خرداد ۲۱

معمار هفتكل درگذشت

دست بود ، ماله و سنگ هاي چهار ضعلي خوش تراش و دنيايي ذوق و عشق … ذوق زيبايي آفرين و عشق به ساختن ،‌ساختن شهري كه او همه ي عمرش را در آن سپري كرد.

بيمارستان شير و خورشيد، سالن دبيرستان هميشه جاويد رودكي و برخي ‌لين ها و بنگله هاي زيبا ي هفتكل از دست هاي هنرمند اين مرد قصه ها دارند ، قصه ي پوست و سنگ ، قصه ي ماله و دست ، قصه ي زمزمه ي ترانه هاي قشقايي . مردم او را اُس حاجت و يا معمار صدا مي زدند … در كارش استاد بود و در دستمزدش بركت …استاد حاجت لركي كه بيش از هشتاد سال از عمرش را در طوفشيرين سپري كرد و چهار ديواري خيلي از خانه هاي هفتكل را با سنگ هاي زيبا تراش خورده ي معادن اين شهر بالا برده و سقف خانه هايمان كار دست هاي هنرمند و سختي كشيده ي او بود سرانجام پس ازهشتاد سال زندگي با بركت در روز سه شنبه هيجدهم خردادماه سالجاري دعوت معمار هستي را لبيك گفت و به سراي خوش ساخت آخرت شتافت .

يادش گرامي باد

 شهاب داودی

اسفند ۲۶
  •                                             به نام خداوند جان وخرد

  • اینجا سرتیوک است .نامش معلوم نیست به چه معناست اما دردل همه سرتیوکی ها جا دارد وهمه مکوندی ها هم اورا می شناسند .سرزمین بهشت گونه دل های پاک و با وفای همه سرتیوکی ها .ازجاده جدیدالحداث، ازراه هفتکل - باغملک که وارد می شوید  اولِ سرتیوک یعنی طایفه شرفینی وبعد آنطرف رودخانه سرتیوک بالا یا اولاد له  را  خواهید دید .

  • سرتیوک معلوم نیست یک کلمه است یا دوکلمه . به نظر این حقیر که خودرا کوچک همه مکوندی ها می داند سرتیوک از دوکلمه تشکیل شده است : سر  و  تیوک . چرا؟چون سرتیوک دارای چشمه ای بهشتی است که آبی به این گوارایی  به نظر من درهیچ جای دنیا وجود ندارد .صاف وشفاف وزندگی ساز .  سالم وبا طراوت برای کسانی آب آنرا خورده اند با وفا وبا صفا .چقدر سرتیوکی ها چشمه را دوست دارند .خدا می داند فقط خدا می داند . سراین چشمه تیهوها وبه خصوص بچه کبکها جمع            می شوند وآب می خورند وبعد از آب خوردن ، مادرشان آنها را جمع می کرد وبه آنها می فهماند که درهنگام خوردن آب دلپذیر ومهربان بفکر دشمن هم باشید . زودتر آب بخورید وزودتر به بالای کوه وتپه های اطراف چشمه برویم واز آنجا به چشمه نگاه کنیم تا دشمن را هم بپاییم وچون این تیهوها یعنی این پرندگان کوچک بودند  تیو ((ک)) کوچکی گرفت وبه تیوک معروف شد کجا جمع می شدند سَر تیوک .

  • دست راست بالای چشمه غر غر ((او))وجود دارد حوضچه ای که وسط دوکوه گرفتار آمده است وآبی که از باغملک وچشمه های اطراف آنجا می آید وارد این استخر طبیعی می شود وبچه ها ومردهای زیادی که همه سرتیوکی هستند را جمع کرده است وبه همه آنها شنا یادداده است استخر شنای ما ((غر غر او)) بود یعنی غر غر آب یعنی صدای آب که با غرور گاهی هم با فریاد که ((آب را گل نکنیم )).

