ها (در شرق )، چهار لنگ ها (بین دبستان امید و محله گلابی ها   در وسط طوفشیرین )، چهارده چریک ها (جنوب ) ،و قبرستان دوم لرکی ها  در جنوب طوفشیرین وبعد از قبرستان ترک ها بودو یک قبرستان هم  در غرب   ، برای ساکنین  محله های   غرب طوفشیرین ( لک ها و اصفهانی ها و…….)  بود .

 

   غسا لخانه

      یک غسالخانه  در غرب طوفشیرین و در قسمت  شرق  حمام طوفشیرین  قرارداشت . که  توسط خانعلی شمشیری  برای استفاده عموم  ساخته شد . و هنوز هم موجود است . (شمشیری فردی بود که در سال ۵۱ غلام  یزدانی را به قتل رساند )

 

 زیارت گاه ها

 

  ۱-  امیرالمومنین

       زیارتگاهی در شمال غربی طوفشیرین بود .که مردم برای زیارت به انجا می رفتند .

 

 ۲- پیر محمد ریشی (محمد شیخی )

  در محل  این زیارتگاه  هم   یک قبر  بزرگ درست شده بود .که محمد شیخی شبی خوابی می بیند و دچار تحول  می گردد . و فردای انروز در ان محل مورد نظر که در غرب طوفشیرین بود …….اقدام به بنای  این پیر یا زیارتگاه ، مینماید .  

          

    دکان ها

               در طوفشیرین  با توجه  به  وجود محله های  متعدد ، چند دکان دار بود که بطور مدام  به شغل مغازه داری مشغول بودند و چندین نفر هم در زمان های مختلف به این  شغل  روی آوردند  ولی بعد ها شکست خوردند .و  نتوانستند ادامه بدهند و تغییر شغل دادند و به حرفه های دیگری  روی اوردند .دکاندارهای ثابت  مرحوم احمد افشار، علی رحیم ایگدر . خانم  مشهدی  عفت  بودند و سایر  ین شامل  :عباس مکوندی ، خرم  لرکی ، یوسف برومند ، احمدعلی سرکوهکی ، و تعدادی دیگر ….. که  بصورت  موقت  چند سالی  به این کار اشتغال داشتند  و سپس تغییر  شغل دادند .

 

اصطبل  ( طویله )

       در شرق طوفشیرین ساختمان اصطبل  بزرگی بود ، که در زمان شرکت نفت  ان را برای نگهداری اسب های  روئسای  شرکت نفت   ساخته بودند . و به ان طویله  می گفتند . در قدیم  چندین اسب در این محل نگهداری می شد .و اسب سواری ظاهرا برنامه منظمی نداشت  زیرا میدان اسب سواری خاصی  برای این ورزش درست نشد و اسب سوار ها  در اطراف  منطقه  مهمانسرا  به  تاخت و تاز می پرداختند . ….بعد ها….    ساختمان  این  طویله  در  دهه ۵۰  بتدریج با خاک یکسان شد .

 

 

            تاکسی ( سواری هاو وسایل نقلیه بین شهری )

               در قدیم چندین سواری وجود داشت که اکثرا” از شورلت های  قدیمی بودند . ودر مسیر طوفشیرین  مردم را جا بجا می کردند . و کرایه انها  اول ۵ ريال و بعد ها ۱۰ريال شد . و معروف ترین انها مرحوم علی خان محمدی بود . و دیگر اقای یگانه و درویش……..و ضربعلی سرکوهکی …و بعد ها دردهه ۵۰  وانت های تویوتا  جایگزین  سواری ها شدند. و روز به روز تعداد انها زیاد تر شد .

   

  مراسم ها

 ۱-عید نوروز

                مراسم عید نوروز  جشن باستانی ایرانیان در محله طوفشیرین و هفتکل  بسیار ساده  برگزار می شد . و مردم به خانه همدیگر می رفتند و ناراحتی ها و کینه ها را  سعی می کردند ، کنار بگذارند . جوان ها بیشتر به بازی  فوتبال و قمار بازی  (سه قاپ)و ورق بازی و گلوله بازی (تیله بازی ) می پرداختند . و دیگر تفریح مردم  ، بخصوص جوان ها  پیاده روی  تا باغ  ابوالحسن بود  که  با توجه   به آب و هوای  بهاری لذت بخش می نمود و ودر این مسیر مرتب  مردم در حال تردد بودند .

 

    ۲-  سیزده بدر

           روز طبیعت  یا   روزسیزده  را مردم  بعلت  نداشتن ماشین و وسایل نقلیه که بسیار کم بود.  با سپری کردن در کوه و تپه های اطراف طوفشیرین  می گذراندند   و باغ ابوالحسن  از محل هائی  بود  که  در روز سیزده بدر  به علت ازدحام جمعیت  بسیار شلوغ می شد . و روی تمام تپه ها و جاهای با صفا  را مردم  برای بدر کردن سیزده ، با فرش کردن قالی و گلیم، و نشتن و غذاو آجیل خوردن ، و بازی کردن بچه ها  سپری می کردند . و محل هائی که شرایط مساعد تری  برای نشتن ،  داشتند از صبح زود  معمولا” بوسیله جوانها  که جنب و جوش بیشتری داشتند رزرو  می شد .و مردم بعد از خوردن ناهار  با راهپیمائی  در کوه و دشت ها  تا عصر  می گشتند و بعد به خانه می آمدند . و انهائی هم که وسیله ای داشتند به مکان های دیگری  از هفتکل می رفتند .و تا عصر  از آب و هوای  طبیعت منطقه  استفاده می کردند  

 

 

     ۳-  محرم

              مراسم دهه اول ماه محرم تا روز عاشورا  را مردم شب ها ،  با برپا کردن مراسم  نوحه خوانی  وعظ و سخنرانی و سینه زنی و زنجیر زنی میگذراندند . این مراسم در سالهای دهه ۴۰  توسط  ملا محمد اسماعیلی  در محله صوفی هاو بعد  در دو محل برگزار می شد . یکی در محله های غرب ودیگری در شرق  طوفشیرین بود و ومراسم منطقه غرب بوسیله  علی  حسن پور (علی فرزند  زاهد ) و مردم ان محله و در منطقه شرق هم  ملا محمد  اسماعیلی  و سپس توسط فرزندش اقای اسماعیلی  ناظم  دبستان امید و سایر هم محله ای ها برگزار می شد .  ودر روز عاشورا عزا داران  هر دو محله  یکی می شدند و با نوحه خوانی و سینه زنی و زنجیر زنی  به طرف قبرستان عمومی شهر هفتکل (مسیر جاده نفت سفید و نزدیک محله برم گاو میشی (۲) ) که محل تجمع  عزا داران حسینی بود براه می افتادند . ودر انجا  با برپائی مراسم سخنرانی و روضه و وعظ  مراسم پایان می یافت . (که هنوز هم  میعادگاه  عزاداران حسینی در روز عاشورا ، قبرستان عمومی شهر  می باشد .)

   دو مراسم روضه خوانی طوفشیرین  با شور و حرارت خاصی برگزار می شد و ضمن ایراد سخنرانی  بوسیله  دو روحانی  بنام های  حاج اقا ال علی (بیشتر در س اخلاق و مسائل اجتماعی را طرح می کرد .) و آخوند نصرالله ( بیشتر به روضه خوانی و واقعه  کربلا و مصائب امام حسین و یارانش  می پرداخت  ) مابقی زمان را جوانها و نوجوانان با سینه زنی ونوحه خوانی و امثالهم  میگذراندند .  ودر دهه ۵۰ دیگر  مراسم در طوفشیرین در یک محل برگزار می شد و هر کس نذر داشت . در خانه اش  دهه ماه محرم  را به عزا داری می پرداخت . و یک دو سال هم مراسم شب ها در دبستان امید  توسط بهرام صفی خانی برگزار می شد و هر کس هم نذری داشت می اورد و به صاحب مراسم می داد . و چندین سال بدین صورت گذشت تا اینکه   دیوار های سالن  مسجد بالا رفت  و سقف ان زده شد و از ان به بعد ضمن پیگیری  ادامه ساخت مسجد توسط مردم  که خیلی ها  ( از جمله   مرحوم یوسف فارسیمدان ) در آن نقش داشتند  ، مراسم در  همینجا برگزا ر می شد و مردم  برای ادای فریضه نماز هم به انجا  می رفتند . ومتولی ان هم مرحوم  سرخی نژاد که قبلا” مستخدم دبستان  امید بود شد . و تا زنده بود. امورات مسجد  را خود  بعهده داشت .

