خرداد ۳۰

شهاب داوديShahabdavoodi_۷kl@yahoo.com 

ایستگاه شاه پلیشک                                

  • مي گن:شهرداري در جذب اعتبارات سال گذشته ناموفق بوده !
  • شاه پليشك:از حال و روز شهر معلومه.
  • مي گن: سرانه مصرف آب در هفتكل دوبرابر استاندارد ملي است و از اين لحاظ در استان مقام دوم را داريم!
  • شاه پليشك:شيلنگهاي صد متـــري و حياتهاي چند صد متـــــــري و كــــوچه هاي شسته … حتمن اشتباه شده ما اول هستيم.
  • مي گن:برنج چمپا طي سه ماه اخير سه برابر افزايش قيمت داشته و برخي از مردم هفتكل برنج را از سفره خانواده حذف كرده اند!
  • شاه پليشك: البته ! در سفره يا جاي نفت هست يا برنج !
  • مي گن:قيمت مسكن و اجاره  بها در هفتكل همچنان رو به افزايش است!
  • شاه پليشك:اگه چيزي سراغ داريد كه بالا نرفته باشه اون موقع به مسكن گير بديد.
  • مي گن:مسئولين هفتكلي مرتب قول ساخت جاده هاي ورودي و خروجي اين شهر را با سرمايه گذاري شركت نفت مي دهند ولي همچنان خبري از ساخت اين جاده نيست!
  • شاه پليشك: فاصله قول تا عمل تفكر است !
  • مي گن:رئيس شوراي شهر در برنامه جشن شهرستان شدن هفتكل اعلام كرد فعاليتهاي انجام شده توسط شوراي هفتكل طي بيست سال اخير بي سابقه بود!
  • شاه پليشك: عجب كاريكاتور قشنگي !
  • مي گن:جديداً اعلام شده كسي كه درآمدش كمتراز  هفتصد و هشتاد هزار تومان درماه باشد    زير خط فقر است .!
  • شاه پليشك:بنازم هفتكل را كه با اين حساب بيشتر ازده بيست نفر   بالاي خط فقرندارد.
  • مي گن:خبر افتتاح فاز دوم سيمان خوزستان به نام شهرستان رامهرمز از رسانه ملي  پخش گرديد و اين موضوع اعتراض مردم هفتكل را سبب شد.
  • شاه پليشك:سيمان خوزستان رامهرمزي ، منطقه نفتي كوپال رامهرمزي، نفت سفيد مسجدسليماني ، نفتِ هفتكل ِ مسجدسليماني ، هفتا كل رامهرمزي و يا شايد هم مسجدسليماني … عجب همتي دارند اين مسئولين هفتكلي؛ شايد هم رامهرمزي و مسجدسليماني .!
  • مي گن:آموزش و پرورش هفتكل طي دوسال اخير در زمينه جذب اعتبارات و ساخت مدارس بسيار فعال بوده .
  • شاه پليشك:اميدواريم مسئولين آموزش و پرورش به شهرداري و شوراي شهر هم در زمينه جذب وصرف اعتبارات مشاوره بدهند .
  • مي گن:سيرك بزرگ بين الملي خاورميانه كه براي اولين بار به هفتكل آمده بود با كارشكني و سنگ اندازي برخي از مسئولان بعداز دو روز اجرا كه با استقبال فوق العاده مردم همراه بود مجبور شدند هفتكل را ترك كنند.
  • شاه پليشك:دَست و دلُوم مَزن كه خينهِ   كار مسئولين هفتكل همينهِ  
  • مي گن: پروژه نمك زدايي شركت نفت  علارغم تخصيص اعتبارات لازم، بدليل مشكلات واگذاري زمين توسط اهالي چمن لاله همچنان بلاتكليف است.
  • شاه پليشك:هفتكلي ها بايد از خود گذشتگي براي شهرشان را از مردم گتوند يادبگيرند كه صدهها هكتار زمين آبي و پر بركت را جهت ساخت اماكن آموزشي و سرمايه گذاري و به اميد رونق شهرشان به دولت واگذار كرده و مي كنند اما ما هفتكلي ها كارخانه سيمان سرتيوك ، دانشگاه آزاد ، دانشگاه سما و دهها پروژه ي عمراني و  آموزشي را بدليل عدم واگذاري زمينهاي خشك و لم يزرع از دست داده و خواهيم داد.
  • مي گن: با توجه به خشكسالي اخير و ديمي بودن كشاورزي، برداشت محصول در هفتكل وجود نداشت.
  • شاه پليشك: كشاورزي ديم يعني با توكل به خدا كاشتن و برداشتن  ولي متاسفانه هفتكلي ها چند سالي است كه  توسل به بيمه مي كارند و به اميد بيمه هم برداشت مي كنند … تا بيمه چه دهد !
  • مي گن:بعداز انتخابات، صندلي برخي از مسئولين  هفتكل متزلزل شده است.!
  • شاه پليشك:البته  برخي از مسئولين هفتكل چندين سال است كه  خودشان را به صندلي رياست پيچ و مهره سياسي كرده اند و با اين برو و بياها تغييري نخواهند كرد.   
  • مي گن: قهرمان  ليگ برتر فوتبال ايران با گل دقيقه نود وشش يك هفتكلي مشخص   شد.
  • شاه پليشك: بنازوم هفتكلي و هفتكلي زاده ها را كه هميشه دقيقه ي نودي هستند.
  • مي گن: نظارتي بر بازار هفتكل وجود ندارد !
  • شاه پليشك:  اما در عوض راهنمايي و رانندگي نظارت خوبي بر دور فلكه بازار دارد.
  • مي گن: شهرك صنعتي هفتكل هنوز اندر خم يك كوچه است !
  • شا ه پليشك: كدام كوچه ؟ كوچه جهاد، منابع طبيعي  يا فرمانداري؟ !  
  • مي گن:تربيت بدني هفتكل چندين ماه است بدون مسئول اداره مي شود.!
  • شاه پليشك: از آقاي الهام سخنگوي چند شغله دولت تقاضا داريم زحمت اين شغل را هم بكشد!
  • مي گن:قفل درب يكي از ادارات هفتكل تار عنكبوت بسته !
  • شاه پليشك:اشكال از پانزده كيلومتر فاضلاب روباز است شايد هم مشكل زمين و مسكن باشد شايد هم اصلاً مراجعه كننده نداره و يا طرف وقت نداره و يا شايد هم…!
  • مي گن:ساختمان ثبت احوال كه نزديك به هفتاد سال در اختيار اين اداره بوده و هست يكباره توسط ارتش به يكي از شهروندان فروخته شد!!!!!!
  • شاه پليشك: مگه هفتكل ثبت احوال هم داشت!   حواسمان باشد ساختمان فرمانداري را نفروشند…