  • پایین تر از ((غرغر او ))مزار گه سرتیوک است .مردان وزنان باشرف سرتیوک را که  درگذشته اند البته با افتخار وبا فرهنگ میراثی پدر ومادرشان زندگی با عزتی را انجام داداه اند درخود نگه داشته است . درگورهای نه چندان تنگ نه چندان بزرگ به همان اندازه که درزندگی قناعت را به یاد داشته اند تا هیچوقت دستشان را به عنوان کمک مالی پیش هیچکس دراز نکنند که نکردند وآرزوهم دارم که هیچ وقت هیچ مکوندی ،هیچ بختیاری ،هیچ ایرانی دستش را پیش بیگانه داراز نکند :  چرا که

                                                           دستی را دراز می کنی پیش خسان                                                                                  پل بسته ای که بگذری زآبروی خویش

  • پایین تر از مزار مردان وزنان بزرگ مکوندیِِِ بختیاریِ ایرانی، مانند گیسویِ بلندِ پیچ پیچِ دختران سرتیوکی،رود خانه سرتیوک جریان دارد. آب روان است که می رود تا به دریا برسد تا به استخر دیگری برسد به اسم بره باز. که دیگر نشانی از آن آب پُر که درجریان بود وگاهی اوقات بره های کوچک را بازی می داد نیست .گویی خود دربازی روزگار بازی خورده است !!

استخرش پر از شن وگل شده است وافسوس برای ما و پیرمردان امروزی سرتیوکی برجای گذاشته است که دیگر برم بره بازی وجود ندارد .

  • در بالای برم بره باز یعنی در دست چپ آن از چشمه  به پایین ودر بالای آن، کوه یا مافه کا ید عبدالرضا (پدر بزرگم )قراردارد که در زمان ابوالقاسم خان بختیاری که با دولت وقت می جنگید برای آنکه همه جای راهها  را ببیند روی این کوه پیه ای از سنگ وگل برپا کرد اما تمام نکرده فهمید دولت هلی کوپتر وارد کرده است واز بالا اورا می بینند سرانجام به غارهای زرد کوه بختیاری رفت که بعدا بوسیله قسم قرآن او را دستگیر کردند ودر زندان تهران به دار آویختند (اعدام کردند )آنجا را مافه ابوالقاسم هم  می گویند . پایین تر از برم بره باز به اندازه حدود ۱۵۰۰متر بند یا سدی جهاد سازندگی هفتکل برروی رود خانه ی سرتیوک  زده است که آب درپشت آن جمع می شود ومی خواهند از آن برای آبیاری گلخانه های دردست احداث استفاده کنند .وطبیعت پرگل وزیبای سرتیوک را با گل های دست آموز هم زینت بخشند .دستشان درد نکند .چرا ؟ چون باعث شدند در هنگام گود برداری برای گلخانه ها به آثار باستانی روزگار ایلامیان یعنی از نخستین تمدهای پایه ریزی شده توسط ایرانیان دراین منطقه پی ببرند .

  • درختان کنار سرتیوک هم خود داستانهای عاشقانه زیادی دارند عاشقان بسیار درزیر سایه این درختان با دلدادگان خود پیوند بسته اند که تا آخر زندگی یار مهربان هم باشند. واین مثل همیشگی مکوندی ها ی بختیاری راتحقق بخشند که با لباس سفید عروسی به منزل همسر بروند وبا کفن سفید درگورستانهای به ناچار احداث شده سرتیوک خاک شوند .  به یاد همه آنان که رفته اند .

چه سرزمین پر خاطره ای هستی سرتیوک .چشمه سرتیوک هرگز نشوی خشک                                            کنار سبز سرتیوک هرگز نشوی لخت                                                                                                                 با تقدیم احترام به همه درگذشتگان مکوندی                                                                      منصور شرف الدین مکوند آذرماه ۱۳۸۷  

اسفند ۲۲
  • هفتکل ناحیه قشقایی نشین خوزستان

 

  • هفتکل در ۸۰کیلومتری جنوب شرقی مسجد سلیمان و در ۱۰۴ کیلومتری مشرق اهواز واقع است و حدود ۲۷۵ متر از سطح دریا ارتفاع دارد.

  • قبلاً سرزمینی بود که آن را بنام یگانه دهکده ی آن گزین می گفتند و میانه رشته های کوه گچ واقع شده و جز چشمه های شور و تلخ، آب مهمی در آن حدود نبود و زراعتش منحصر بود به گندمی که از آبیاری باران به صورت دیم کشت و برداشت می شد.