 

۴-مراسم  طلب باران (هارونک )    

 این مراسم که به “  هارونک  ” معروف است ، در مواردی که به علت  نیامدن باران  و احتمال خطر خشکسالی  وجود داشت .  بر پا می شد  .   (بیشتر در محله  چهارده چریک  ها  که کشاورزی و دامپروری بیشتری  نسبت  به  سایر  محله  ها دارند  انجام  می شد  .)  در این مراسم  مردم  دریکی از  شب ها  به تن  یک  نفر  لباس   غیر  معمولی  می پوشاندند .  واو (که  به   ”کوسه  ” نامیده  می شد .)  شب  به  در خانه  ها می رفت  .و شروع  به   درب زدن  می کرد و مردم  هم  به  دنبال  او  راه  می افتادند   و صاحب  خانه  هم   درب  را باز می کرد و به  روی  او  آب  می پاشید . و مرتب ضمن راه  رفتن  می گفت  ” هار هار  هارونک   “و  مردم  هم  می گفتن  “  خدا  بزن  بارونک  “و..ادامه  مراسم ….(این آیین  در بیشتر  شهر های   خوزستان  برگزار می شد . از جمله  شوشتر ، دزفول ، رامهرمز و…………)

                 

 

          کشاورزی و    گونه های گیاهی

               به علت ارتفاع دشت هفتکل از سطح دریا ، امکان دسترسی  به رودخانه های طبیعی  میسر نبود و شرایط مهیای کشت دیم بود و بیشتر  مردم به کشت گندم و جو دیم ، و به صورت سنتی می پرداختند  و   ابتدا با حیوانات   زمین را شخم می زدند . وبعد ها با تراکتور  ان هم با حد اقل کا رمکانیزه کار کشت را انجام می دادند  و برداشت هم بیشتر اوقات  با داس و بصورت دستی بود و بعدها  در دهه اواخر ۵۰  ، برخی از کشاورزان  از  دروگر ها  استفاده می کردند. و گیاهان  زیادی که مخصوص منطقه های نیمه گرمسیری بودند در هفتکل رشد می کردند. که هنوز هم دیده می شوند  و اکنون  بیشتر انها استفاده داروئی دارند ولی در هفتکل  خیلی کم از انها استفاده می شود .و این می تواند زمینه شغلی خوبی در اینده باشد .مانند : گل بابونه ، گل شقایق ، لاله ، پونه ، گل جعفری ،همیشه بهار ، گونه های گوشتی بنام صبر زرد( و نام علمی آلوئه ورا که در تهیه  دارو و لوازم ارایشی  مورد استفاده دارد و نام صبر زرد  را به علت اینکه  به بازماندگان  متوفی صبر می دهد  می نامند .  که روی قبرستان ها می کارند )، اسفند  ،کنار ریملک . درخت سدر ، سقز  نی (لوئی ) و تعداد بیشمار دیگر ………    البته منطقه در صورت تامین  اب برای کشت گیاهانی مانند : زیتون،  نخل خرما ، اکالیپتوس (کشت برای زراعت چوب )، انواع مرکبات ( پرتقال،  نارنج ، لیمو ، لمون ، لیموشیرین و ترش ، گریپ فروت ،  نارنگی و ) ، بادام ، انواع سیزی و صیفی جات ،وسایر گیاهان  گرمسیری و  نیمه گرمسیری   …. شرایط مساعدی دارد ..   

 

 

           

                                                                       ادامه دارد ……..منتظر نقطه نظرات  شما عزیزان هستم .

  با تشکر از آقای منوچهر افشاری که این مطالب زیبا را در اختیار ما گذاشتند شما می توانید برای دیدن باقی مطالب به وبلاگ خود ایشان به نام  http://toufshrin.blogfa.com/ مراجعه بفرمایید

 

——————————————————————————-

  1. بنام خدا
  2. نمایش فیلم و سینمااولین لحظه هائی که چشمهای من به روی پرده نقره ای سینما گشوده شد. به سالهای حدود ۴۲ الی ۴۳ می رسد .واز همان زمان بود که متوجه شدم که انچه را که در محور زمان ومکان دیدنی نیست در سینما می توان دید . جائی که واقعیت و خیال دست در دست هم داده تا نهفته های ذهن بشری را بکاود. و عالمی در حد شعور و تخیل بشر را به صحنه نمایش بگذارد . اولین صحنه هائی که از دیدگان من عبور می کرد خبر از اینده ای می داد که عمری مرا با خود به ورطه واقعیت های پیرامون هفتمین هنر ذوق بشر خواهد کشاند . فیلم به نمایش در امده از ژانر وسترن سینمای امریکا بود به نام حرفه ای ها ساخته ریچارد بروکس و با بازی لی ماروین، برت لانکستر،جک پالانس ، رابرت رایان، وودی استراگ و کلودیا کاردیناله بود ( و پوستر ایرانی انرا که دارای طرحی ضربدری از دوردیف خشاب فشنگ بود که عکس جهار هنرپیشه فیلم یعنی لی ماروین و برت لانکستر و وودی استراگ و کلودیا کاردیناله در چهار جهت اصلی شمال و جنوب و شرق و غرب ان قرار داشت و اسامی ان ها در زیر ان نوشته شده بود که انرا برادرم آورد و در داخل دکان ما که در ان وقت مستاجر دکان مرحوم مشهدی فرامرز مرادی بودیم . به دیوار چسباندیم و تا سال ها خود نمائی می کرد .و بعد ها هم یک پوستر از فیلم ایرانی علی بابا و چهل دزد بغداد به ان اضافه شد .ضمن اینکه هنوز از فیلم ایرانی شناختی نداشتم )….فیلم در سینمای کارمندی به نمایش در امده بود و من به همراه برادربزرگترم حسن با دوچرخه ای که داشت خود را به بیرون سالن تابستانی سینما ی کارمندی شرکت نفت رساندیم و ایستاده فیلم را تماشا می کردیم . و چند روز بعد هم باز دو باره فیلم را درسینمای کارگری شرکت نفت هفتکل که برای عموم ازاد بود در شرایط بهتر دیدیم . بعد از دیدن فیلم بود که احساس کردم انچه که روی پرده سینما دیده ام به راحتی در عالم واقع دست نیافتنی است و من هر روز محو تماشای پوستر فیلم حرفهای ها بودم و مشتریان مغازه را با عکس ان ها مقایسه می کردم که ببینم چه کسانی به این چهار هنرپیشه شبیه هستند و هر کس کوچکترین شباهتی به اینها داشت از او خوشم می امد و دیگر دیدن فیلم برای من فقط به همان لحظه نمایش تمام نمی شد بلکه بعد از ان بود ،که دست از سر من برنمی دارد . و مرا به عالم رویا و خیال سیر می دهد . ومنی که در طوفشیرین و هفتکل زندگی می کردم انهم در ان سن وسال دنیای بسیار کوچکی داشتم و محدوده سفر من هم در تابستان یا به اهواز یا به امیدیه بود پس این صحنه و نمایش دستاورد کوچکی برایم نبود ودیگر مشغله ذهنی من شده بود فیلم وسینما ،و بعداز فیلم حرفه ای ها یکی دو تا دیگر فیلم به همراه برادرم در سینمای کارگری دیدم فیلم هائی از گلن فورد و الویس پریسلی و …….تا مدتی دیگر شرایط سینما رفتن برای من به همراه برادرم میسر نشد ضمن اینکه برای سینما رفتن می بایست مسیر طوفشیرین تا هفتکل را با پای پیاده می رفتیم و برمی گشتیم . و سینما هم در سمت شرق بازار هفتکل بود . و بلیط ان هم سه و شش ریالی بود (که بچه ها از بلیط سه ریالی استفاده می کردند . و بزرگتر ها بلیط شش ریالی ) و قبل از نمایش فیلم هم جلوی درب سینما غوغائی بود و شور و هیجان خاصی داشت .
    . سینما دوسانس نمایش داشت و سانس دوم بیشتر خانوادگی بود .
    تا قبل از تعطیلی سینمای کارگری شرکت نفت با گریه و زاری به همراه برخی از اهالی طوفشیرین به سینما می رفتم. و فیلم هائی مانند : کلبه عموتم ، کت بالو ، دوازده مرد خبیث و تعدادی دیگر را دیدم .