   

  • مي گن: ميني بوسهاي خط توفشيرين ،نمره يك ، برم گاوميشي سه ،‌نمره دو و هوره كه بر اساس قرارداد با شركت نفت متعهد به حمل و نقل مجاني شهروندان به مدت دوازده تا هفده ساعت در روز هستند كار خود را رها كرده و با شركت سيمان هم قرارداد دارند!
  • شاه پليشك:شايعه درست نكن  شايد بنده هاي خدا از ساعت دوازده شب تا هفت صبح هم مردم را جابجا مي كنند و ما خبر نداريم.
  • مي گن: كوههاي هفتكل توسط افرادي خاص، بدون مجوز و سند جهت ساخت به مردم فروخته مي شود!
  • شاه پليشك:امان ازاين افراد خاص بي خاصيت كه در بي توجهي مسئولان در واگذاري زمين به نيازمندان واقعي  از زمين دار به زمين خوار تبديل شده اند.
  • مي گن:در آينده نزديك اداره ميراث فرهنگي و صنايع دستي در هفتكل مستقر خواهد شد.
  • شاه پليشك: حتمن خبر نداري كه ساختمان (بنگله) صنايع دستي در هفتكل به يك شخص فروخته شده و سند منگوله دار آن را هم دريافت كرده … كي به كيه !

       

خرداد ۳۰

ايستگاه شاه پليشك

مي گن:قيمت اجناس در بازار هفتكل چند برابر شهر هاي مجاور است.

شا ه پليشك:آخه هفتكل هم چند برابر شهرهاي مجاور است .

مي گن:بعضي ها از انتشار شماره اول ويژه نامه هفتكل ناراحت شدند.

شاه پليشك: يواش يواش عادت مي كنند.

مي گن : بعد از سفر سردار محسن رضايي به هفتكل برخي شب نامه منتشر كردند.!