 

  • این ناحیه جزء خاک مکوند جانکی شمرده میشد.پایین کوه گچ زمین هایی بود که در ایام مذکور جزء ولایت شوشتر بودسپس جزء بلوک باوی اهواز و مسجد سلیمان شد.شهرت این اراضی به واسطه ی چشمه ی نفت سفیدی بود که درپای کوهی بنام نفت سفید- ده بید معروف است و اکنون به نام نفت سفید برات حسن شاهی شهرت یافته است.

  

  • اما این دیار چگونه قشقایی نشین شد

 

  • ترکان قشقایی قرن هاست که در حوزه فارس و اصفهان  و کوه گیلویه  تا نزدیک بندر بوشهر و گناوه ییلاق و قشلاق می کنند، پس چکونه است که هفتکل در میانه خوزستان ناحیه قشقایی نشین شده است؟

  • زندگی کوچ نشینی مستلزم داشتن داشتن آب و علف برای زندگی دام آنان است و در صورتی که به هر دلیل این امکانات برای آنان فراهم نباشد ناگزیر از مهاجرت می شوند. اما مهاجرت آنان ممکن است که دلایل دیگری هم داشته باشد. از جمله بیماری ها، فقر و هم چنین ظلم و ستم.

  • لرد کرزن که جمعیت قشقایی را در سال ۱۸۷۱ میلادی(۱۲۵۰ خورشیدی) ۶۰۰۰۰ خانوار و در سال ۱۸۹۱ میلادی(۱۲۷۰ شمسی) حدود ۲۵۰۰۰ خانوار ذکر نموده است علت این کاهش را چنین توصیف نموده است :

پس ازمرگ ایلخانی مزبور( محمدقلی خان ) زمام اختیارات در دست خان های کوچکتر افتاد که به اختلاف و نقار داخلی منجر شد . با این ترتیب ۵۰۰۰ خانوار به بختیاری ها ملحق شدند و همین مقدار هم به ایلات خمسه پیوستند و در حدود ۴۰۰۰ خانوار نیز در دهات مختلف پراکنده و ساکن شدند . این جریان جمع کل آنها را به ۲۵۰۰۰ خانوار کنونی رسانید .

  •  بنا براین می بینیم که اختلافات شدید بین روسای ایل که زیان آن مستقیما متوجه طبقات پائین عشایر می گردید و هر گاه که  تیره ای مورد نهب و غارت واقع می شد، آنان ناگزیر از مهاجرت می شدند و در عرض بیست سال گروه زیادی از عشایر قشقایی به این درد دچار و ناگزیر از مهاجرت گشته و پاره ای از آنان به سوی سرزمین های بختیاری به همین سرزمینی که نامش هفت کل است نقل مکان کرده اندو در دیار بختیاریان باقی ماندند.

  • در سالی که خوانین بختیاری رامهرمز را بنام خالصه از دولت خریدند تمام اراضی آن را اعم از خالصه و غیره خالصه تصرف نموده و حوزه ی رامهرمز را از هر طرف توسعه دادند.از جمله ناحیه گزین از خاک مکوند و نفت سفید از خاک شوشتر را جدا نموده ضمیمه ی رامهرمز ساختند.

  •  در آن ایّام طوایفی از ترکهای قشقایی فارس مانند: صفی خانی، چهارد، چریک، وندا، امرلو، لوکی، اصلان لو، شکرلو، چهرازی و به این حدود مهاجرت کرده و به بختیاری ها پیوسته بودند که جای مخصوصی برای اقامت می خواستند.

  •  بختیاری ها اراضی گزین(هفتکل) را بین آن تقسیم نموده وآن را از مالکیت مکوندها در آوردند و این سرزمین در اختیار قشقائیان قرار گرفت. و به این ترتیب این سرزمین به مالکیت ترکان قشقایی در آمد. و هنوز بخش عمده ای از این دیار به نام طایفه های وندا و چهارده چریک معروف و برجای مانده است.

 

  • هفتکل بعد ها سرنوشت دیگری پیدا نمود و  یکی دیگر از نفت شهرهای ایران زمین شد .