    بعد ها هم ، دیگر سینما با خروج شرکت نفت تعطیل شد و حسرت فیلم و نمایش ، در دل من و سایر همشهریان تا مدت ها ادامه داشت .
    پرده نقره ای سینما تمام فکرو ذکر مرا بخود گرفته بود ولی افسوس که دیگر دست نیافتنی شده بود . یک الی دو مرتبه از طرف بهداشت یک سینمای سیار به محله طوفشیرین امد و فیلم هائی مستند در رابطه با آفات و بیماریها (پشه مالاریا )و رعایت نکات بهداشتی را به مردم اموزش می داد . که این هم یاد و خاطره سینما را دوباره برایم زنده می کرد .
    بعد ها پای رادیو کم کم به خانه ها کشیده شد و ما هم باخرید یک رادیو ترانزیستوری دل مشغول رادیو شدیم ومن مرتب به دوستان می گفتم که داستان های رادیو هم مانند سینما است ولی با این تفاوت که فقط صدای ان را پخش می کند . و برنامه داستان های شب همه کسانی را که رادیو داشتند بخود مشغول می کرد . داستان های جانی دالر و داستان پریزاد و …… از دیگر داستان ها بیشتر مرا جذب می کرد در هر صورت رادیو در دست خانواده می چرخید از مرحوم پدرم که در قید رادیو بی بی سی و اخبار سراسری بود و من و خواهر بزرگم که دلبند داستان شب بودیم . و روز ها هم با صدای خواننده ها ی ان دوران که بیشتر سوسن و آغاسی بودند ، سر گرم می شدیم .
    ارتش و سینما
    سال ۱۳۴۸ با ورود ارتش به هفتکل کم کم سینمای شهر (کارگری سابق ) راه افتاد و پرسنل ارتشی پیگیر آوردن فیلم از سینما های اهواز شدند و با فیلم بن حور که بطور رایگان به نمایش درامد سینما افتتاح شد و بعد از ان بود که فیلم های ایرانی هم روی پرده امد
    و بلیط سینما ۱۰ و ۱۵ و ۲۰ ريالی بود و با دیدن پرده نمایش فیلم ایرانی چرخ وفلک با عکس ها و بازی فردین و بیک ایمانوردی و فروزان و شهلا ریاحی و………… دریچه تازه ای برویم گشوده شد. و با دیدن این فیلم متوجه شدم که غیر از فیلم های خارجی که با فرهنگ ما فاصله دارد ، فیلم هائی هم ساخته می شود که صحبت ها و رقص و اواز و لباس پوشیدن ان ها به خودمان خیلی نزدیک است و بیشتر به دل می نشیند . وفیلم ابتدا بچگی های فردین را با بازی مجید فرید فر و کودکی فروزان را لیلا فروهر ، نشان می داد و بعد که بزرگ می شد ند. فیلم فردین را با رفیق خلاف کارش بیک ایمانوردی و با دختر مورد علاقه اش یعنی فروزان به نمایش می گذاشت و اخر فیلم هم ، همه چیز به خوبی و خوشی تمام می شد . سینما توسط پرسنل با ذوق ارتش اداره می شد .آنها مترصد اوردن فیلم بودند و همه نوع فیلمی را به نمایش می گذاشت و به مرور غیر از فردین سایر هنرپیشه ها را شناختم . بهروز وثوقی را با فیلم دنیای ابی شناختم و ناصر ملک مطیعی را با فیلم عسل تلخ و بعد ایرج قادری را با جدائی و منوچهر وثوق و ایرج رستمی و عادل روحی و منوچهر صادقپور و …………….. بقیه هنرپیشه ها ی درجه دو و سه و نقش های منفی را سعی می کردم بشناسم واز نقش منفی ها از بازی یدی و فیروز خوشم می امدو از کمدین ها فیلم سه تا بزن بهادر با بازی سپهرنیا و گرشا و متوسلانی را اولین بار دیدم و بعد ها فیلم لج و لجبازی وحدت و ارحام صدر رادیدم .و بعد ها با فیلم های قیصر کیمیائی و گاو مهرجوئی که منشائ تحول و موج نوی سینمای ایران شدند دید ما هم در رابطه با تماشای فیلم تغییر کرد .
    و فیلم های دنباله رو ان ها تنگنا ، رضاموتوری ، رگبار ، خاک و تنگسیر ، گوزن ها و ………………………..ارزش های سینمای کشور شدند
    دکان ، کانون سینمائی
    دکان ما با توجه به علاقه من به سینما ،کانونی شده بود برای اطلاع رسانی مربوط به اکران فیلم ها ،و فیلم های دیده شده توسط بچه ها برای ان هائی که نمی توانستند به سینما بروند . تعریف می شد .

    جمعه ها و دو فیلمه
    سینما روز های جمعه برنامه دو فیلمه داشت و با یک بلیط دو فیلم را می توانستی ببینی . و من بخاطر اینکه در هفته حداقل دو فیلم ببینم جمعه ها را انتخاب می کردم . و بقیه بچه های محل را هم با خود به سینما می کشاندم .و چون در ایام تحصیل و مدرسه بودیم من هم دوست داشتم که خواهر و برادر کوچکترم را به سینما ببرم زیرا از بس از سینما و هنرپیشه ها و زیرو بم فیلم ها حرف می زدم تقریبا” تمام دوستان دور و بریما هم خود به خود علاهمند شده بودند که به سینما بیایند و اکثرا” پایشان حداقل چند مرتبه به سینما کشیده شد ولی علاقمندان همیشگی چندین نفربودیم چیزی بین ۵الی ۷ نفر که مرتب اکران فیلم های روی پرده خبرداشتیم و حتی میدانستیم که انونس فیلم های اینده چه هستند . و حتی پیگیری می کردیم از دوستانی که به اهواز می رفتند … که ببینیم ، فیلم های روی پرده.. سینماهای اهواز که در اینده به هفتکل می امدند چه هستند .

    تلویزیون

    اواخر دهه ۴۰ پای تلویزیون هم به میان مردم کشیده شده بودو چند نفر در طوفشیرین بعنوان اولین افراد تلویزیون خریدند . مرحوم شکر علی چهارده چریک، علی خان درخشان ، ضرب علی سرکهکی و ..محمد رحیمی..و چند نفر دیگر ……………..سپس تعدادی دیگر کم کم تلویزیون خریدند . و داشتن تلویزیون هم خود ارزوئی بود که برای همه میسر نبود . و منزل علی خان درخشان به خاطر انعطاف خاصی که افراد خانواده اش داشتند شده بود محل تماشا ونمایش تلویزیون مردم محله ما و چهار لنگ ها ،…… و رفت و امد مردم انقدر زیاد شده بود که ارامش و اسایشی برای اهل خانه در کار نبود و درب خانه به روی همه باز بودو روز های دوشنبه شب پاتوق اهالی محل بود و نمایش سریال خانه بدوش (مراد برقی) با بازی و کارگردانی پرویز کاردان و نگار و..مراد برقی با……………….ماشین قراضه اش بنام یاقوت که در اول فیلم (تیتراژ) بوسیله الاغی کشیده می شد . این سریال داستان عشق مراد به محبوبه بود که تا دو الی سه سال طول کشید و برخی مردم ساده دل طوفشیرین برای عشق این دو دعا ، ویا نذر ادا می کردند .
    در همان زمان سریال های صمد و سرکار استوار هم طرفداران زیادی داشت و خانه قمر خانوم و اختاپوس و واریته های مختلفی که پخش می شد .
    در همین زمان سریال های امریکائی هم بتدریج برتعدادشان افزوده شد ضمن اینکه مردم واز جمله ما هم تلویزیون خریدیم با قیمت ۴۰۰۰تومان و بصورت تمام قسط با ماهی صد تومان .البته تلویزیون های ان موقع از نوع لامپی و مدل های شاوب لورنس ، بلر ، هیتاچی و ناسیونال و……………بود .
    سریال ها ابتدا شامل روز های زندگی (خانوادگی )، جیسون کینک (پلیسی )، و بعد ها سریال های وسترن ، چاپارل ، مردی از شایلو ، ویرجینیائی ، لانسر و ………….از پلیسی ها : بارتا ، راک فورد ، فراری ، مرد شش میلیون دلاری، زن اتمی ، و سرزمین عجایب (ادم کوچلو ها ) و تارزان (مرد جنگل )و………….. نمایش های تاتر و فیلم های سینمائی و شو های تلویزیونی فرخزاد و قریب افشار و بعدها خواننده های بندری بندر عباس و خوزستانی هم به تلویزیون کشیده شد .
    با یاد آنروز ها ( متن کامل این خاطره در وبلاگ شخصی (منوچهر افشاری) خاطرات هفتکل و طوفشیرین .http://toufshrin .blogfa.comموجود است .)

فروردین ۱۹
  • ((  هفتمین دوره مسابقات تیراندازی یادواره ی شهدای مکوند در ایام نوروز در روستای شاه نشین از توابع هفتکل برگزار شد))
  •    در این دوره از مسابقات  که به روش سنتی برگزار شد  بیش از سی تیرانداز با اسلحه ی شکاری  با هم به رقابت پرداخته و در پایان آقایان شهرام بارانی ، فرزاد مکوندی و پیروز داودی به ترتیب به مقام های اول تا سوم دست یافتند.

همچنین درروز دوازدهم فروردین  مسابقات دو میدانی ،  کوهپیمایی خانوادگی و طناب کشی نیز در این روستا  برگزار و به نفرات برتر جوایزی اهدا شد.

  • ((همایش یک روزه ی زندگی وسنتهای بختیاری در منطقه فرشیدآبادهفتکل برگزار شد))

      مهندس حمزه پور فرماندار شهرستان هفتکل با دادن این خبر اضافه کرد: در این همایش یک روزه  علاوه بر اجرای برنامه های فرهنگی  و ارائه  بیش از دو هزار جلد کتاب  در مورد تاریخ  و فرهنگ ایران  و بختیاری ، درسیاه چادرهای زیبا نیز با غذاهای محلی از میهمانان پذیرایی شد.همچنین در پایان این همایش به بهترین لباس و پوشش بختیاری نیز هدایایی تقدیم شد.