شاه پليشك:لياقت دست نوشته هاي آقايان همان انتشار در شب و سياهي است.

مي گن:در ميدان مركزي هفتكل گوسفند و مرغ خريد و فروش مي شود و حتي در همان محل مرغ را پركنده تحويل مشتري مي دهند.!

شاه پليشك: شانس آورديم حمام عمومي هفتكل دهها سال پيش تعطيل شد…

مي گن:سالن سرپوشيده هفتكل نيمه كاره افتتاح شد.!

شاه پليشك:افتتاح مهم است نه بهره برداري، تا يكي دو سال ديگه هم خدا كريمه !

مي گن: نشستهاي خانگي براي راي دادن به كانديداهاي خاص در هفتكل بيشتر شده.!

شاه پليشك: به نازم پيمانكاريهاي بعد از انتخابات را .!

مي گن:بنا به دستور مقامات بانكي مركز نشين بانكهاي هفتكل نزديك به دو ماه است كه ديگر وام نمي دهند!

شاه پليشك: عروس خودش خوب بود تب خال هم زد.!

مي گن:نزديك به بيست نفر از مغازه داران صنفهاي مختلف هفتكل بدليل گراني فروشي جريمه شدند.

شاه پليشك: بدبخت مردم هفتكل كه بايد جريمه مغازه داران را هم روي قيمت اجناس پرداخت كنند.

مي گن:داروخانه هاي هفتكل به جاي پول خرد (برخي اوقات بيشتر از صد تومان) دستمال كاغذي و چسب زخم به اجبار به مشتريان مي دهند.!

شا پليشك: حق با مشتري بيد.

مي گن:عابر بانكهاي هفتكل در بيشتر روزها يا خرابند ، يا پول ندارند و مردم و مسافران هم سرگردان .!

شاه پليشك:((دُوَر به داش ايره گُوَر به گا )) يا ((حلال زاده به داييش مي ره)).

مي گن:با ساخت پاركهاي جديد در هفتكل پاركهاي قديمي (خصوصاً كشتارگاه و دولت) به مخروبه تبديل شدند.

شاه پليشك: اي بابا چند بار بگم و بگن كه به حريم مقدس شورا و شهرداري وارد نشو … درست مي شه … درست مي شه … البته پايان چشم انداز بيست ساله.!

مي گن: بخش عمده ي مطالبات و اضافه كاري كاركنان شهرداري هفتكل پرداخت نشده وكسي هم جواب درستي نمي دهد.

شاه پليشك: درست مي شه … درست مي شه … درست مي شه …د…

مي گن:با شهرستان شدن هفتكل برخي از قديميهاي اين شهر بدنبال پستهاي كليدي خصوصاً فرمانداري هستند.

شاه پليشك: ببخشيد نگفتن تا ديروز كجا بودند.!

مي گن: كرايه ماشين هاي شخصي برون شهري هفتكل خيلي بالاست و اصلاً نظارتي روي كرايه ها وجود ندارد.

شاه پليشك:پول بديد جاي دوري نمي ره ، آخه اين شخصي هاي دو شغله هم بايد نون بخورن.!

مي گن:برخي از نانواييهاي هفتكل ديرتر از موعد مقرر شروع به پخت كرده ونيم ساعت هم زودتر تعطيل مي كنند و كسي هم جلوي كم كاريشان را نمي گيرد.

شاه پليشك:امان از فروش شبانه

مي گن:در دوماه اخير زد و خوردهايي بين چند نفر از معلمان هفتكلي صورت گرفته.

شاه پليشك:يا مطالباتشان پرداخت نشده ، يا مسئول حراست ندارند،ياي بعدي را شما بگيد …