اولین اروپائی که نفت سفید را دیده و در گزارش خود آورده سرهنری لایارد است که در فاصله سالهای۱۸۴۲-۱۸۴۰ (۱۲۲۰-۱۲۲۲ شمسی) با کسوت باستان شناس در منطقه فعالیت سیاسی داشته و خاطرات خود را از درگیری محمد تقی خان چهارلنگ با دولت قاجاری به رشته تحریر در آورده است. او که در طی این درگیری ها چند بار مسیر شوشتر تا قلعه تل را طی کرده و در طی یکی از این سفرها از منطقه نفت سفید عبور کرده مشاهدات خود را از چشمه نفت ( نفت سفید ) اینگونه بیان می کند :  

  • نزدیکی ظهر به محلی بنام چشمه نفت رسیدیم. از این چشمه مقداری مایع تیره رنگ بنام مومیائی تولید میگردد. که معمولا” ایرانی ها جهت درمان کوفتگیهای شدید و درد مفاصل بکار میبرنددر اینجا ساختمان کوچکی احداث شده و چند نفر تفنگچی هم از آن چشمه حفاظت مینمایند.[۱][۱]

 

  • گزارش لایارد ۱۸سال قبل از حفر اولین چاه نفت توسط ادوین دریک در پنسیلوانیای امریکا در ۱۸۵۹میلادی است و بدین جهت لایارد هم مانند دیگران در آن دوره  درک درستی از ارزش اقتصادی و استراتژیک نفت نداشته است.

 

  • اما شاید بتوان گفت اولین اروپائی که به قصد تهیه یک گزارش فنی و کارشناسی به منطقه سفر کرده و گزارشی در اینخصوص تهیه نموده لوفتوس بوده که در سال ۱۸۸۵ شخصا” از منطقه دیدن کرده و اینگونه نوشته :

 

  • احتمالا” تعداد فراوانی از حوضچه نفت در کوهستان های بختیاری در فواصل بین آتشکده کهن و مرموز (سرمسجد فعلی) و کوههای آسماری (بین هفتکل و مسجدسلیمان) که بطور طبیعی و خود کار از حوضچههای آن قیر تراوش میکند وجود دارد[۲][۲].

 

  • بعدها که زمین شناسان شرکت نفت در سال ۱۹۲۸ م(۱۳۰۷ شمسی) در زیر خاک این منطقه نفت پیدا کرده و چاهی در آن حفر نمودند، هیچ کس به غیر از مردم ایل قشقایی در این دیار سکونت نداشتند ولی رفته رفته مردم از شهرهای اطراف و دیگر نقاط ایران به شهر نفت روی آوردند و به زودی این سرزمین شهرت جهانی یافت.

 

  •  طولی نکشید که هفتکل دومین ناحیه ی مهم نفت خیز خاور میانه شد.مردم از ولایات، استان ها و کشور های مختلفی به هفتکل مهاجرت کرده و در واحدها و تأسیسات صنعت نفت مشغول به کار شدند. 

  • لذا شرکت شروع به ساختن منازل، گاراژها، انبارها، شبکه تلفن، کارخانه های گوناگون، استقرار ادارت در آنجا کرد و لوازم استخراج نفت و لوله کشی از آنجا به اهواز و آبادان فراهم گردید وآب آشامیدنی اهالی بوسیله تلمبه و لوله های آهنین از رود زرد آورده می شد و روز به روز مراحل توسعه و ترقی را طی نمود. هفتکل در مدًت کوتاهی به سرعت منطقه ای آباد شد و شهره ی آفاق گردید.

  • جاده های آسفالته ی پیچ درپیچ بین شهری میان این خطًه با اهواز و مسجد سلیمان ساخته شد و اتوملیل های متنوعی از قبیل فورد، اینتر نشنال، لورلاری، شتل بس و پیکاب درآمد و شد بودند وآن هنگام جلوه های بدیعی از صنعت و صنعت را در کنار هم می توان دید،

 

  • منازل مسکونی کارگری و کارمندی بازار، باشگاه، سینما،بیمارستان و سایر خدمات رفاهی و شهری به وجود آمد. و مدارس زیادی در آنجا تأسیس شد تا بتوانند جوابگوی نیاز فرزندان کارکنان ناحیه باشند

  