  • ((به مناسبت ایام نوروز هواپیماهای مُدل در فرودگاه متروکه ی هفتکل به پرواز در آمدند))
  • foroodgah2.JPG
  •    مهندس حمزه پور فرماندار شهرستان هفتکل با دادن این خبر اضافه کرد:
  • foroodgah.JPG
  • در این نمایش هوایی، باشگاه هواپیمایی مدل اهواز  با پرواز دادن هواپیما و بالگردهای بدون سرنشین در فرودگاه هفتکل علاوه بر ایجاد شور و شادی در بین مردم ، خاطرات فعالیت این فرودگاه را نیز در ذهن شهروندان زنده کرد.
  • ((سه سایت BTS و دو دفتر ICT روستایی در هفتکل راه اندازی شد))
  •     مهندس ایرج امیدی زاده رئیس اداره  مخابرات هفتکل با دادن این خبر اضافه کرد: با صرف اعتباری بالغ بر هشت میلیارد و ششصد میلیون ریال سه سایت BTS  در روستاهای سرتُیُوک ، مه سنُبُلی و چمن لاله و همچنین دو دفتر ICT  در روستاهای نمره یک و نفت سفید راه اندازی و مورد استفاده قرار گرفت.
  • شهاب داوودی

         

فروردین ۱۱
  • ((به نام خداوند گردون سپهر ))       
  • دیگرباریاران دبستانی گرد هم آمدند
  • ((دانش آموزان دبیرستان رودکی هفتکل پس از دهها سال گرد هم آمدند))
  • گچ ، تخته سیاه ، شاگرد ، معلم ، عشق ، ایمان و ایثار، این است داستان یک مدرسه ؛ مدرسه ای به قدمت هشتاد سال.
  • دانش آموزان دبستان ودبیرستان کهنسال رودکی هفتکل که یکی از قدیمی ترین مدارس استان خوزستان است پس از سالها در حالی که گرد پیری بر سر و رویشان نشسته بود از سراسر ایران و جهان گرد هم آمده و روی میز و نیمکتهای  کودکی اشان نشسته و خاطرات تلخ و شیرین گذشته را مرور کردند.
    • کیوان لطفی مجری با تجربه و مسلط صدا وسیمای مرکز خوزستان که خود تحصیل کرده ی دبیرستان رودکی هفتکل است بعنوان مجری این گردهمایی سالیانه و باشکوه در زیر آفتاب گرم بهار هفتکل دانش آموزان ، دبیران و دوستداران هفتکل را که از راههای دور نزدیک خود را به این برنامه رسانده و در زیر سایه ی شیروانی حیاط مدرسه جای گرفته بودند را با اجرای دلنشین و احساسی دور هم جمع کرد و صدای خواننده ی خوش صدای بختیاری ؛ اسفندیار رنجبری که او نیز چهار سال  بر روی میز و نیمکتهای چوبی  دبیرستان رودکی نشسته و درس دوست داشتن را آموخته بود حال و هوای بهاری را بر مراسم حاکم کرد … برخی از دانش آموختگان دبیرستان رودکی با معرفی کیوان لطفی به روی صحنه آمده و به شعر خوانی و خاطره گویی پرداختند …
    • یداله نوربخش از اولین دانش آموزان ، دبیر و مدیر دهه ی سی و چهل دبیرستان رودکی  نیزبعنوان رئیس هیئت مدیره انجمن دوستداران هفتکل (متولی برنامه) در برابر شاگردان قدیم خود ضمن خوش آمد گویی گفت: ما همه ساله در آخرین جمعه نوروز در این دبیرستان باشکوه گرد هم می آییم تا   خاطرات گذشته را مرور کرده وبا دوستان دوران تحصیل وتدریس دیداری تازه کنیم …
    • پرواز هلی کوپتر مدل ساخته شده توسط حسین علی فردین   از دانش آموزان دهه ی چهل دبیرستان رودکی یکی از برنامه های مهیج این مراسم بود هر چند که آقای فردین صبح روز مراسم نیز با پرواز دادن چندین هواپیما و هلی کوپتر در فرودگاه متروکه ی هفتکل یاد و خاطره ی فعالیت این فرودگاه را در اذهان شهروندان زنده کرده بود…
    • دکتر رضا قویدل  معاون طرح و برنامه شهرداری نیویورک هم که یکی از شاگردان دهه  سی دبیرستان رودکی بود در این مراسم با اشاره به اینکه ابتدای تحصیل شاگردی معمولی بود گفت: من تمام زندگی ام را مدیون دوستان خوب هستم که بعنوان مدلی ایده آل مرا به سر منزل مقصود راهنمایی کردند … حسین گیتی مدرس و منتقد سینما هم خاطراتی از دبیرستان رودکی و محله ی قدیمی توفشیرین را به زبان شعر و نثر تقدیم هم کلاسی های قدیمی اش کرد … محمد مرادی جاوید کارگردان خوزستانی نیز چون حسین گیتی خاطراتی   از توفشیرین و هفتکل  را پیشکش همشهریان خود کرد … دیگر شاگردان رودکی هم به روی صحنه آمدند ؛ دکتر حجت اله کریمیان فوق تخصص قلب که همه ساله از آمریکا خود را به این جشن می رساند هم  در میان تشویق نزدیک به  دو هزار نفر از دوستداران هفتکل در مورد دوست داشتن هفتکل و هم شاگردی هایش سخن گفت… حفیظ اله ممبینی آبگینه شاعر نامی خوزستان، دبیر و مدیر دهه ی چهل دبیرستان رودکی هم با شعر و سخن   کام شاگردان و همکاران پیشین خود را شیرین کرد. حضور فرزاد آهک پور فوتبالیست افسانه ای و با اخلاق دهه ی هفتاد شاهین اهواز هم که همواره خود را از دوستداران هفتکل می داند نیز جلوه ی نام پیشکسوتان ورزش این شهر را پر رنگ تر کرد و طنین صدای موسیقی قشقایی حال هوایی به ادامه برنامه بخشید و شعر خوانی شاعران هفتکلی ؛ زینب ممبینی و مجید حسینی نژاد نیز روحی تازه به کالبد ساختمان پیر اما با شکوه دبیرستان رودکی دمید …
    • در ادامه ی برنامه سید حمید حسینی رئیس شورای شهر به گوشه ای از فعالیتهای انجام شده  طی یک سال اخیر اشاره کرد و حجت الاسلام و المسلمین ابراهیمی پور امام جمعه   هفتکل نیز به پیشرفتهای یک سال اخیر این شهرستان اشاره و افزود: بعد از شهرستان شدن کارهای بزرگی در سطح هفتکل در حال انجام است که مهمترین آن ساخت ورودی شهر توسط شرکت نفت و اختصاص اعتبارات بیشتر به این شهرستان از سوی دولت است …
    • مهندس حمزه پور فرماندار هفتکل هم بعد از برنامه در گفتگویی با خبرنگار آنزان ضمن اشاره به فعالیتهای فرهنگی انجام شده در سطح شهرستان گفت: هفتکل از لحاظ اجرای برنامه های فرهنگی در استان خوزستان جزء برترینها است و همه ساله    به همت سازمانهای مردم نهاد  در ایام نوروز چند برنامه باشکوه در سطح این شهرستان اجرا می شود که مهمترین آن شاهنامه خوانی باشکوه در روستای سی مایلی است که  در آن هزاران نفر از سراسر ایران و  حتی خارج از کشور به عشق فردوسی و فرهنگ ایران زمین گردهم می آیند . فرماندار هفتکل به دیگر برنامه ها هم اشاره کرد و ادامه داد: کنسرت بزرگ موسیقی قشقایی هم از دیگر برنامه هاست که با حضور پر شمار قشقایی های سراسر استان خوزستان در این شهرستان برگزار می شود همچنین همایش فرهنگی هفت و چهار بختیاری نیز که در منطقه فرشید آباد مکوند برگزار می شود هم از دیگر برنامه های پر بار فرهنگی است که در سطح این شهرستان اجرا و مورد استقبال همگان قرار می گیرد.  
  • برخی از کودکان دیروز دبستان و  دبیرستان رودکی  هفتکل در حالی که دست نوه هایشان را در دست داشتند به احترام مقام معلم بر دستان دبیران عصا به دست خود بوسه می زدند.دروازه ی دبیرستان پیر رودکی در حالیکه زنگ ناقوس مانند و قرمزش در بالای آن جا خوش کرده بود( همان زنگی که  صدای دنگ دنگ آن سالها طنین انداز لین های منظم و بنگله های باشکوه شرکت نفت بود )در روزجمعه  هفتم فروردین ماه پذیرای  قدمهای   شاگردان گریزی پای دیروز خود بود … همان شاگردانی که  علاوه بر هفتکل از گوشه و کنار استان خوزستان خاصاَ شهرهای رامهرمز ، باغملک و ایذه گردهم می آمدند تا درس عشق را مشق نمایند… شاگردانی که در سنین کهنسالی  هنوز هم احترام به معلم  را به خوبی می دانند و بر دستان مهربان بزرگ مردان رودکی بوسه می زنند. شهاب داودی      

                           