شهاب داودی

خرداد ۳۰

 00001.JPGزماني آرزويش خوانندگي در آنطرف آب بود… خودش بود و يك ارگ و صداي خوش ودنيايي آرزو…از همان ابتداي حركت، تقليد نكرد براي خودش سبكي داشت هر چند كه برخي مي گفتند صدايش به فلان خواننده نزديك است. اولين اجراي عموميش دردهه فجر  سال هفتاد و چهار در سينماي آزادي هفتكل بود ، همان سالي كه مردم بعداز شب اول اجرا به عشق شنيدن و ديدن اجراي تازه او تا ده شب به سينما مي آمدند … همه مي گفتند بعداز انقلاب اين اولين بار است كه كسي در هفتكل به اين سبك ترانه اجرا مي كند. او علاوه بر اجراي برنامه هنري همواره در امور فرهنگي نيز يار و مددكار ما بوده و هست. كمي آنطرفتر از دبيرستان پير رودكي به منزلش كه سايه در زمين پر خاطره خيام دارد مي روم … بعداز تعارفات رايج و ميهمان نوازي هفتكلي اش گفتگو را با او آغاز مي كنم.با خنده اي كه هميشه بر لب دارد سخن را آغاز مي كند:عبدا… ممبيني؛ برادر اسطوره فوتبال هفتكل و خوزستان ــ‌هوشنگ ممبيني ــ  هستم سال چهل و پنج در برم گاوميشي يك (كوي آل علي) متولد شدم ودوستي برادرم هوشنگ كه آن موقع ها در پرسپوليس تهران توپ مي زد با عماد رام از خوانندگان قديم ايران كه در سينما كارگري( آزادي )هفتكل سه روز اجراي برنامه داشت  در سن پنج سالگي به خوانندگي علاقه پيدا كردم و ترانه ((سحر اومد )) او را در منزلمان با صداي بلند مي خواندم وهمانند عماد  آنقدر با احساس مي خواندم كه محمد رضا خلعتبري  بازيكن پاس هفتكل و پرسپوليس تهران كه در منزل ما سكونت داشت به گريه مي افتاد و مرا مي بوسيد و مي گفت به اميد روزي كه تو را در تلويزيون  ببينم و خوشحالم از اينكه او اكنون در رامسر از طريق ماهواره كليپهاي مرا مي بيند.از عبدالله سراغ  آرشام را مي گيرم ؟ مي خندد و مي گويد:آرشام را استاد بابك بيات برايم انتخاب كرد به همين خاطر دوستش دارم . در اين لحظه شاهين زنجاني  يار ديرين و دوست صميمي آرشام  هم به ما مي پيوندد … آرشام :اگه شاهين نبود نمي توانستم در اين راه گام بردارم ، او جداي از رفاقت شعر اكثر ترانه هايم را مي گويد و در انتخاب موسيقي نيز مشاور خوبي است و البته بازيگر خوبي هم در كليپهايم مي باشد.از آرشام در باره گذشته اش واولين كار حرفه ايش هم پرسيدم… سري تكان داد و گفت:  سال هفتاد و چهار به بعد با دوستان هنرمندي مثل كوروش لركي ، افشين زنگنه ، مجيد حسيني ، داريوش لركي ، عباس آلبوفتيله ، مهدي اصلاني و شهاب داودي با وجود نبود امكانات در سينما آزادي و بعدها در سالن آمفي تئاتر به اجراي برنامه پرداخيتم اما كار حرفه ايم را از سال هشتاد وسه با رضا صادقي ،بهنام صفوي ،گيتاريست خوب اميد حجت ،‌پيام توني كه بهترين ويولونيست ايران مي باشد واسحاق امور كه از استادن بنام سه تار ايران به شمار مي رود و  دوستم شاهين زنجاني  شروع كردم.