  • در سال ۱۹۳۴ م (۱۳۲۳ خورشیدی) محصول نفت هفتکل سالی دو میلیون تن بود و با ساختن خطوط لوله ی جدید و افزایش وسایل استخراج محصول هفتکل در سال ۱۹۳۴ م به شش میلیون تن در سال رسید. از موقع کشف تا ۱۹۵۱م (۱۳۳۰ خورشیدی) بالغ بر یکصدو سی میلیون تن نفت از آن استخراج شده بود. چاههای نفت این منطقه قابل ملاحظه و دومین منطقه نفت خیز ایران به شمار میرفت. از ۲۴ چاه نفت این منطقه سالیانه بالغ بر ده میلیون تن نفت استخراج می شد.

  • از مهرماه سال ۱۳۳۳ پس از استقرار کنسرسیوم در این منطقه، هفتکل پس از میادین نفتی جدید آغاجاری و میدان کهنسال مسجدسلیمان از جایگاه دومی به در ردیف سوم تنزل کرد،که این امر ناشی از استتخراج بی رویه و کاهش فشار مخزن هفتکل بود. هفتکل دارای ۵۰ حلقه چاه نفت که ۱۵ حلقه از انها به بهربرداری رسیده بود. ۵۴۵ خانه کارگری ۱۰۱ خانه کارمندی ۳ باشگاه فرهنگی ورزشی تفریحی ۲ سینما ۲ استخرشنا دو دبیرستان ۱۳ اموزشگاه دیگربو  ده است . و برای خود شان  و مقامی در خوزستان داشت.[۳][۳]     

  • اما معادن این دیار هم گنجایشی و حد و حدودی داشتند، عطش سیری ناپذیر شرکت نفت و علاقه دولت ایران برای دستیابی به دلارهای نفتی، سبب تخلیه نفت سریع و کاهش فشار چاه های این سر زمین شد و با ادامه بهره برداری و کاهش فشار مخزن هفتکل رو به قهقرا رفت و به تدریج همراه کم شدن تولید نفتش خود نیز به قهقرا رفت. در سال ۱۳۴۶ این منطقه پس از میادین آغاجاری، گچساران، مارون، اهواز و کرنج در ردیف ششم تولید نفت قرار گرفت.

  • به همان میزان که تولید نفت در هفتکل کاهش مییافت، شادابی و نشاط شهر نیز کمتر می شد. جوانی این نفت شهر هم رو به پیری رفت و از توان گذشته چیزی باقی نماند. شرکت نفت هم که زمین ها را سوراخ کرده بود و نفت خدادادی با فشار خویش در درون لوله هایش راه می پیمود، دیگر کاری در این دیار نداشت و به همین سبب از نیروی کار خود به تدریج کاست و کاست. کارگران بیکار و جوانان بدون کار باقی ماندند و دولتیان هم در صدد بر نیامدند که راهی برای اشتغال نیروی جوان این دیار انجام دهند و بسیاری از آنان شاید تنها نام این دیار را در اسناد و مدارک دیده بودند و نمی دانستند که هفتکل کجاست. وقتی شما جایی را نمی شناسی و از دردش بی خبری ، چه کاری از شما ساخته است؟

 

  • روزها گذشت و نفت روان خارج شد و دردش به دل دردمندان شهر باقی ماند و مهاجرت از این سرزمین که به غیر از نفت، صنعتی دیگر نداشت، رونق  گرفت، بدین ترتیب هفتکل در مدت کوتاهی به شهری متروک تبدیل شد. گوئی نفت در کالید این شهر چون خون در رگ هایش بود.

  • چون این رگه های نفت در دل سنگهای آسماری خشکیدند، با خاتمه حیات نفت، روی زندگی هم در هفتکل از شرم  کار بندگان ناسپاس به زردی گرائیده است و آن چه از آن باقی است، شبه ای است از گذشه به همراه خاطرات تلخ و شیرین آن. دیار آباد و سرزنده هفنکل به متروکه ای تبدیل شد.

  • و آدم بیاد این ضرب المثل می افتد: تا پول داری رفیقتم قریان بند کیفتم. از نظر مدیران اسبق، سابق و حال و آینده شرکت نفت نیز چنین است.

 تا نفت داری رفیقتم قریان لوله های جاریتم. 