  •     بیانیه پایانی چهارمین همایش دانش آموختگان رودکی
  • حضور فرهیختگان وفارغ التحصیلان دبیرستان پیر رودکی، مردم بزرگوار ومسئولین هفتکل را درچهارمین همایش این مدرسه پیر وجاویدان گرامی داشته ودرراستای توسعه فرهنگی منطقه ،این اقدام را به منزله ایجاد پیوند بین دونسل وخیزش انگیزه دروجود نسل امروز برای احساس مسئولیت ،خلاقیت ونوآوری می دانیم وامیدواریم که این اقدامات بتواند درفضای ایجاد مودّت وبرادری چشم انداز جدیدی را پیش روی مسئولین ارجمند ودلسوزان واقعی هفتکل ترسیم نماید .
  • اهم اهداف این برنامه به شرح ذیل است :
  •      انجام مطالعات کارشناسی درزمینه های مختلف فرهنگی، اجتماعی ،اقتصادی وشناساندن پتانسیل های مادی ونیروی انسانی به عنوان محوراصلی توسعه .
  •      معرفی چهره های برتر ونخبگان علمی،هنری،فرهنگی ، ورزشی و….منطقه درسالهای دور ونزدیک .
  •    ایجاد ارتباط بین نسل امروز ونسل گذشته این شهر که هنوز جوانه های وفاداری خودرا به این شهرِتشنه توسعه درخود می پرورانند .
  •      ظرفیت سازی وایجاد فضایی که هرکس درهر گوشه ی این آب وخاک واقصی نقاط گیتی  از هیچ اقدامی درجهت توسعه این شهر فرو گذار ننماید .
  •     تجلیل از خدمتگزاران صدیقی که تاکنون نسبت به این شهر ادای دین نموده وبا پیگیری های خود زمینه ساز تحقق بخشی از خواسته های به حق این مردم به ویژه درتبدیل شدن به شهرستان شده اند .
  •      ایجاد وحدت ویکدلی ،یکرنگی وصمیمیت که راه رسیدن به موفقیت واقعی است .
  •   اعتلای نام هفتکل وتلاش جهت سربلندی فرهنگ وفولکلور این منطقه .
  • سالیان سال آرزوی شادکامی وبهروزی برای عزیزان داریم وامیدواریم حضور سبز وپررنگ شما درایام سال ،انجمن دوستداران هفتکل را درراه رسیدن به اهداف فوق یاری ومساعدت نماید .

سایت رسمی هفتکل سیتی ،وهفتکل دات کام وسایر وبلاگهای مرتبط به هفتکل پنجر های است برای زنده نگه داشتن این ارتباط . سبز باشید وسربلند .

  •  انجمن دوستداران هفتکل

 هفتم فروردین هزارو سیصد وهشتاد وهشت  

  • عکسهای همایش رودکی بهار ۱۳۸۸

roodaki-88.JPG

 

rodaki-16.JPG rodaki-17.JPG rodaki-18.JPG

rodaki-13.JPG   rodaki-11.JPG   rodaki-10.JPG

rodaki-15.JPG  rodaki-12.JPG  rodaki-9.JPG

rodaki-8.JPG rodaki-7.JPG rodaki-6.JPG

rodaki-5.JPG roodaki-4.JPG rodaki-3.JPG noorbakhsh.JPG

rodaki-2.JPG rodaki-1.JPG

آنقدر خوب و عزیزی که به هنگام وداع حیفم آید که تو را دست خدا بسپارم

فروردین ۰۸

رودکی

 صدای زنگ دبیرستان رودکی آمدن بهار را نوید می دهد.

بهار سال ۱۳۸۷ و سومین گردهمایی دانش آموختگان رودکی

roodaki8728.JPG

roodaki-1.jpg

روز باشكوه هفتكل ، شهر مهرباني ها

جمعه ۹ فروردين ماه ۸۷ روز باشكوه سومين همايش انجمن دوستداران هفتكل و گردهمايي دانش‌آموختگان دبيرستان رودكي، ابلاغ و اعلام مسرت‌بخش شهرستان شدن اين شهر بود.

هفتكل شهرستان شداين پيام شادي‌آفرين و غرورآميز كه در آستانه سال نو از سوي مسوولان محلي به آگاهي مردم شريف اين شهر رسيد موجب شور و نشاط و خوشحالي غيرقابل وصف دوستداران آن شد. خجسته باد اين نويد و سپاس بيكران خدا را.

در كوي دوست

برداشت يك: خارجي- جاده ورودي-روز

نماي دور (لانگ شات) از هفت ستون سنگي نشسته بر بلنداي تپه‌اي استوار در ميان كوه‌هاي مشرف به شهري با خاطراتي منحصر به فرد، ارزشمند و ماندگار با مردماني به غايت مهربان.

اتومبيل از جاده كنار هفت ستون مي‌گذرد و ستون‌هاي مجذوب كننده به زيبايي هميشه دوران‌ها همچنان برفراز بلندترين كوه‌شهر خودنمايي مي‌كنند. به شهر نزديك تر مي‌شويم. از پيچ جاده مي‌گذريم. اتومبيل‌هاي ديگري هم يكي پس از ديگري به شوق ديدار دوست از پشت سر شتاب مي‌گيرند تا پس از سالها دوري از زادگاه به لحظه وصل نزديك ‌شوند. «به هفتكل خوش آمديد» اين را تابلوي ايستاده بر شانه جاده به ما تقديم مي‌كند و ما به ابتداي شهر مي‌رسيم: سلام بر هفتگل

شرح شيدايي

هفتكل را دوست داريم. رودكي را دوست داريم. قل عاشقي را دوست داريم. بوي گاز و آتش شعله‌هاي فروزان آن را در پهن دشت هفتگل از فلوتين گرفته تا نفت سفيد و از نمره دو گرفته تا ماماتين و تا فكي‌هاي عظيم‌الجثه آب شور هفتكل را دوست داريم. بنگله‌ها را دوست داريم. طوفشيرين و مهرآباد. پالايشگاه و هوره و برم گاوميشي را با مردمان با صفا و ديندارش دوست داريم و خلاصه اين ليست بلند است.

آري دلباختگي به شهري اينچنيني يقينا برآيند خاطراتي زيبا، شيرين و ماندگار، مردماني خوب و زندگي‌هاي آرام و آسوده است كه در ذهن‌ها نقش بسته است و اينك هر لحظه تلاش شوق برانگيزي براي رسيدن به سالهاي پرنشاط و خاطره‌ساز گذشته صورت مي‌گيرد تا ديگر به گذر زمان فكر نكنيم. سير در سالهاي پراميد و بي‌محنت كودكي، نوجواني و جواني. اي كاش كوچكتر از اين مي‌بوديم.

برداشت دو: خارجي- خيابان مجاور رودكي- دقايقي بعد

نماي تمام پيكر (فول شات) از بناي زيباي دبيرستان پرخاطره رودكي كه معماري رشك‌برانگيزش در نگاه هر بيننده‌اي مانند كارت پستال‌هايي است كه از عمارت‌هاي برجسته و معروف گرفته شده باشد و آنگاه نگاهمان برش مي‌خورد به :

نماي درشت از ناقوس (زنگ) دبيرستان رودكي كه برفراز بام دبيرستان زيبايي‌اش را به رخ مي‌كشد و هنوز از همان ظرافت و وقار برخوردار است.

دينگ و دانگ زنگ پرطنينش همواره در گوش شاگردان ديروز زمزمه مي‌كند و آهنگ دلنشين‌ آن كه بر صفحه ذهن نقش بسته است.

برداشت سه: فضاي باز داخل مدرسه- همان زمان

نماي بسيار با شكوه از عمق حياط دبيرستان و خيل مشتاقان رودكي كه از پيش از شروع مراسم گرد هم آمده‌اند و در فضايي بشدت صميمي در جاي جاي حياط وسيع دوستان و ياران قديم را مي‌جويند. رايحه اين ديدار شكوهمند در خنكاي عصر روز جمعه ۹ فروردين ماه ۱۳۸۷ بر فضاي دبيرستان پراكنده مي‌شود و با شميم آرامبخش شقايق‌هاي سرخ گندمزارهاي منطقه در مي‌آميزد و برروح و جان نشت مي‌كند. سلام بر دوستان، سلامي چو بوي خوش آشنايي.

سلام بر دوستي، سلام بر كودكي، سلام بر مهرباني‌هاي مردم و سلام بر دبيرستان‌ رودكي، گنجينه خاطرات بچه‌هاي هفتكل. مدرسه‌اي كه به راستي نماد اخلاق و علم و انديشه بوده است.

يك دريا عشق و شور و نشاط

برداشت چهار: كلوزآپ (نماي درشت) از چهره‌هاي آشنا كه غبار زمان و گذر عمر بر آنها فرو نشسته است اما شگفتا كه پير نشده‌اند و همچنان قبراق و سرزنده.