ترانه ي بخدا عاشقم از طريق سي دي در حال پخش شدن است …آرشام حسي مي گيرد و كمي همخواني مي كند و ادامه مي دهد:از نظر احساسي اين ترانه و ترانه روياي اشتباه  بهترين ترانه من مي باشد كه بعد از خواندن و يا گوش دادن به گريه مي افتم اما از نظر موسيقي و مخاطبان ترانه بچه جنوب دلچسب است و   در اكثر نقاط كشورتوسط جوانان زمزمه مي شود.وقتي كه از آرشام يا همان عبدا… ي خودمان نام پنج نفر ازافراد تاثير گذار در كار هنري اش را مي پرسم مي خندد ، كمي فكر مي كند و مي گويد: سخت است چون در زندگي خيلي ها به من كمك كردند ولي با اين وجود ابتدا بايد از شاهين ياد كنم كه زندگي اش را فداي دوستي با من كرد و همواره در كنارم بوده و هست و انشاا.. خواهد بود و دوم (مي خندد) شهاب  داودي كه در برنامه هاي عمومي با تشويقهايش خصوصاً لقب ستاره ي درخشان كه به من مي داد روحيه ام را بالا مي برد ، سوم آرمين پسرم ، چهارمين نفر برادرم مظفر وخانواده اش و پنجم حشمت اله صفي خاني … مي خندد و ادامه مي دهد : استاد خادم كه استاد من بوده و هنوز هست را هم جز اين گروه حساب كنيد .آرشام در ادامه از كليپها و شوهاي تلويزيوني اش هم صحبت كرد و گفت: تا كنون دوازده كليپ   توليد كرد م كه ازبيست شبكه مختلف ماهواره اي براي فارسي زبان سراسر گيتي پخش مي شود  كه در برخي از اين كليپها تصوير زيبا و ماندگار هفتا كل را هم به رخ جهانيان كشيدم.از عبدا… در مورد آرمين  و صدايش  پرسيدم؟ گفت:من نمي گويم ، رضا صادقي مي گه (( صداي آرمين كم نظير است)) … ولي متاسفانه تاكنون يك ترانه با هم خوانديم كه اميدوارم بتوانيم بازهم كار دونفر داشته باشيم.چاي خوش رنگ (البته باآب تصفيه ، نه آب هفتكل) را مزمزه مي كنم  و در حالي كه چشم در صفحه تلويزيون و ترانه افغاني آرشام دارم از او مي خواهم كه باشنيدن هركدام از نامها  بهترين جمله يا واژه اي كه به خاطرش مي آيد را بگويد.هفتكل: عشقدبيرستان رودكي : فرهنگ  تل عاشقي : سُر سُره بازي  زمين خيام: فوتبال هوشنگ ممبيني و برگردانهاي زيبايشهوشنگ ممبيني : غزال تيز پاي ايران  موسيقي :روح من  ويلون: پيام توني  انجمن دوستداران هفتكل: خاطره ها  بازار بصيرت: گوش فيل دزدي سال چهل و نه  كوروش لركي : (مي خندد) پدر تئاتر هفتكل  شهرت: محدوديت  آرمين: آينده ي درخشانسيمان و سيمان فروشي : رزق و روزي  هفتاكل : خاطرات من  سينما آزادي : فيلم قيصر و بهروز وثوقي  علي آرزومند: خوش صدا و آينده دار.عبدا… ممبيني ، آرشام خوش صداي موسيقي پاپ ايران را با خاطرات و آرزوهايش تنها مي گذارم و در حاليكه ترانه مادرش در گوشم طنين انداز است  از كنار زمين خيام كه در حصار آجر و آهن چيزي از آن مشخص نيست مي گذرم و بدون اينكه متوجه باشم از ديوارهاي سنگي و سقف شيرواني  رودكي پير هم عبور مي كنم ولي صداي عبدا… همچنان همراه من است …    شهاب داودي     