  •    پس اگر نفت نداری برو به ……..

 

  • به مرور زمان گنج این سرزمین به غارت رفت و چاه های آن ته کشیدند و آبادی آن نیز به همراه نفتش رو به سوی ویرانی رفت، و متأسفانه امروزه از هر گوشه و کنارش لوله های نفت مندرس، تأسیسات فرسوده، منازل رنگ و رو رفته، جاده های  نامناسب، جوانان عزیز بیکار و اوضاع مشمئز کننده و اندوهگینی مشاهده می شود که در خور این منطقه ی صنعتی که سال های متمادی به ایران خدمات ملًی ارائه نموده و رونق افزای مملکت بوده نیست، به هر حال اکنون نیازمند توجًه سبز مسئولین و برنامه ریزی آنان جهت احداث واحدهای صنعتی- تولیدی و جذب نیروهای جوان می باشیم تا این ناحیه از زوال قطعی نجات یابد البته ناگفته نماند که بعد از شهرستان شدن این شهر درسال ۱۳۸۶تغییراتی امیدوارکننده بوجود آمد اما نیاز به احداث مراکز صنعتی کار آفرین هنوزشدیدا احساس می شود .

.[۴][۴]

  • هفنکل که تا سال ۱۳۵۷ دارای ۵۰ حلقه چاه نفت بوده که ۱۵ حلقه ان بهره برداری می شده است .سابقا  دارای ۵۴۵ خانه کارگری ۱۰۱ خانه کارمندی ۳ باشگاه فرهنگی ورزشی تفریحی ۲ سالن سینما کارگری وکارمندی ۲ استخر مجهز شنا ۲ دبیرستان و۱۳ دبستان بوده است . متاسفانه اوایل ده پنجاه با تخلیه شرکت نفت از رونق واعتبار ان کاسته شد وامروز مشتمل برحدود ۲۵هزارنفر افراد بومی بختیاری و ترک  و عرب  و بسیاری مهاجرین شهرهای دیگر واهالی  روستاهای اطراف میباشد

  •  قشقائیان کوچ رو  که بسیاری از آنان  دست از زندگی ایلی برداشته و تلاشگران صنعت نفت پیوسته بودند، و به امید آینده ای بهتر در این شهر خانه و مسکن گزیده بودند، به یک باره آرزوها و امیدهای خود را بر باد رفته دیدند، حال دیگر نه کوچ رو بودند و نه شهری و نه کاری برای زندگی در پیش داشتند، و آنان نیز به همراه دیگر ساکنین این شهر که پروتش بر باد رفته و مردمش از یاد رفته بودند، به سایر مناطق روی نهادند.

  •   در سال ۱۳۶۶ تعداد مردم کوچ روی قشقائیان که گرفتار وسوسه زندگی شهری نشده و هنوز در این دیار باقی مانده بودند در سال ۱۳۶۶  بالغ بر       ۶۱۶    نفر بوده است.

 


[۵][۱] - ماجراهای اولیه  -  سر هنری لایارد[۶][۲]  - گزارش لوفتوس[۷][۳] - رقابتهای ژئوپلتیک وتکوین دولت مرکزی(۱۲۸۰-۱۳۲۰) - هادی زمانی[۸][۴]  با استفاده از نوشته- دانش عباسی شهنی ( مؤلف تاریخ مسجد سلیمان) 

 

 

 

 

 

 

    

          

خرداد ۲۹

تاریخچه و طوایف گوناگون در هفتکل از زبان استاد بزرگ و معلم تمام هفتکلی های قدیم و جدید (آقای محمد زاهد میرانی) که سایت ما را قابل دونستند و اجازه استفاده از مطالب وبلاگ ایشان که از اولین وبلاگهای هفتکل هم می باشد را دادند امیدوارم مفید واقع شود.