با نشاط و عاشق ، مشتاقانه براي يافتن ياران و همشاگردي‌هاي قديم چشم به اين سو و آن سو مي‌دوانند و آنگاه بوسه‌هايي توام با اشك شوق بر شانه‌هاي دوستان زده مي‌شود، ديداري كه جذبه‌اش تمامي ندارد. براي آنها كه پس از سالها دوري از هفتگل شاهد اين لحظه وصل هستند، شيرين‌ترين لحظه زندگي رقم مي‌خورد. نوروز و هفتگل و رودكي و يك عالمه خاطره و دوستي. روزي توام با شور و شعف و سرگشتگي. روزي كه آتش عشق و اشتياق و نياز ياران و همشهريان به ديدار آدم‌هايي كه از كودكي‌ها، نوجواني‌ها و جواني‌هايشان، يك دنيا خاطره دارند و اين يعني نقطه آغاز براي تداوم مهرورزي. جوانترها- دانش‌آموزان امروزي دبيرستان را نيز مي‌توان ديد كه به تماشاي اين شكوهمندي ديدارها آمده‌اند و به مدرسه‌اي فكر مي‌كنند كه قطعا خود چند سال ديگر حسرت دوري از آن را مي‌خورند. تو گويي اين گردونه عشق را سير باز ايستادن نيست. همه به هواي رودكي آمده‌اند و چه زيبا كه اين سلسله سرگشتگي، نسل در پي نسل بر خاك و سنگ اين شهر و اين مكان آموزشي پر رمز و راز ادامه خواهد يافت. حضور مشتاقانه و عطش مستانه شوريدگان رودكي چنان نيرويي به آدم مي‌دهد كه براي از ياد نبردن آن، نامش را همواره سالها پس از سالهاي متمادي با خود تكرار مي‌كنيم.

برداشت پنج: گزارش گونه

چهره شهر در نهم فروردين ماه ۸۷ در بعد از ظهر اولين جمعه سال نو و با هوايي نسبتا خوب نيمه ابري /آفتابي، حال و هوايي خاص و شورانگيز به خود گرفته است. دوستداران وفادار و مشتاقان هميشگي هفتكل و دبيرستان رودكي از سراسر ايران خودشان را به محل برگزاري مراسم همايش رسانده‌اند. در حاشيه خيابان‌هاي مجاور دبيرستان تقريبا جاي اضافي براي پارك كردن اتومبيل‌هاي تازه از راه رسيده پيدا نمي‌شود و اين نشان از استقبال نسبتا خوبي است كه پيش‌بيني شده بود. به محض ورود به حياط دبيرستان نخستين چيزي كه بيش از هر موضوع ديگري جالب توجه بود شور، علاقه، نشاط و تبسم ناشي از حضور ياران قديمي و زيبايي بازديدهاي‌شان بود. تا عمق فضاي بسيار بزرگ دبيرستان را صندلي چيده‌اند و براي هر تازه واردي به سختي جايي براي نشستن يافت مي‌شود. همه چيز براي اجراي برنامه آماده و مهيا شده است و همه آمده‌اند و عده زياد ديگري هم ايستاده در ايوان‌ها و آنسوترها نظاره‌گر اجراي برنامه‌ هستند. پخش آهنگ خاطره‌انگيز يار دبستاني من كه اتفاقا با فضاي مراسم تناسب و همخواني دارد از نكات قابل توجه است. امام جمعه محترم شهرستان هفتكل نماينده محترم شهرستان رامهرمز، شهردار محترم و اعضاي شوراي شهر هفتكل و تني چند از همراهان و ديگر مسوولان محلي هم از راه مي‌رسند و دقايقي بعد با نواي روح‌بخش قرآن توسط قاري محترم آقاي حسيني مراسم آغاز مي‌شود. آقاي شهاب داوودي يار و ياور هميشگي مراسم، مجري، برنامه‌ريز و تلاشگر خستگي‌ناپذير همايش سالانه پس از معرفي بخشي از برنامه و ابراز احساسات ناشي از حضور كيوان لطفي و ديگر هنرمندان بلافاصله جاي خود را به آقاي كيوان لطفي يكي از مجريان موفق، پر احساس و توانمند صدا و سيماي مركز خوزستان مي‌دهد و آن‌گاه لطفي هم با اجراي بسيار زيبا و پرشوري به ادامه برنامه پرداخت.

شور و شعف كيوان لطفي در اعلام خبر شهرستان شدن هفتكل بيش از هر مشتاق ديگري جالب توجه بود.

به هر حال زيبايي و حال و هوايي حاكم بر فضاي مراسم به گونه‌اي بود كه كماكان شوق ارائه آن بيشتر از وقت معمول انتظار مي‌رفت اما تو گويي عقربه‌ها بر خلاف معمول تندتر از هميشه كار مي‌كردند و طولي نكشيد كه هوا تاريك شده حضور عكاسان و تصويربرداران حرفه‌اي، نيمه حرفه اي و آماتور و دوربين به دست‌ها هم در نوع خود جالب توجه بود.

سخنراني‌ها:

امام جمعه محترم هفتكل حاج آقا ابراهيمي: هفتكل شهري است با سابقه فرهنگي ارزشمند كه انگليس با تمام قوت و قدرتش نتوانست فرهنگ ديني اين مردم را استحاله كند و هفتكل شهري است كه شاكله و چكيده وجودي مردمانش در ميدان‌هاي دفاع مقدس، جوان‌هاي مومن، مخلص، متدين و با صفا متبلور كرده و بايد آن را حفظ كرد. شهري با نام شجاعان شهيران شهيدان با ۱۷۴ شهيد گرانقدر و نزديك به ۴۰۰ جانباز و ۴۰۰۰ رزمنده كه در هشت سال دفاع مقدس جان‌شان را دادند و مايه‌هاي افتخار هفتكل هستند. با اين وجود هفتكل شهري است محروم. اما با اعلام شهرستان شدن در نتيجه جلسات متعدد در جاهاي مختلف بايد عرض كنم كه از بابت آب هفتكل تصفيه‌خانه‌اي در روستاي كايد رفيع نصب شد كه مشكل بي‌آبي را حل خواهد كرد و آب به طور شبانه‌روزي خواهد شد.

تصفيه‌خانه‌اي كه در كشور اولين تصفيه‌خانه است و دومين آن در مالزي است كه دو ميليارد تومان هزينه و اعتبار به آن اختصاص داده شده كه هفتكلي‌ها را خوشحال خواهد كرد.

مشكل بعد جاده‌ است كه ۲۰ ميليارد تومان براي ورودي و خروجي راه هفتگل تخصيص داده شده و موجبات خرسندي هفتكلي‌ها را فراهم آورده است. پرونده‌هاي مناقصه آن در حال بررسي است و ميخ هاي جاده كوبيده شده است. احداث جاده ورودي و خروجي با مسافت ۱۴ كيلومتر هفتكل را از بن‌بست فعلي خارج خواهد كرد.

حاج سيدناصر موسوي نماينده شهرستان رامهرمز: من بارها و بارها در سخنراني‌هاي رسمي خود چه در استانداري چه در شوراي برنامه‌ريزي و حتي گه گاهي در مجلس كه بحثي از هفتكل به ميان مي‌آمد اين موضوع را مطرح مي‌كردم كه كساني در هفتكل رشد كردند كه امروز منشاء خدمت نه تنها در ايران بلكه در اقصي نقاط دنيا هستند. بزرگاني در اين مراكز آموزشي رشد كرده و تربيت شدند كه به جهان بشريت خدمت كرده‌اند و در اينجا لازم است يادي از همه پيشكسوتان هفتكل و هفتكلي‌هایی كه در طول انقلاب و بعد از انقلاب وفاداري‌شان را به اسلام و ولايت ثابت كردند بشود و از آنها كه در طول هشت سال دفاع مقدس دين خود را به اسلام ادا كردند، قدردانی شود.

پيام ويژه

و بالاخره هفتكل شهرستان شد. شهري كه مي‌رود که خود آقاي خودش باشد. خوشحالي بي‌حد و حصر هفتكلي‌ها و پيگيري‌هاي تحسين برانگيز مسوولان شهر به وضوح نشان از دغدغه آنها براي تغيير شرايط شهر به موقعيت و فرصت‌هاي بهتري نسبت به گذشته است و نيز بيان كننده روحيه راسخ براي رهايي از برخي محروميت‌ها است كه بدون شك در آينده‌اي نزديك به ثمر خواهد نشست.

حضور سبز معلم

آقاي يدالله نوربخش، معلم و معاون صاحب نام دبيرستان رودكي در سالهاي دور و نزديك ، باني و برنامه‌ريز همايش در سه‌سال متوالي كه از محبوبيت و احترام ويژه اي در نزد دوستداران هفتكل و دانش‌آموختگان دبيرستان رودكي برخوردار است با همان قدرت بيان هميشگي و نحوه ارائه مطالب با خوش‌آمدگويي به ميهمانان وعرض تبريك سال نو از اهداف همايش و تاثير آن بر روحيه دوستداران هفتكل گفت و از ياران و ديگر خدمتگزاران و كادر آموزشي گذشته و حال ياد كرد. همتش پايدار، عمرش با عزت و دراز و در صحت و سلامت باد.