خرداد ۳۰

              noskheh-haftkel-city.JPG  هوالشافي                                                                                 شهاب داودي

بيمارستان هفتكل بيمار است!

 ياد دكتر محمود بنگلادشي به خير … مسلمان بود و مردم دوست . زماني تنها پزشك و چند وقتي هم مسئول درمانگاه شماره يك  يا همان شير و خورشيد هفتكل بود . مهربان بود و هميشه لبخندي بر لب داشت … به آرامي ، شكسته و به سختي به فارسي سخن مي گفت اما مؤدب و دلسوزانه رفتار مي كرد … شايد خيلي متخصص نبود اما پايبند قسم نامه پزشكي اش بود. طوري بيمار را تحويل مي گرفت كه براي لحظاتي فراموش مي كردي دردت چيست . زمان جنگ بود و سطح بهداشت عمومي پايين و بيماريها و بيمارها زيادتر از اكنون بودند  ولي دكتر محمود  در ساعات مختلف شب و روز بيمارانش را ويزيت مي كرد و شكوائيه اي هم نداشت … كسي را به خاطر اينكه نصف شب به بيمارستان يا به درب منزلش  مراجعه كرده شماتت نكرده و ساعت سه بامداد هم مثل ده صبح رفتار مي كرد … با خوشرويي بيمار را به اتاقش فرا مي خواند و با لبخند بدرقه …دكتر بهبهاني هم يادش بخير … او هم كه در دهه ي چهل و پنجاه در مطب خصوصي اش و بعد از ساخت درمانگاه شير و خورشيد به همت و تلاش تيمسار قاسمي در اين بيمارستان طبابت مي كرد  هم همين گونه بود و دستي نيز در امور خير و ورزش داشت … ياد دكتر بهبهاني و محمود  و ديگراني كه درد آشنا و وسيله درمان مردم بودند به خير و خدايشان بيامرزد … اما متاسفانه چند سال است كه از مرام دكتر محمود و دكتر بهبهاني در درمانگاه هفتكل خبري نيست … چند سالي است كه روحيه پزشكي تغيير كرده و قسم نامه بقراط در نزد برخي از پزشكان طعمه اشتهاي سيري ناپذير موريانه خود برتر بيني و شايد دنيا پرستي شده … پزشكان شاغل در درمانگاه بيمارگون هفتكل در ارديبهشت ماه سال جاري براي ساعتي اگر نگوييم اعتصاب ، دست از كار مي كشند و بيماران را ويزيت نكرده و بي احترامي هم مي كنند … چندي است بيماران اورژانسي درمانگاه سكته زده هفتكل بايد كمتر يا بيشتراز نيم ساعت صبر كنند تا خانم يا آقاي دكتر، خواب آلود و با كلي اخم و قيافه حق به جانب بالاي سرشان حاضر شود … چندي است كه برخي از پزشكان درمانگاه، طلبكارانه بيماران هفتكلي را به سُخره گرفته و تحويل نمي گيرند … چندي است كه پزشكان تازه كار و مُهر دانشگاه خشك نشده ي درمانگاه هفتكل گويي با وحشيان و عقب ماندگان صحراهاي دور افتاده ي آفريقا سر و كار دارند  به ما هفتكلي ها فخر مي فروشند و به مانند بيمار طاعون زده به ما نگاه كرده و با بي حالي  ويزيت مي كنند.پنجم خرداد ماه جاري ساعت دو بامداد يكي از شهروندان ِ هفتكلي(موسوي) همسر خود را كه درد زايمان داشت به حالت وخيم و اورژانسي به درمانگاه رساند و علارغم اينكه چندين زن ، مرد و كودك به حالت زار دقايقي را چشم انتظار پزشك؛ اين فرشته نجات بودند ولي از ايشان خبري نبود  و بعد از چندين بار مراجعه همراهان بيماران ومتصدي پذيرش به خوابگاه ، پزشك  خواب آلود و با كلي اخم وسر و صدا و… وارد شد و جواب سلامي كسي را نداده با حالت دعوا و پرخاشگري  به ويزيت بيماران پرداخت وزن كهنسالي را كه از درد گلو مي ناليد را به حالت تمسخر  و با جمله شما پرخوري كرديد را جهت عمل به  رامهرمز هدايت كرد كه باعث رنجش بيمار و فرزندانش شد و بغض آلود درمانگاه را ترك كردند و به اميد صبح ماندند تا به مطبهاي خصوصي مراجعه كنند … پزشك درمانگاه كه يكي از خانمهاي تازه مدرك گرفته بود با خانم موسوي كه از درد زايمان به خود مي پيچيد نيز همين رفتار را كرد كه مورد اعتراض و انتقاد همسر وي قرار گرفت و اين موضوع باعث درگيري پزشك با زن باردار و شوهرش شد كه با شكايت موسوي و حضور نيروي انتظامي در ساعت سه بامداد اين مسئله موقتاً ختم به خير شد ولي موسوي كه شاهد چندين برخورد نامناسب از سوي كادر پزشكي تازه كار درمانگاه هفتكل با مردم بود صبح همان روز با حضور در دادگاه و به اميد پي گيري و بهبود وضعيت درمانگاه  شكايت خود را تقديم مقام قضايي هفتكل كرد .