برای اطلاعات بیشتر می توانید به وبلاگ خود ایشان مراجعه کنید:  www.zahed.blogfa.com  

تاریخچه هفتکل( ضهر هفت نشانه )

پیدایش هفتکل دو روایت دارد ۱ - اسطوره ۲ - معاصر  ….. ۱ - اسطوره: کشته شدن علیمردانخان و هفت پسرانش در راه عشق ( حمیرا )زیباروی عرب که به اسارت گرفته شده بود در یک مبارزه رزمی وگذاشتن اجساد انان بر بالای تپه ای مشرف به شهر ونامگذاری هفت کل یا شهر ( هفت نشانه )بر ان ۲- معاصر : در گیری ( حاج عوض ایل بیگی لرکی)با اعراب صحرای عربستان خوزستان ( شیفه نمره ۱ ونمره ۳ ورامهرمز و امید یه و خلف اباد )وکشتن هفت مهاجم و غارتگر از انها  و گذاشتن اجساد انها بر بالای تپه مشرف به شهر ونامگذاری هفتکل ( برای عبرت) کل در لغت عامیانه بمعنی نشانه این اسناد بصورت نمایشنامه وداستان در ارشیو رادیو و تلویز یون سابق موجود است وقصه معاصر در بولتن شرکت نفت سابق چاپ شده است……..

هفتکل(شهر هفت نشانه )

ناحیه نفت خیز هفتکل در شمال شرقی اهواز متشکل از طوایف اتراک و بختیاری تا سال ۱۳۷۵ دارای ۵۰ حلقه چاه نفت که ۱۵ حلقه از انها به بهربرداری رسیده بود. ۵۴۵ خانه کارگری ۱۰۱ خانه کارمندی ۳ باشگاه فرهنگی ورزشی تفریحی ۲ سینما ۲ استخرشنا دو دبیرستان ۱۳ اموزشگاه دیگربو  ده است متاسفانه باتخلیه شرکت نفت در اوایل دهه ۵۰  از رونق افتاد و تعدادی افراد بومی( ترک ولر ) ومهاجرین اطراف در ان سکونت دارنداین  منطقه استعداد یکبیمارستان مجهز ویک دانشگاه را دارد .سند بولتن شرکت نفت در گذشته دور …..

تاریخچه هفتکل

۱- اسطوره: کشته شدن علیمراد خان وهفت پسرش به دست هم در راه عشق حمیرا زیبا روی عرب که به اسار ت در آمده بود  وگذاشتن جنازه ی آنان بر بالای تپه ای مشرف به شهر ونصب هفت (کل) بر قبر انان  هفتکل بوجود آمد

   ( سند ونمایشنامه این اسطوره به نام هفتکل یا شهر هفت نشانه در آرشیو صدا وسیمای ایران از گذشته دور موجود است )

۲- معاصر :

حدود یک قرن واندی از درگیری (حاجی عوض ایل بیگی لرکی ) از اتراک قشقایی فارس با اعراب بدوی و مهاجم صحرای عربستان خوزستان  ( شیفه - نمره یک - نمره سه - خلف آباد - امیدیه - وقسمتی از   رامهرمز ) وکشتن هفت تن از  اعراب جهت عبرت…. این هفت جنازه بر تپه ای مشرف به شهر که هفت کل بر قبر آنان گذاشته شد  هفتکل نامیده شد

 ( سند در بولتن شرکت نفت اسبق موجوداست)

 

هفتکل

 هفنکل درشمال شرقی اهوازاست و متشکل از طوایف ترک وبختیاری میباشد تا سال ۱۳۵۷ دارای ۵۰ حلقه چاه نفت بوده که ۱۵ حلقه ان بهره برداری می شده است .سابقا  دارای ۵۴۵ خانه کارگری ۱۰۱ خانه کارمندی ۳ باشگاه فرهنگی ورزشی تفریحی ۲ سالن سینما کارگری وکارمندی ۲ استخر مجهز شنا ۲ دبیرستان و۱۳ دبستان بوده است .

متاسفانه اوایل ده پنجاه با تخلیه شرکت نفت از رونق واعتبار ان کاسته شد وامروز مشتمل بر تعدادی قلیل افراد بومی ترک ولر وبسیاری مهاجرین روستاهای اطراف میباشد

این منطقه استعداد یک بیمارستان بزرگ و یک داتشگاه برای خود ومناطق جانکی دارد

لازم به ذکر است که هفتکل یعنی شهر هفت نشانه که تاریخچه دیرینه دارد که بزودی در مورد تاریخچه ان توضیح داده خواهد شد

ادامه را بخوانید »