آقاي حفيظ الله ممبيني، دبير و مدير دبيرستان در مقطعي از زمان‌هاي گذشته از عشق خود به رودكي و هفتكل گفت. او با روحيه‌اي بسيار بالا و با نطقي كاملا مسلط و نسبتا طولاني از ارزش‌هاي شهرش و از استعدادهاي بي‌مانند فرزندان هفتكل و از نيكنامان عرصه علم و فرهنگ و آموزش سخن گفت و با بيان و احساس شاعرانه‌اش از خاطرات شيرين ياد كرد و خلاصه از هر آنچه كه مي‌بايد در حق هفتكل و هفتكلي گفته شود سخن به ميان آورد. به اميد شادكامي براي ايشان که همواره پاينده باد.

كمي هم موسيقي و شعر

آقاي اسفنديار رنجبر، خواننده محلی سيماي خوزستان با اجراي قطعه‌اي شور و نشاط ديگري به مراسم بخشيد.

خانم سررشته‌دار از اصفهاني هاي ساكن هفتكل هم قطعه‌ سروده‌اي براي هفتكل خواند كه از زيبايي خاصي برخوردار بود.

آقايان اميري و عباسي لركي هم سعي خود را در رونق دادن به جلسه و گرمي فضا با شعرخواني به كار بردند.

هنرمندان و جوانان هفتكل با ذوق و سليقه خاصي قطعه زيبايي از شعر و موسيقي از سروده‌هاي علي آرزومند را اجرا كردند.

و كيوان لطفي هم دوباره مراسم را گرم و گرمتر از پيش ادامه داد.

تكريم از خير مدرسه‌ساز

در بخشي از مراسم از همت آقاي خيبر و ليپور چهارده چريك از هفتكلی‌هاي ساكن اهواز كه مبلغي معادل ۵۰۰ ميليون تومان جهت ساخت و تجهيز ساختمان هنرستان كار و دانش دخترانه هفتكل اختصاص داد. تقدير و تشكر به عمل آمد كه امام جمعه محترم هفتكل در بخشي از سخنانش از او به عنوان فردي خير ياد كرد و عمل او را ستود.

اهداي لوح

از سوي انجمن دوستداران هفتكل تعدادي لوح تقدير به عنوان يادبود به پاس خدمات فرزندان هفتكل در عرصه‌هاي فرهنگي ، آموزشي، هنري، ورزشي و غيره به تني چند از فعالان زمينه‌هاي فوق تقديم شد كه از آن جمله مي‌توان به سياوش بختياري‌زاده، فرزاد آهك پور، عبدالله ویسی و سهراب بختياري‌زاده از بازيكنان صاحب نام خوزستان اشاره كرد.

كمي نظر و پيشنهاد

برگزاري‌ همايش به صورت سالانه و در آستانه بهار منطقي و بسيار پسنديده است و ايده برگزاري اينگونه مراسم ها قطعا در بالا بردن روحيه دوستداران هفتكل موثر خواهد بود. تلاش صادقانه متوليان برنامه هم براي هر چه بهتر شدن آن ستودني و قابل تقدير است. اما آنچه در روند موفقيت تمام و كمال برگزاري كمك خواهد كرد همانا نقش رسانه‌اي انجمن و اطلاع‌رساني به موقع در سطحي وسيع و گسترده در ميان مشتاقان است.

كمي هم انتقاد

شروع با تاخير و عدم اعلام زمان دقيق در اطلاعيه‌هاي قبلي قدري ناهماهنگي ايجاد كرده بود كه البته به دليل حال و هواي بسيار دلپذير فضاي دبيرستان در جمع ياران قديم اين مشكل به فراموشي سپرده شد اما به واقع زمان نسبتا زيادي از روشنايي روز از دست رفت و برنامه به تاريكي برخورد و از اين رو هر كس سعي مي‌كرد به لحاظ بعد مسافت تا شهرش زودتر از پايان برنامه، مراسم را ترك كند. نكته دوم هم در خصوص يادآوري مكرر مجري محترم به سخنرانان براي رعايت ايجاز در بياناتش بود كه متاسفانه محقق نشد و به همين خاطر اجراي برنامه‌هاي سرگرم كننده به تاخير افتاد و در آخر هم با عجله به اتمام رسيد.

بولتن و كتاب:

به روال سالهاي گذشته غرفه فروش كتاب هفتكل و بولتن‌هاي ضميمه هم به همت برادران رجبي از دوستداران هميشگي و پيگير هفتكل برقرار بود.

همت‌تان پايدار، اجرتان فراوان

بدون ترديد اگر نبود حمايت مسوولان محلي شهرستان هفتكل و اگر نبود پشتيباني امام جمعه محترم، شوراي شهر، شهردار محترم و مسوولان محترم آموزش و پرورش هفتكل و نيز اگر نبود نقش موثر و پسنديده جناب آقاي يزدي، مدير محترم آموزش و پرورش هفتكل و به طور قطع اگر نبود تلاش شايسته، هنرمندانه و مخلصانه آقايان نوربخش، رجبي و شهاب داوودي و ديگر ياران، اين همايش هر ساله با اینچنین با شكوه‌ برگزار نمي‌شد.

در ضمن از تلاش و نقش عكاسان و تصويربرداران در ضبط و ثبت زيباي‌هاي اين مراسم و نيز از عکاس ویژه اين گزارش آقاي بهنود نصير قاضي مدير استوديو عكاسي امرداد در اهواز كه زحمت تهيه عكس‌هاي همايش را به عهده داشتند، باید قدردانی کرد.

تا شوق و اندوه رسيدن سال آينده در زير آسمان هفتكل

بدرود

محمد مرادي جاويد، بچه هفتكل، طوفشيرين

 

 

 

عکسهای همایش رودکی در بهار ۱۳۸۷

roodaki871.JPG roodaki873.JPG roodaki872.JPG 

roodaki874.JPG roodaki875.JPG roodaki876.JPG

roodaki878.JPG roodaki879.JPG roodaki8711.JPG

roodaki8712.JPG roodaki8713.JPG roodaki8714.JPG

roodaki8715.JPG roodaki8716.JPG roodaki8717.JPG

roodaki8719.JPG roodaki8720.JPG roodaki8721.JPG

roodaki8722.JPG roodaki8723.JPG roodaki8724.JPG

 roodaki8726.JPG roodaki8729.JPG roodaki8730.JPG

roodaki8727.JPG roodaki8725.JPG  roodaki8728.JPG

 

roodaki877.JPG  roodaki8718.JPG  roodaki8710.JPG

فروردین ۰۱
  • به نام ایزد بی مانند
  • به قلم : سلیمان اسمی
  • با  استقلال هفتکل  و رحمان صفی خانی دردهه شصت
  • es-621362.jpg

·         مقدمه :

  •                ورزش هفتکل درتاریخ هشتاد ساله خودزمینه شکوفا شدن استعدادهای فراوانی را بوجود آورد وچهره های بسیار در رده های بین المللی ،کشوری ،استانی ومنطقه ای دردامن خویش پروراند .جریان قهرمان پروری ورزشکاران دردوران حضور شرکت نفت  به واسطه داشتن تاسیسات مناسب و ایجاد  زیر ساختهای لازم ورزشی  و وجود نیروهای انسانی توانمند وخلاق ودلسوز که با تمام توان وصرفا با نگاه ورزش برای ورزش و نه هیچ چیز دیگر  درهفتکل مشغول فعالیت بودند سرعتی باور نکردنی داشت وشخصیتهای بسیار اززمینهای خاکی محلات مختلف این شهر به بالاترین رده های جهانی رسیدند …. امّا متاسفانه مصداق این جمله معروف که )):شرکت نفت به هرجا رفت آباد شد واز هرجا که رفت گّردِ نابودی برآنجا پاشید ))حتی هفتکل را هم استثناء نکرد . با خروج شرکت نفت درسال ۱۳۴۷ دیگر حمایتی از تیمها ودسته های ورزشی صورت نگرفت وصرفا خود ورزش دوستان وعلاقمندان به ورزش بودند که با سیلی صورت ورزش این شهر را سرخ نگه داشتند وجریان رکود آن را برای چندین سال به عقب انداختند تااینکه درسال۱۳۵۱ باشروع به کار اداره تربیت بدنی به ریاست گلفر ازکشتی گیران بنام هفتکل رسما متولی ورزش هفتکل مشخص گردید .از آن روز تاکنون باهمه تلاشها وکوششهای صورت گرفته دیگر  به سربلندی روزگار گذشته نرسیدیم ومتاسفانه هرچه زمان می گذردعلیرغم افزایش امکانات وتاسیسات  فاصله بین آنچه بود وآنچه هست صدچندان می شود .
  • ·         قرار ملاقات

روزچهارشنبه بیست وچهارم بهمن ماه هشتاد وهفت برای امتحان کارشناسی ارشد  عازم اهواز بودم .میلاد موسوی مدیریت سایت هفتکل سیتی تماس گرفت وگفت: )) جهت مصاحبه ودیدار با رحمان صفی خانی از فوتبالیستهای دهه شصت هفتکل هماهنگ کردم حتما بعد از آزمون بیا )) .سئوالات آزمون خوب بودند . طبق قرارساعت دوازده وپانزده دقیقه فلکه دوم کیانپارس؛ میلاد  ازراه رسید وبعد از سلام واحوالپرسی به سمت بلوار لشکر عازم شدیم .پس از مدتی دور زدن وجای پارک پیداکردن رفتیم به دیدار گوشه ای یگر از خاطرات وناگفته های هفتکل وبه خصوص ورزش آن .