البته لازم مي دانم كه توجه مخاطبان عزيز را به عدم مراقبت و حضور به موقع كادر پزشكي بر بالين دو بيمار ايست قلبي ( اصلاني و بهرامنژاد) جلب كنم كه اين دو جوان بعد از تاخير در حضور كادر پزشكي بر بالين ايشان و خالي كردن شارژ دستگاه CPR كه نگهداري از آن وظيفه درمانگاه است بدرود حيات گفتند واگر چنين اتفاقي در شهر ديگري مي افتاد سرنوشت پزشك كشيك و كادر بيمارستان نامشخص بود … همچنين خانواده سردار شهيد سيد عيسي موسوي هم كه در ساعت يازده شب روز اول نوروز هشتاد و هفت اين شهيد بزرگوار را به حالت وخيم و اغما به درمانگاه رساندند از پزشك كشيك خبري نبود و بعد از پانزده دقيقه پزشك كه يكي از خانمهاي تازه مدرك گرفته بود به حالت اخم و طلبكارانه به بالين شهيد حاضر شد و با بي محلي گفت كه اين در تخصص من نيست و بايد به اهواز اعزام شود و جالب است كه مجوز آمبولانس هم نداد و خانواده شهيد مجبور شدند ايشان را با يك دستگاه آردي به حالت اغما به اهواز انتقال دهند واين بزرگوار ساعت يازده و نيم صبح روز بعد در بيمارستان گلستان اهواز به خيل شهيدان پيوست…آقاي فرماندار ، امام جمعه محترم و مسئولين شهرستان هفتكل و استان ؛ دكتر محمود بنگلادشي شيعه نبود اما به مانند يك پيرو واقعي علي (ع) دلسوز محرومان بود … دكتر بهبهاني هم در زمان طاغوت محرومان را دلنوازي مي كرد  و اكنون كه آوازه  حكومت عدل اسلامي در گوش جهانيان پيچيده و امروز كه زير سايه پرچم جمهوري اسلامي نفس مي كشيم و حال كه شعار دولت نهم عدالت محوري و رسيدگي به محرومان است و امروز كه رئيس جمهور خودش را كوچكترين عضو جامعه مي داند … امروز كه در جهان والاترين قسم  سوگند پزشكي است … امروز كه به قول يكي از بزرگان علم پزشكي تنها شغلي كه تعطيلي و اعتصاب ندارد پزشكي است چرا در درمانگاه بيمارگون هفتكل تنها چيزي كه ارزش ندارد قسم نامه پزشكي است ؟!… چرا تازه كارها فخر فروشي مي كنند ؟! چرا پزشكان از مردم طلبكارند ؟ چرا اطبا پر فيس و افاده ي تازه وارد مردم با فرهنگ و صبور هفتكل را همانند قوم بربر نگاه مي كنند؟!آقايان مسئول؛ به دليل بالا بودن هزينه پزشكي درصد بالايي از جمعيت زير خط فقر هفتكل توان مراجعه به مطبهاي خصوصي را ندارند و تنها اميدشان دفترچه هاي بيمه روستايي و همين درمانگاه سكته زده شهر است  لذا مي طلبد كه در اين مورد تذكرات جدي به مسئولين بهداشت و درمان هفتكل و استان داده شود . و اما سخني هم با آقاي دكتر اميدوار رضايي نماينده مردم هفتكل در مجلس پنج ، ششم ، هفتم و هشتم و مسئول كميسيون بهداشت و درمان مجلس ؛ آقاي دكتر در شهر موكلان شما مشكلات بهداشتي و درماني بيداد مي كند و اين جاي تاسف است كه شما بعنوان مسئول كمسيون بهداشت و درمان مجلس عاجز از حل مشكلات درماني و بهداشتي شهر چند هزار نفري هفتكل هستيد  آنگاه چگونه مي توانيد و يا مي خواهيد مشكلات درماني و بهداشتي كشور را پي گيري و قانوني در اين مورد تصويب كنيد ؟! آقاي دكتر ؛ مي طلبد  براي رسيدن به بهداشت و درمان عالي در سطح كشور ابتدا از حوزه انتخاباتي خودتان شروع كنيد . ياعلي ، بسم ا…

خرداد ۲۶

                       dsc03969.JPG 

  •  بسمه تعالي
  • با سلام و تبريك سالروز سوم خرداد  روز غرورملي  
  • اولين جلسه شوراي منطقه اي دانشگاههاي پيام نور استان خوزستان در هفتكل برگزار شد.در اين جلسه كه با حضور رؤساي  دانشگاههاي پيام نور شهرهاي شرق ، شمال شرق و جنوب استان در دانشگاه پيام نور واحد هفتكل برگزار شد دكتر ابراهيمي پور رئيس دانشگاه پيام نور استان به نزديكي زمان امتحانات پايان ترم اشاره كرد و خواستار دقت نظر دانشگاهها در اين زمينه شد و گفت :در تحصيلي آينده ظرفيت پذيرش دانشجودر شهرستانها صد در صد افزايش خواهد يافت و بايد دانشگاههاي پيام نور خود را آماده خدمات رساني مطلوب به دانشجويان جديد نمايند ./.

    شهاب داودي