  • ·         آشنایی با رحمن صفی خانی

ازدر اتاق کار ((رحمان))  درطبقه دوم شهرداری که وارد شدیم ناخودآگاه آقای صفی خانی را بدون اینکه تابه حال دیده باشیم شناختیم (مثل همه هفتکلی های دیگر )با ایشان ودیگر همکارانشان سلامی کردیم ونشستیم . با معرفی خودمان ودلیل کاری که انجام می دهیم شروع کرده  وبعد میلاد مشغول عکس گرفتن از محل کار آقای صفی خانی واسکن عکسهای ورزشی مربوط به دهه شصت هفتکل که رحمان همراه خود آورده بود شد  .از رحمان خواستیم تا برای ما و آگاهی همشهریان از حال و هوای ورزش هفتکل دردهه شصت وهفتاد توضیحاتی بدهد . یادادشتی را که برروی آن مطالبی نوشته شده بود نشان داد واینگونه آغاز کرد که :  

123.JPG

  • رحمان صفی خانی متولداول مهرماه  ۱۳۴۴ هفتکل ،روستای چمن لاله هستم . دوران ابتدایی را درچمن لاله ،راهنمایی را دربیست وپنج شهریور ودبیرستان را دررودکی پشت سرنهادم . درمدرسه بیست وپنج شهریورآقای حجاب مدیر بود وغلامی ناظم .دردبیرستان رودکی نیز آقای شیخ دبیر ورزش بود وپل ارتباطی بازیکنان به باشگاهها وبویژه تاج (استقلال) .ازسنین نوجوانی درزمینهای خاکی هفتکل به فوتبال روی آوردم ومانند بسیاری دیگر از مشتاقان فوتبال هفتکل درآن روزگار ، مدارس ومحلات سکوهای پرتاب ما به سمت باشگاهها بودند . خیلی زود جذب جوانان باشگاه تاج شدم ازهم باشگاهی های آن روزگار میتوان محمود نوربخش ، حسین میرسالاری، اصغر میرسالاری ، عبداله محمدی،یوسف لرکی ،شاپور حیدری ،رحیم موسویان ،خسرو حیدری ، اسفندیار کلاکج ،خسرو برون ،محمود ویسی ،تیراس موسویان ، مرحوم عبدالرضا اورکی ،داریوش مکوندی ،هوشنگ لرکی اسماعیل مکوندی  ، یوسفی وعبداله کرم پور را برشمرد .
  • ·         راهیابی به تیم منتخب جوانان خوزستان

درسال شصت فوتبال هفتکل اوج دوران شکوفایی ودرخشش خود را به یمن بازیکنان ارزشمند ومربیان باتعصب وسختکوش تجربه میکرد .باشگاههای شاهین ،پرسپولیس، استقلال ،همافرگزین ،وحدت نفت سفید ،جهاد ،دارایی ،سپاهان ودیگر تیمها برای کسب قهرمانی جانانه تمرین میکردند ودرمیدان یک جنگ تمام عیار درعین بازی جوانمردانه برپا بود. بعد ازدرخشش درجوانان استقلال هفتکل برای تیم منتخب جوانان خوزستان به مربیگری مجید باقری ورضا پورگر انتخاب شدم. درآن سال ازهفتکل تنها بازیکنی که به تیم جوانان استان خوزستان دعوت شده بود من بودم ودرآن تیم بازیکنانی چون بهزاد غلامپور ،سعید زبیدی ،عباس شیخ رباط ،اسفندیار موسوی ،هوشنگ مرادی و… به میدان می رفتند .بعد از ارایه  بازیهای قابل قبول درآن تیم توانستم با کسب تجربیات بسیار درجمع بزرگان فوتبال هفتکل ودرکناربزرگان باشگاه استقلال همچون مرحوم عبدالرضا اورکی ،شاپور حیدری،  فرامرز قنبری و… پذیرفته شده ورخصت حضور درمیدان بیابم .آرزویی که بسیاری درخواب و خیال رسیدنِ به آن شب وروزتمرین می کردند.درسال۱۳۶۳ بعد ازقهرمانی درهفتکل به زیر گروه استان صعود کرده ودربرابر شاهین تیم قدرتمند اهواز قرار گرفتیم. شاهین اهواز را باهمه بزرگانش درهفتکل سه بر صفر شکست دادیم امادربازی برگشت با  شش گل نتیجه را به حریف واگذار کردیم وبا تفاضل از صعود بازماندیم . درآن سالها باشگاههای هفتکل وبازیکنانی که به میدان می رفتند برگهایی زرینی را برای ورزش این شهر رقم زدند . بارها به عنوان بازیکن منتخب هفتکل به میدان رفتم  با بازیکنانی چون فیروز اصلانی ،احمدایگدر،محمدعلی نصیری،مرحوم اورکی ،برادران حیدری ،مهران طاهری و ….  که به جرات می توان گفت دیگر هرگز تکرار نخواهد شد .

  • ·         ترکیب استقلال هفتکل دردهه  شصت
  • اگر بخواهم تیم استقلال  هفتکل درآن روزگار را ارنج کنم به این شکل خواهد بود :  
  •                                             داریوش حیدری    
  •               اصغر میرسالاری        رحیم موسویان   محمود نوربخش
  •                                              رحمان صفی خانی  
  •                     هوشنگ لرکی          خسرو حیدری   تیراس موسویان 
  •                                                  عبدالرضا اورکی  
  •           شاپور حیدری ( خسرو برون )               اسماعیل مکوندی      
  • ·         راهیابی به استقلال اهواز وصنعت آب اهواز

درسال ۱۳۶۸ با دعوت حسین کمایی اسطوره فوتبال هفتکل به استقلال اهواز دعوت شدم .چندی از حضورم دراستقلال اهواز نگذشته بود که به صنعت آب خوزستان منتقل شده  وبرای شش سال پیاپی درآن باشگاه دردسته اول اهواز  بازی کردم .به همراه این تیم درسال ۱۳۷۴درمسابقات نیرو کشور شرکت کرده وبه مقام نخست درکرمانشاه رسیدیم وجام قهرمانی را ازدست وزیر نیرودریافت کردیم  .دراین تیم افتخار شاگردی جاسم اهلیرف را داشته ودرسهای فراوان آموختم .کم کم ازسال ۱۳۷۶به بعد با تشکیل خانواده از ورزش وفوتبال فاصه گرفتم و بیشتر برای انبساط خاطر وسرگرمی وبه یاد خاطرات گذشته بازی می کنم .

bawazir-niro76.jpg

  • ·         تفاوت ورزش درروزگار دهه شصت وامروز

درروزگاردهه شصت علیرغم جنگ تمام عیاردرزمین ورزش ورقابت با تمام قدرت درهنگام بازی ، بیرون از زمین مسابقه رفاقت ودوستی برقرار بود ومکتب ورزش با احترام به مربیان وبزرگان، ورزشکارانی را پرورش می داد که برای همیشه زبانزد خواهند ماند درحالیکه گاه یک بازیکن تمام فصل روی نیمکت می نشست وهیچ ادعایی  برای حضور درمیدان نداشت درحالیکه بازیکنان بزرگ امروز کشور حتی تحمل تعویض شدن را ندارند چه رسد به نیمکت نشینی .درپایان هرجا که باشم قلبم همیشه درهفتکل وزمین فوتبال آن می تپد وهرگاه فنس اطراف زمین را می بینم قلبم می ریزد همانجا که روزگار قسمتی از وجودم را به یادگار نهادم و هیچ گله ای هم ندارم . امیدوارم ورزش هفتکل بتواند با سرمایه گذاری مناسب به جایگاه درخور خود دراستان خوزستان دست پیدا کند ومن هم به عنوان یک هفتکلی هرکمکی از دستم بر آید دریغ نخواهم کرد .درپایان از آقای صفی خانی تشکر کردیم ودر حالی با ایشان خداحافظی میکردیم این  احساس به ما دست داد که همکارانش دراتاق محل کار سراپا مجذوب گفتگوی ما شده بودند وازاینکه می شنیدند همکارشان تااین سطح ورزش را دنبال کرده است متعجب بودند وبرایشان تازگی داشت . به آرامی با میلاد از پله های شهرداری پایین آمدیم درحالیکه درذهن خود فاصله بین آنچه بودیم وجایی که هستیم برایمان قابل باور نبود ….. منتظر خاطرات شیرین وناگفته های بسیار شما هستیم. .souliman_esmi۲۰۰۲@yahoo.com